این روزها که در «هفته دولت» بهسر میبریم و مدیران دستگاههای اجرایی در نشستهای خود ضمن گرامیداشت یاد و نام شهیدان رجایی و باهنر به بیان چالشها و فرصتهای استان میپردازند یک نکته بسیار تکرار میشود و آن اینکه «محیط زیست مازندران» در معرض خطر است و همه مدیران، حرف از پیوست زیستمحیطی در طرحها […]
این روزها که در «هفته دولت» بهسر میبریم و مدیران دستگاههای اجرایی در نشستهای خود ضمن گرامیداشت یاد و نام شهیدان رجایی و باهنر به بیان چالشها و فرصتهای استان میپردازند یک نکته بسیار تکرار میشود و آن اینکه «محیط زیست مازندران» در معرض خطر است و همه مدیران، حرف از پیوست زیستمحیطی در طرحها و برنامههای خود میزنند و این البته رویکرد نوینی است و جای قدردانی دارد.
یکی از نکاتی که این روزها خواه ناخواه در معرض دید قرار گرفته است و به نظر میآید از سطح هشدار نیز عبور کرد بحران «زباله و پسماند» است که در بسیاری از شهرها، به یک شکل نامطلوب و نادرست در حال مدیریت است بهاینصورتکه تقریباً در همه شهرها، یا به صورت دپوی غیربهداشتی در دامن محیطزیست اعم از دریا، جنگل و اراضی زراعی رها شده است یا به صورت دفن در «لندفیل» و در نهایت در دو شهرستان نوشهر و ساری نیز با احداث زبالهسوز مدیریت میشود.
برای درک عمق فاجعه کافی است سری به یکی از مناطق دفن و دپو مانند «انجیلسی» در بابل بزنیم تا دریابیم روز روشن چه ستم و اجحافی در حق محیطزیست استان روا داشته میشود گویا که این ادارهکل در مازندران مدیر و متولی ندارد و کسی نباید در برابر این نگرش، به پیشگاه خدا، وجدان و قانون پاسخگو باشد.
البته محیطزیست به بیان مقام معظم رهبری موضوعی مربوط به این دولت و آن دولت نیست بلکه یک امر حاکمیتی است و مدیران همه دستگاهها باید نسبت به آن احساس مسئولیت ویژه کنند اما اداراتکل محیطزیست استانها و همچنین معاونت رییسجمهوری و رییس سازمان حفاظت محیطزیست کشور نسبت به آن مسئولیت مستقیم دارند و باید به افکار عمومی پاسخگو باشند.
در این میان وضعیت استانهایی چون مازندران، گیلان و گلستان، برجسته است چون این سه استان، بخش عمده کشاورزی و تولید غذای کشور را بر عهده دارند و اگر هرنوع آلودگی خارج از نُرم و استاندارد، به طبیعت تحمیل شود و منابع آب و خاک را آلوده کند، آسیب جبرانناپذیری به سلامت مردم وارد میکند. جای تعجب و حیرت است که مدیرکل پیشین نیز در برابر مشکلات زیستمحیطی مازندران، مواضعی منفعلانه داشت و هرگز هشدار جدی نداد و در مقابل این بحرانها بیتفاوت بود و امروز و در دولت رییسی نیز مدیرکل جدید، همان رویه مدیرکل قبلی را در پیش گرفته و سلوک مدیریتی «عطاء الله کاویان» هیچ نسبتی با دولت سیزدهم ندارد که رییس دولت، از این استان به آن استان میرود تا ضمن بازدید میدانی از مشکلات، ظرفیتها و دیدار با مردم، گامی برای توسعه کشور بردارد. تا جاییکه ما اطلاع داریم مدیرکل محیطزیست مازندران در دولت آیتالله رییسی هنوز یکبار از گرههای کور زیستمحیطی استان دیداری نکرده و طرحی برای تدبیر آن ندارد و گوییکه حضوری تزیینی در این اداره حاکمیتی دارد.
بررسی موضوع ما را به نتایج جالبی رساند و لازم دانستیم به شخص آیتالله رییسی و علی سلاجقه بگوییم چشم شما روشن که فردی را به این جایگاه منصوب کردید که از حامیان فتنه غربی- عربی سال ۸۸ بود و طی بیانیهای به اتفاق همسر خود، حمایت خود را از کاندیدای مسألهدار انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ اعلام کرد و متن این بیانیه نیز در اختیار روزنامه «خبرشمال» قرار دارد.
عطاء الله کاویان که پس از اتفاقات سال ۸۸ و ۸۹ توسط جریان فتنه، احساس کرد نیاز به پنهان کردن رویکرد سیاسی خود دارد، سکوت اختیار و در سال ۸۹ اقدام به تغییر فامیلی خود که تا آن روز «عطاءالله کلارستاقی» بود به «کاویان» کرد و رفتهرفته موفق شد نظر موافق برخی جریانات سیاسی را به خود جلب کند و در دولت سیزدهم، بر یک کرسی استانی بنشیند. شاید انتصاب یکی از افراد نزدیک به فتنه ۸۸ به مدیرکلی محیطزیست مازندران بیارتباط با نزدیکی «دکتر علی سلاجقه» با «کاوه مدنی» معاون اسبق سازمان حفاظت محیطزیست کشور نباشد که در نهایت از کشور فرار کرد و اگر اینگونه باشد آیتالله رییسی باید موضوع را از ریشه درمان و سلاجقه را برکنار کند در غیراینصورت بیم آن میرود افرادی دیگر از همفکران و نزدیکان به کاوه مدنی یا فتنه ۸۸ رنگ عوض کنند و در این سازمان کلیدی و مهم پست بگیرند. از دستگاههای نظارتی، نهادهای امنیتی و همچنین از شخص رییسجمهوری توقع داریم موضوع را به فوریت بررسی کنند چون هر روز ماندن فرد یا افرادی که وابسته به جریان نفاق و فتنه هستند و دلبستگی و تعهدی به گفتمان دولت ندارند، در کرسیهای مدیریتی دولت سیزدهم، نگاه بزرگان و دلسوزان جبهه انقلاب را نسبت به دولت منفی میکند و بین دولتمردان و مدیران دولتی و جامعه طرفداران دولت سیزدهم، فاصله میاندازد. نکته آخر اینکه محیطزیست در همه استانها و بهطور ویژه در مازندران مبنا و پی ساختمان توسعه است و اگر نفوذیها با هر ترفندی، به این پی آسیب برسانند، تلاش دولت در سایر حوزهها هرگز دیده نمیشود و به همین دلیل، لازم است در برخود با افراد مسألهدار در این حوزه اقدام عاجل انجام شود.


























