اداراتی چون فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم با طیف گستردهای از خانوادهها، کودکان، نوجوانان، جوانان، دانشآموزان و هنرمندان سروکار دارند و هم محملی برای فرهنگسازی به شمار میروند و به همین دلیل در جامعه اسلامی، دستگاهی مهم شمرده میشوند و از این منظر در انتخاب افرادی […]
اداراتی چون فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش و پرورش، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم با طیف گستردهای از خانوادهها، کودکان، نوجوانان، جوانان، دانشآموزان و هنرمندان سروکار دارند و هم محملی برای فرهنگسازی به شمار میروند و به همین دلیل در جامعه اسلامی، دستگاهی مهم شمرده میشوند و از این منظر در انتخاب افرادی که به مصادری چون ادارهکل فرهنگ و ارشاد استان یا اداره فرهنگ و ارشاد و شهرستان منصوب میشوند باید دقت نظر بیشتری شود و مثلاً تنها ادا و ادعای فرد به انقلابیگری و ارزشی بودن، ملاک انتخاب نباشد و عقبه و سوابق نیز مورد توجه قرار گیرد.
از حدود چند ماه قبل، حرف و حدیثهایی درخصوص مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران در برخی فضاهای خصوصی به راه افتاد تا اینکه «حسین جوادی» در خرداد گذشته در پوشش تصمیم برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی، استعفا داد و از سمت خود کنار کشید هرچند درخصوص ادعاهایی که طرح شد هرگز شفافسازی نشد فقط این نکته در ذهن افکار عمومی ماند که هیچ دولتی، مدیری که خود منصوب کرد را پس از یک تا دو سال عزل نمیکند و حتی تقاضای استعفایش را نیز نمیپذیرد مگر اینکه خبط و خطایی جدی یا در پسِ پرده داستانی رخ داده باشد. توقع افکار عمومی این است که مدیران نیز از این نظر با بقیه افراد، برابر باشند و اگر مدیری، خیانت یا سوءرفتاری داشت و به دلیل این مسائل، عزل یا توصیه به تسلیم استعفا شد، صادقانه برای مردم گفته شود تا این جدیت دولتمردان، بهعنوان عامل بازدارنده عمل کند و سایر مدیران نیز از رفتن به مسیرهای مشکوک و دست زدن به خبط و خطا خودداری کنند و یقین داشته باشند دستگاههای نظارتی و نهادهای بالادستی از این منظر با کسی شوخی ندارند. روز گذشته نیز خبر از عزل مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان گیلان فضای شبهه و ابهام را مقابل دیدگان افکار عمومی گشود مشخصاً به این دلیل که عزل این مدیرکل هم تنها پس از حدود دو سال از انتصاب، نمیتواند بدون دلیل باشد. چند ساعت بعد در فضای مجازی و همچنین برخی سایتهای رسمی از احتمال رفتار سوءاخلاقی به میان آمد و حتی یکی از سایتهای محلی نوشت: «رضا ثقتی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان به دلیل حواشی ایجاد شده در روزهای اخیر، از کار برکنار و عبدالرضا علیپناه بهعنوان سرپرست ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گیلان منصوب شد.»
یکی دیگر از سایتها هم درخصوص حاشیههای روزهای اخیر توضیح داد: «در روزهای گذشته انتشار یک فیلم و صحبتهای انجام شده میان مدیرکل فرهنگ و ارشاد معزول گیلان و یک پسر جوان حواشی بسیاری داشته است که به دلایلی از باز کردن بیشتر موضوع معذوریم». ما البته فیلمی ندیدیم و قصد نداریم با آبروی کسی بازی کنیم اما تأکید داریم مدیران ارشد استان گیلان، دستگاههای قضایی و نظارتی برای افکار عمومی توضیح دهند که این عزل به چه دلیل بوده است ؟ باور داریم در دنیایی که با فاصله تنها چند دقیقه خبر از دورترین نقطه جهان به دست جوانان و نوجوانان شهر و روستا در گیلان و مازندران و گلستان میرسد و امکان مخفینگاه داشتن چنین اخباری، ناممکن است و اساساً همین پنهانکاریها موجب میشود شهروند و کاربر رسانههای مجازی داخل کشور، به منابع رسمی داخلی بیاعتماد شود و برعکس هر خبر راست و دروغی را از «من و تو»، «ایران اینترنشنال»، «بیبیسی» و «صدای آمریکا» بهآسانی باور کند. اینگونه تعارفات و توجیهات موجب میشود با دستان خود «مرجعیت خبری» را از داخل کشور به خارج از کشور منتقل میکنیم و این خطاست. نکته آخر اینکه اگر اخبار و حواشی مربوط به عزل مدیرکل فرهنگ و ارشاد گیلان و اقدام به استعفای همتای وی در استان مازندران که در خرداد رخ داد درست باشد، باید به حال کشور و دولت زار زار گریست که کلید مسئولیت در فرهنگ و ارشاد اسلامی را به دست افرادی داد که نه متعهد و دغدغهمند که «فرهنگباز» بودند و تلاش داشتند از کرسی و مسئولیت فرهنگی که بهامانت به آنان سپرده شد، سواری بگیرند و لذت ببرند و از این منظر هم استاندار، هم نهادهای نظارتی و هم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی باید پاسخگو باشند.


























