از ۱۱ اردیبهشت که «حسین جوادی» با حکم وزیر ارشاد دولت سیزدهم، به مدیریت ادارهکل فرهنگ و ارشاد منصوب شد تا امروز حدود هفت ماه گذشته است اما هربار که خواستیم زبان به نقد منصفانه بر عملکرد وی باز کنیم در پسِ گوش ما گفتند: «تازه آمده است، اجازه بدهید، جا بیفتد، درست میشود» و […]
از ۱۱ اردیبهشت که «حسین جوادی» با حکم وزیر ارشاد دولت سیزدهم، به مدیریت ادارهکل فرهنگ و ارشاد منصوب شد تا امروز حدود هفت ماه گذشته است اما هربار که خواستیم زبان به نقد منصفانه بر عملکرد وی باز کنیم در پسِ گوش ما گفتند: «تازه آمده است، اجازه بدهید، جا بیفتد، درست میشود» و با همین دلسوزانهها، هفت ماه از مدیریت نخستین مدیرکل دولت سیزدهم بر فرهنگ و ارشاد مازندران گذشت و در این مدت، شاهد هیچ کار شگرفی از وی در این دستگاه معظم فرهنگی نبودیم ضمن اینکه تجربه به ما آموخت «گذشته، چراغ راه آینده است» و اگر مدیری در ۷ ماه خطا رفت و یک دستگاه استانی را به روزمرهگی دچار کرد، در چهارسال آتی نیز -اگر بماند- و البته باز سودای کاندیداتوری مجلس به سرش نزند، بر همین مسیر خواهد رفت و ماندن وی جز افزودن بر خسارت، نتیجه خاصی نخواهد داشت.
از همان روزهایی که زمزمه انتصاب «حسین جوادی» بر ادارهکل فرهنگ و ارشاد استانی شد که در حوزه رسانه، گذشته تاریخی و فرهنگی و سطح سواد، در شمار دو تا سه استان کشور است، برخی در «هوشمندانه بودن» این انتصاب، تشکیک کرده بودند و استدلال آنان نگاه به گذشته بود. آنان میگفتند کسی که در فرهنگ و ارشاد آمل، تجربه ضعیفی از مدیریت برجای گذاشت و صدای اعتراض بسیارانی را برآورد و کسی که نتوانست یک هفتهنامه درجه چندمی را مدیریت کند و درنهایت سروکارش به اعمال ماده ۱۶ رسید و نشریهاش لغو امتیاز شد چگونه میتواند بر چنین گسترهای نظارت کند و حتی یکی از دوستان آملی به مزاح به ما گفته بود «اینجه، اونجه نیه» و حسین جوادی وقتی در آمل، موفقیت و دستاوردی نداشت و کارویژهای انجام نداد، طبیعی است در ادارهکل فرهنگ و ارشاد استان مازندران نیز نمیتواند موفق عمل کند نه اینکه نخواهد، قد و قوارهاش در حدی نیست که بتواند اولویتها و چالشهای فرهنگی استان مازندران را درک و آن را هضم کند. امروز بر کسی پوشیده نیست که بودن یا نبودن «حسین جوادی» بر روند عادی امور در ادارهکل فرهنگ و ارشاد هیچ تأثیری ندارد و کارهای عادی و روزانه در این دستگاه فرهنگی توسط کارکنان خدوم این مجموعه، انجام میشود اما غیبت یک مدیرکل که درک درستی از مقوله فرهنگ و رسانه داشته باشد و امور مهم را به جلو براند و اولویتها را برای زیرمجموعه تعیین کند و برنامهریز در حوزه حساس فرهنگ باشد، بهشدت احساس میشود.
بزرگترین نقدی که بر عملکرد «حسین جوادی» وارد است این است که برای وی در حوزه رسانه، دوغ و دوشاب یکی است و رسانهای که تعداد ۴۰ تا ۵۰ تن بیمهشده و چندین عضو تحریریه دارد و روزانه چند مطلب تولیدی در حوزههای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دارد با رسانهای که توسط دو عضو خانواده اداره میشود و حتی در ماه، یک متن تولیدی ندارد، یکسان است. مهم برای جوادی مجیزگویی خودش در رسانه ست و یا اینکه یار حزبی وی باشی! در غیر اینصورت جوادی درک و دانشی برای تشخیص خوب یا بد در حوزه فرهنگ و رسانه و هنر ندارد! هر چند ادعای او در این عرصه این است که باید معاون وزیر ارشاد می بود بخاطر اشرافیتش به حوزه فرهنگ و رسانه نه اینکه مدیرکل می شد! جوادی با همین وهم اعظم به مازندران آمد هر چند خیلیها ریش گرو گذاشتند تا او به آرزویش برسد! در مجموعه فرهنگ و ارشاد استان مازندران، برخی رسانهها در تولید محتوا و همچنین کار حرفهای موقعیتی ممتاز دارند اما برای «حسین جوادی» که افق دیدی محدود دارد، همه رسانهها و فعالان رسانه، یکسان هستند و این درد ماست.
داستان چگونگی برگزاری مراسم «روز خبرنگار» و بیاعتنایی به «خانه مطبوعات»، در ماههای اولیه حضور ایشان و شیوه دعوت از اهالی رسانه بهعنوان یکی از خاطرات تلخ دوران مدیریت ایشان، هرگز از یاد ما نخواهد رفت.
از حوزه رسانه که بیرون برویم نیز باید تأکید کنیم «حسین جوادی» در سایر حوزههای تکلیفی فرهنگ و ارشاد، کار مهمی انجام نداد و اگر تالار فرهنگی بر حسب تصادف، در دوران مدیریت وی افتتاح شد، تلاش کرد همه امتیاز آن را به نام خود سند بزند و نه در مراسم افتتاح و نه در دیگر مراسمها، یادی از مدیران و نمایندگان فعلی و پیشین که در انجام این اقدام ارزشمند، بدون نمایش خبری، تلاش کردند، نکرد و در مراسم فرهنگی «هفته مازندران» که امسال با همت استاندار و رجال فرهنگی و بزرگان استان با شکوهی ماندگار اجرا شد نیز «حسین جوادی» کمترین نقش را داشت و تنها در شکل یک «ویژهخوار» ظاهر شد و تلاش کرد تا بهره تبلیغاتی از این اقدام مهم فرهنگی را به جیب خود واریز کند.نکته بعدی این است که «حسین جوادی» با این سطح و سبک مدیریت ضعیف که به نمایش گذاشت، خود را بینیاز از مشاوره مید اند و در همه زمینهها دادِ «اَنا رجل» میزند و نظر و نگاه خود را بالاتر از همه میداند و در همه حوزهها نیز ادعا دارد.
سوال ما در این نوشتار از «حسین جوادی» این است که طی این هفت ماه برای مازندران که مهد فرهنگ است، چه کار مهمی انجام دادید ؟
حقیقت این است که تقریباً همه فعالان فرهنگی پاسخ این سوال را میدانند و آگاه هستند که حسین جوادی در دستان خود چیزی جز باد ندارد و همه آنچه که تلاش کرد به نام خود سند بزند، در حقیقت توسط دیگرانی رقم خورده بود که اگر آنان نبودند، بسیاری از آن اتفاقات خوب، محقق نمیشد.
در پایان از استاندار مازندران که دغدغه توسعه فرهنگی استان را دارد، توقع داریم در شرایطی که بیش از هر زمان، جوانان، زنان و دختران این استان نیاز به آشنایی با گرانیگاههای فرهنگی شهر و استان خود دارند، ورود کند تا سکان ادارهکل فرهنگ و ارشاد استان را به دست فردی فرهیخته سپرده شود که چالشها و اولویتهای این حوزه را بداند و برای رفع چالشها و استفاده از اولویتها، برنامه روشن داشته باشد.


























