جنگل‌ها عامل کنترل آب و هوا و ریه‌های زمین هستند و اوضاع خشکسالی را کنترل می‌کنند. قطع درختان جنگل‌ها خطراتی نظیر رانش زمین و قوع سیل را در پی دارد و از آن گذشته زندگی حیوانات و گونه‌های گیاهی موجود در جنگل‌ها، ضامن بقای انسان روی زمین است.

سرویس اجتماعی

جنگل‌ها عامل کنترل آب و هوا و ریه‌های زمین هستند و اوضاع خشکسالی را کنترل می‌کنند. قطع درختان جنگل‌ها خطراتی نظیر رانش زمین و قوع سیل را در پی دارد و از آن گذشته زندگی حیوانات و گونه‌های گیاهی موجود در جنگل‌ها، ضامن بقای انسان روی زمین است.

شمال ایران، از مهم‌ترین و کهن‌ترین منابع جنگلی ایران هستند که سال‌هاست گاه به بهانه ساخت جاده‌ها و یا شهرک‌ها و گاه برای فروش چوب‌هایشان چه قانونی و چه غیرقانونی در معرض نابودی هستند. آتش‌سوزی‌هایی که در فصل گرما رخ می‌دهد و زمانی طولانی که تا رسیدن کمک، جنگل‌ها در آتش می‌سوزند، هم از عوامل تمام شدن منابع جنگلی شمال ایران هستند.

نگهداری از چنین سرمایه‌ای، بیشتر از هر چیز به برنامه‌ریزی دقیق نیاز دارد. چیزی که به اعتقاد برخی کارشناسان دقیقا ضعف سیستم مدیریتی در حفاظت از جنگل‌هاست. ضعف مدیریت و نداشتن برنامه‌ای درست و دقیق برای نگهداری از جنگل‌ها، نقطه ضعف ما در این زمینه است. کارشناسان منابع طبیعی معتقدند از یک طرف اعتبار مناسبی برای نگهداری از جنگل‌ها اختصاص داده نمی‌شود و از طرف دیگر، آن مقدار اعتباری هم که نصیب جنگل‌ها می‌شود، در مسیر درست خرج نمی‌شود. بیش از هر چیز، سیاست‌های متناقض در سطح خرد و کلان، منابع جنگلی را در معرض خطر قرار داده است. ظاهرا سازمان جنگل‌ها سالانه حدود ۵۰۰‌میلیارد تومان اعتبارات ملی و استانی دارد که تنها ۲۰‌میلیارد تومان به جنگل‌های شمال اختصاص دارد و مابقی اعتبارات در بحث‌های سدسازی استفاده می‌شود. گفته می‌شود مجوزهای بهره‌برداری به‌طور رسمی از سوی سازمان جنگل‌ها صادر می‌شود و کسی به هشدارهای کارشناسان اهمیت چندانی نمی‌دهد. بر اساس آمارهایی که مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران ارائه می‌دهد و بنا بر اطلاعات ماهواره‌ای روزانه حدود ۴۰ هکتار از جنگل‌های شمال کشور نابود می‌شود که حدود۲۰ هکتار آن از جنگل‌های مازندران است. راهسازی‌ها، یکی از عوامل تخریب جنگل‌ها در مسیر قانونی هستند که نفس درختان را گرفته‌اند. آنچه باید در نظر گرفته شود این است که فعالیت سازنده راهسازی نباید به قیمت نابودی عرصه های جنگلی تمام شود .تخریب‌ جنگل‌ها به وسیله فعالیت دامداران، پروژه‌های عمرانی، قاچاقچیان و زمین‌خواران نمی‌تواند برای همیشه ادامه پیدا کند و انتظار داشته باشیم، جنگل‌ها خود را ترمیم کنند و از بین نروند. بنا بر اطلاعاتی که مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی مازندران اعلام کرده است، پیگیری جدی طرح آمایش سرزمین تنها راهکار این معضل است. آمایش سرزمین، تمام استعداد سرزمین را مطالعه می‌کند و هر فعالیت باید منطبق با طبیعت منطقه باشد. همچنین یکی از نگرانی‌ها وجود آفات در جنگل است.

چه بخواهیم چه نه، روند تخریب و قطع درختان در مرحله بحران قرار دارد. آتش‌سوزی‌های عظیم و گسترده در جنگل‌های شمال ایران طی سال‌های گذشته به عمد یا بر اثر سهل‌انگاری و عوامل جوی در چندین نوبت اتفاق افتاد و منجر به نابودی بیش از صدها هکتار از درختان جنگلی شد و حجم بزرگی از درخت‌ها و گونه‌های مختلف گیاهی از بین رفتند. غیر از آتش‌سوزی در جنگل‌ها یکی از علل نابودی درختان قطع آنها توسط افراد و یا برخی سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی و غیردولتی است. آنچه مایه تعجب است، پیگیری ضعیف مسئولان در امر حفاظت از جنگل‌هاست. تا جایی‌که گره‌های فعال محیط زیست، هر روز باید دلمشغولی تازه‌ای در حوزه جنگل‌ها داشته باشند، اما تغییری در روند تخریب جنگل‌ها اتفاق نیفتد. زمانی سرتاسر جگله شمال ایران را «جنگل های جلگه ای» پوشانده بود که در پنج دهه اخیر در هجوم تهدید، تصرف، تخریب و تغییرکاربری اکنون فقط لکه‌هایی از آن باقی مانده است.

بر اساس آمار موجود، بیشتر جلگه های ساحلی دریای خزر که خاک های غیرماندابی و زهکش شده دارند، تا چند دهه قبل زیر پوشش جوامع جنگلی گوناگون، از جمله شمشاد بود که هم اکنون از بین رفته است.

به گفته کارشناسان امر، اهالی جنگل نشین که در گذشته به علت ناامنی و شیوع بیماری مالاریا در نواحی جلگه ای، ناگزیر در ارتفاعات بالای جنگل و مرتع می زیستند، به این جنگل های جلگه ای کمتر دسترسی داشتند.

افزایش سرسام آور قیمت زمین

در زمان حاضر برای ۲ هکتار زمین واقع در یکی از روستاهای بالادست شهرستان های غرب مازندران مبلغ ۳۰ میلیارد تومان به یک فرد روستایی پیشنهاد می شود جواب نه گفتن به این پیشنهاد وسوسه انگیز به مراتب سخت تر از بله گفتن خواهد بود. سوال اینجاست که چرا تاکنون قانون نتوانسته جلوی ساخت و سازهای خارج از ضوابط یا غیرمجاز را بگیرد؟ چرا نهادهای ذیربط برای حفظ اراضی جنگلی و جلگه ای شمال به ویژه غرب مازندران نظارت دقیق نداشته اند؟ اگر قوانین نیاز به بازنگری دارد چرا نشده و در غیر این صورت چرا با متخلفان امر برخورد جدی نشده تا دست سوءاستفاده کنندگان این بخش قطع بشود؟ طبق آمار موجود اراضی جلگه ای شمال در حال نابودی است، آیندگان این بی توجهی در حفاظت از این عرصه ها را چه تعبیر خواهند کرد؟. اکنون هر روز خبری از قلع و قمع عرصه های ملی متصرفی به گوش می رسد بهتر نبود که از ابتدا جلوی این مشکل گرفته می شد تا امروز چنین دغدغه ای وجود نداشت و دهها سوال مربوط دیگر که مسوولان امر باید پاسخگوی چالش های این بخش باشند.

گردشگری بودن منطقه غرب مازندران و ورود میلیون ها مسافر و گردشگر داخلی و خارجی به گفته کارشناسان و مسوولان امر به افزایش ساخت و سازهای غیرمجاز در اراضی جلگه ای غرب مازندران منجر شده است.

در این پیوند، یک کارشناس ارشد جنگل در مازندران گفت : جنگل های جلگه ای به جنگل هایی گفته می شود که از ساحل دریا تا ارتفاع ۵۰- ۶۰ متری از سطح دریای آزاد وجود دارد. محمدامین حاجی زاده افزود : از نظر اقلیمی، جنگل های جلگه ای با جنگل های کوهستانی متفاوت هستند و به دلیل موقعیت رشته کوه البرز، به محض افزایش ارتفاع، دما کاهش می یابد و محیط سردتر می شود. به گفته وی در میان بند جنگل های شمال یعنی محدوده ارتفاعی ۷۰۰ تا هزار و ۸۰۰ متر از سطح دریا، میزان بارندگی افزایش و در بالابند کاهش می یابد. این کارشناس ارشد رشته جنگلداری تصریح کرد : آب و هوای منطقه جلگه گرم تر و معتدل تر و دوره رشد آن طولانی تر است و سیمای گیاهی متفاوتی در مقایسه با کوهستان دارد.

کارشناسان امر بهترین نمونه جنگل های جلگه ای در شمال کشور را پارک های جنگی نظیر سی سنگان در نوشهر و پارک جنگلی نور در استان مازندران و گیسوم در استان گیلان برشمردند.

آنان گیاهان اصلی جنگل های جلگه ای را شامل درختان بلوط و درختان شمشاد و افرا و لرگ و توسکا و گاهی پلت و انجیلی اعلام و اضافه کردند: در این جنگل ها، انار و زیتون تلخ و لیلکی (lilaki) هم در ساحل دیده می شود.

توسعه شهرها و احداث تاسیسات و تبدیل عرصه ها به زمینه کشاورزی

حاجی زاده درباره علل تخریب جنگل های جلگه ای شمال خاطرنشان کرد : توسعه شهرها و جاده ها در ۱۰۰ سال اخیر و احداث تاسیسات گاز و برق و دکل و افزایش جمعیت و تبدیل اراضی به زمین های کشاورزی مهم ترین عوامل کاهش سطح این جنگل ها بوده است. این کارشناس ارشد جنگل خاطرنشان کرد: باید جنگل های جلگه ای فعلی حفظ شود زیرا متعادل کننده اقلیم منطقه است و از نظر زیست محیطی در کنترل آفات کشاورزی، زهکش آب های سطحی، کنترل سیلاب و به عنوان محلی برای زیست پرندگان بسیار موثر است. نکته دیگر این که آن دسته از اراضی که در اختیار سازمان جنگل ها و مراتع و آبخیزداری کشور است، یعنی زمین های جلگه ای که جنگل نیست و در دهه های اخیر در آن صنوبرکاری می شود، باید به زراعت چوب اختصاص داده شود. مهم تر این که جنگل های جلگه ای متعادل کننده سامان آبی منطقه بوده و ارزش های گردشگری هم دارند.

کارشناسان می گویند: حمله سریع و دامنه دار شهرنشینان به سواحل و ایجاد خانه ها و پلاژهای ساحلی یکی از عوامل مهم تخریب جنگل های جلگه ای محسوب می شود. برای مثال سلمان شهر (متل قو) در غرب استان مازندران و نواحی اطراف آن و حتی نمک آبرود، تا سال ۱۳۳۸ رویشگاه شمشاد بود که در این سال گفته می شود یکی از دست اندکاران امر با تبانی مسوولان وقت، آن را تخریب کرد و مشغول ساخت و ساز شد. بر اساس منابع موجود، جنگل های جلگه ای شمال ایران دارای چهار نوع جامعه گیاهی اصلی است. این چهار جامعه شامل توسکا ـ لرگستان و ملج ـ توسکاستان و شمشادستان و انجیلی ـ ممرزستان.

جامعه گیاهی توسکا ـ لرگستان در خاک های مرطوب کنار رودخانه ها و خاک های آبرفتی و در مناطقی که سفره آب زیرزمینی بالاست دیده می شود، گیاهان شاخص این جامعه شامل توسکای ییلاقی، توسکای قشلاقی، لرگ، سفید پلت، خرمندی، جگن، گل شیپوری است. جامعه ملج ـ توسکاستان، این جامعه در خاک های راون مرطوب جامعه خاصی را با گونه هایی همچون توسکای ییلاقی و ملج و افسونگر شب و خرمندی تشکیل می دهد.

جامعه شمشادستان به صورت پراکنده و منقطع در سواحل و مناطق جلگه ای جنگل های گیلان و مازندران در زیرآشکوب درختان جنگلی مشاهده می شود که به دلیل مداخلات مردمی و بهره برداری افراطی و قطع های یکسره در چهار دهه اخیر، تا حد زیادی تخریب و به زمین کشاورزی تبدیل شده است.

روایت بیهقی

به نوشته تاریخ بیهقی، نزدیک به هزار سال قبل و در هنگام لشکرکشی سلطان مسعود غزنوی به طبرستان، در جلگه بین ساری و آمل، جنگلی انبوه و هموار که تا کوه امتداد داشت دیده می شد و راه های آن به قدری باریک بود که فقط دو سه سوار می توانستند از کنار هم عبور کنند؟ همچنین راه بین آمل و ناتل (نزدیک نور فعلی) پوشیده از جنگل و جوی و برکه بود.

صاحب‌نظران می گویند : در گذشته در برکه ها و مانداب های جلگه های شمال کشور، گیاهان آب زی مانند نیلوفر آبی و عدسک آبی و گاهی زنبق زرد می رویید که به دلیل خشکاندن برکه ها، این گیاهان نیز از بین رفتند و اکنون به ندرت در شمال کشور برکه های گیاه دار دیده می شود.

به اعتقاد کارشناسان جنگل ها و مراتع کشور در شمال کشور هر جنگلی که در ارتفاعی کمتر از ۵۰- ۶۰ و حداکثر ۱۰۰ متر قرار دارد جنگل جلگه ای محسوب می شود، جنگل های جلگه ای حد فاصل دریا و اولین تپه ها را در بر می گیرد و از نظر گونه ای اهمیت فراوانی دارد.

آمار دقیقی از مساحت جنگل های جلگه ای وجود ندارد

برخی از این کارشناس معتقدند آمار دقیقی از مساحت جنگل های جلگه ای شمال کشور وجود ندارد و برخی نیز برآورد کردند که سطح این جنگل ها حدود ۸۰ هزار هکتار باشد. تا حدود یک قرن پیش قسمت اعظم جلگه شمال پوشیده از جنگل بود که این موضوع برای مثال در سفرنامه رابینو، کنسول انگلستان در رشت، که در بهار ۱۲۸۸ و پاییز ۱۲۸۹ شمسی از رشت تا گرگان سفر کرد ذکر شده است. جنگل های جلگه ای در گذشته به قدری متراکم بود که بعضی از روستاها نام خود را از نام درختان گرفتند که می توان به مازی گاه در شرق نوشهر که هم اکنون مزگاه تلفظ می شود اشاره کرد که برگرفته از نام درخت مازو (بلوط) است. هم اکنون پارک ها و ذخیره گاه های جنگلی، از جمله پارک های قرق، دلند، نور، سی سنگان و ذخیره گاه شمشاد توسکاتک مهم ترین مصادیق جنگل های جلگه ای محسوب می شود که به دلیل استفاده بیش از ظرفیت در خطر تخریب قرار دارند. کارشناس ارشد رشته جنگلداری در مازندران به ایرنا گفت : بیشترین جنگل های جلگه ای شمال در استان گیلان واقع است که به صورت لکه های خیلی کوچک دیده می شود که پارک جنگلی سراوان و پارک گیسم و ذخیره گاه شمشاد دکتر درستکار و همچنین ذخیره گاه سفید پلت صفرا بسته از نمونه های شاخص آن است.