همسر آزاری در مازندران کاهش یافته است. این خبر را مدیرکل پزشکی قانونی استان مازندران اعلام کرده است. علی عباسی ضمن اعلام این خبر، از ارجاع یکهزار و ۲۶۴ مورد همسر آزاری در هشت ماه امسال به مراکز پزشکی قانونی خبر داد و گفت: این آمار نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۶درصد کاهش داشت. […]
همسر آزاری در مازندران کاهش یافته است. این خبر را مدیرکل پزشکی قانونی استان مازندران اعلام کرده است.
علی عباسی ضمن اعلام این خبر، از ارجاع یکهزار و ۲۶۴ مورد همسر آزاری در هشت ماه امسال به مراکز پزشکی قانونی خبر داد و گفت: این آمار نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۶درصد کاهش داشت.
وی با بیان اینکه همسرآزاری به شکلهای مختلف در جوامع بروز میکند و در هر خانوادهای با هر شرایط و موقعیت اجتماعی ممکن است نمونهای از همسرآزاری وجود داشته باشد اظهار کرد: براساس آمار مراجعه کنندگان به مراکز پزشکی قانونی مازندران در هشت ماه امسال، از یکهزار ۲۶۴ مورد همسرآزاری ثبت شده یکهزار۲۴۲ مورد زن و ۲۲ مردان شاکی بودند.
وی البته این را هم گفت که با توجه به مراجعه نکردن اغلب موارد به محاکم قضایی و پزشکی قانونی آمار دقیقی از میزان همسر آزاری وجود ندارد.
مدیرکل پزشکی قانونی مازندران، تصریح کرد: در شهرستانهای ساری و میاندورود با ۲۴۹، بابل ۲۰۵، قائمشهر و سیمرغ با ۱۴۰ مورد بیشترین و شهرستان سوادکوه با ۱۷ مورد کمترین آمار مراجعین همسرآزاری در آن ثبت شده است.
به گفته عباسی، افزایش سطح فرهنگی جامعه، بهبود و مهارتهای زندگی، توجه به سنتها، احادیث بزرگان دینی و ترویج فرهنگ دینی در امر ازدواج، روابط خانوادگی و اجتماعی میتواند موارد همسرآزاری را کاهش دهد.
همسر آزاری معضلی است که همواره در طول تاریخ وجود داشته است. در گذشته به دلیل مردسالاری در کل جامعه، این آزارها عمدتا از سوی مردان و علیه زنان اعمال میشد. اما امروزه، با رشد حضور زنان در اجتماع، زنان و مردان به شکلهای مختلف باعث آزار یکدیگر میشوند. کتک و آسیب جسمی، یکی از انواع همسر آزاری است که به مرور زمان میزان آن در حال کاهش است، اما خود را در قالبی دیگر نشان میدهد.
همسرآزاری، «پدیدهای تام» است و در تعریف آن باید گفت هرگونه عمل خشونتآمیز منجر به آسیب و صدمه، اذیت، آزار، تهدید، محدودیت و محرومیتهای مختلف، همسر آزاری نامیده میشود که این پدیده امروزه شیوع بالایی در جامعه دارد.
همسرآزاری دلایل مختلفی دارد که یکی از دلایل مهم آن اعتیاد مردان است، تسلط نداشتن بر مهارتهای زناشویی، بیماریهای جسمی و روانی و بیکاری به ترتیب دیگر دلایل همسرآزاری به شمار میروند. رتبه اول زنان قربانی خشونت بر اساس تحصیلات برای زنان با تحصیلات ابتدایی است.
طبق آمارهای اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور ۹۷.۷ درصد قربانیان همسرآزاری زنان و ۲.۳ درصد قربانیان را مردان تشکیل میدهند، قربانیان همسرآزاری بر اساس مدت زمان زندگی مشترک، ۳.۵ درصد آنها زیر یک سال، ۱۳ درصد یک تا ۳ سال، ۱۵.۵ درصد بین ۳ تا ۵ سال و ۶۸ درصد بالای ۵ سال از زندگی مشترک آنها میگذرد.
اولین گروه سنی زنان قربانی خشونت ۳۰ تا ۳۴ سال، بعد از آن ۳۵ تا ۳۹ سال و سپس ۲۵ تا ۲۹ سال داشتند. بیشترین فراوانی همسرآزاری در گروه سنی ۲۵ تا ۳۹ سال مشاهده شده است. با افزایش سن زنان، اعمال خشونت در مورد آنها کم میشود به طوری که همسرآزاری در مورد زنان بالای ۵۰ سال حدود چهار درصد است.
همسرآزاری در زنان زیر ۱۸ سال نیز تقریباً چهار درصد است و بیشترین فراوانی در سن مرتکبان همسرآزاری (مردان) بین ۲۵ تا ۴۹ سال است. تحصیلات آزاردهندگان بیشتر در مقطع زیردیپلم بوده است ۱۲ درصد مرتکبان همسرآزاری بیسواد بودند و ۲۵ درصد تحصیلات ابتدایی، ۲۴ درصد تحصیلات راهنمایی، ۱۱ درصد تحصیلات دبیرستان و ۱۸.۵ درصد دیپلم داشتهاند. آمار مرتکبان همسرآزاری در مقطع دانشگاهی به حدود هشت درصد میرسد.
مشکلات همیشه در زندگی خانوادهها به خصوص میان زن و مرد بوده است اما گاهی این خشونتها به طرز عجیبی افزایش پیدا کرده و به آزار تبدیل خواهد شد. خشونت و سوء رفتار علیه زنان در تمام کشورها وجود داشته است.
خشونت در خانواده در تمام گروههای اجتماعی، مناطق جغرافیایی، گروههای دینی، نژادی، اقتصادی، سطوح تحصیلی، شغلی، اجتماعی، تحصیلی و غیره دیده میشود. از جمله خشونتهای خانگی میتوان به همسر آزاری اشاره کرد.
لازم است بدانید که سازمان بهداشت جهانی همسرآزاری را یک اولویت بهداشتی میداند. متاسفانه این مشکل بهداشتی و اجتماعی گاهی منجر به مرگ زنان میشود. این خشونت خانگی تاثیر منفی بر سایر اولویتهای بهداشتی مانند سلامت و ایمنی زنان دارد.
همسر آزاری رایجترین خشونت خانگی بوده که برای زنان در محیط خانواده به وجود میآید. زنان توانایی روبرو شدن با خشم و خشونت مردان را نداشته و دچار آسیب خواهند شد. همسر آزاری شامل هر گونه بد رفتاری و آزار به همسر میباشد که توسط مرد
انجام میشود.مواردی مانند بد رفتاری و خشونتهای عملی، جنسی، جسمی، روانی و مالی از جمله موارد همسر آزاری میباشد. خشونت و آزار رساندن به همسر اغلب دلایلی همچون اعمال سلطه به زن، زورگویی، نشان دادن قدرت و غیره را به همراه دارد.
همچنین اگر خشونت از طریق مستقیم و یا غیرمستقیم بر سلامت او تاثیر بگذارد نیز نوعی همسر آزاری میباشد. در برخی مواقع همسر آزاری لزوما آسیب رساندن نیست بلکه این رفتار میتواند نوعی تهدید، اجبار، از بین بردن آرامش و آزادی فرد و غیره باشد، گاهی نیز این نوع خشونت در ازدواج اجباری به وجود میآید.
همسرآزاری برای حاکمیت در زندگی مشترک
راضیه جلوانی، روانشناس و مشاور خانواده در این باره با بیان اینکه همسرآزاری برای حاکمیت و سلطه در زندگی مشترک به وقوع میپیوندد، میگوید: همسرآزاری از مظاهر خشونت زناشویی است و به شکلهای بدرفتاری، جسمی، عاطفی و جنسی در زندگی زوجین اتفاق میافتد که معمولاً به منظور سلطه، اقتدار و تحکیم قدرت است.
وی میافزاید: در بسیاری از مقالات همسرآزاری مردان نسبت به زنان مورد بررسی قرار گرفته است و در موارد کمتری از همسرآزاری زنان نسبت به مردان صحبت میشود. در هر صورت فرد آزارگر با پرخاشگری و بدرفتاری منجر به آسیب جسمی و روانشناختی همسرش میشود. همسرآزاری در هر دو جنس پیامدهای ناخوشایندی برای اعضای خانواده دارد چنانچه در پژوهشها آمده زنانی که مورد همسرآزاری قرار گرفتهاند کاهش اعتماد به نفس و افسردگی و اضطراب بیشتری را تجربه کردهاند، مردانی هم که مورد همسرآزاری قرار گرفتهاند در درجه اول اقتدار و احساس ارزشمندی خود را از دست میدهند و به دنبال آن توانایی تصمیمگیری آنها را تحت تأثیر قرار داده و منجر به افسردگی میشود.
دلایل همسرآزاری چیست؟
این روانشناس ادامه میدهد: در بیشتر پژوهشها آمده مردانی که شاهد کتک خوردن مادران خود بوده و یا خود مورد آزار جسمی خانواده قرار گرفتهاند، در آینده بیشتر همسرآزاری میکنند همچنین سطح اقتصادی خانواده مبدا در همسرآزاری فرد نقش دارد. طبقات اقتصادی پایین بیشتر در معرض این آسیب قرار دارند. به علاوه در پژوهشی دخالت خانواده همسر هم (در این پژوهش خانواده مرد مطرح بود) در همسرآزاری مؤثر بوده است.
وی تصریح میکند: در بسیاری مواقع این دخالتها منجر به ایجاد تنش بین زوجین میشود و متأسفانه بسیاری از زوجین مهارتهای ارتباطی و حل مسئله ضعیفی در مواجهه با چنین موقعیتهایی دارند بنابراین همین امر میتواند راه همسرآزاری را در زندگی زوجین باز کند. همچنین اعتیاد نیز نقش مهمی دارد، فرد معتاد تنظیم هیجان ضعیفی دارد بنابراین زمان تجربه هیجان منفی مخصوصاً خشم رفتارهای خشونتآمیز انجام میدهد.
جلوانی با بیان اینکه عملکرد جنسی زوجین نیز در همسرآزاری نقش دارد، اظهار میکند: مشکلات جنسی میتواند همسرآزاری را تحت تأثیر قرار دهد تجربیات زوج درمانی حاکی است که کیفیت رابطه زناشویی میتواند موجب همسرآزاری شود در روابطی که احترام متقابل، همدلی، بخشش و گفتوگوی مؤثر کم شده است و زوجین حتی مکالمههای روزانه خود را با خشم و بر طبق الگوی برنده بازنده پیش میبرند همسرآزاری اتفاق افتاده است بنابراین افراد همسرآزار از مهارتهای ارتباطی و تنظیم هیجان پایینی برخوردارند و معمولاً نگرش تو خوب نیستی را مطرح میکنند.
نقش تربیت خانوادگی در همسرآزاری
این مشاور خانواده اضافه میکند: همسرآزاری به دلایل گوناگونی رخ میدهد که ابتداییترین آن به دلیل تربیت و محیط خانوادگی زوجین است. هر چقدر آنها در معرض خشونت و بدرفتاری قرار گرفته باشند میتواند آنها را تبدیل به فرد آزارگر و یا حتی قربانی کند. عامل دیگر ضعف در مهارتهای ارتباطی و تنظیم هیجان است که میتواند آزارگری در رابطه را به دنبال داشته باشد.
وی ادامه میدهد: بررسی اختلالات روانی و شخصیتی در این زمینه ضروری است، به عنوان مثال اختلالات شخصیتی که ویژگی اصلی آن بینظمی هیجانی است همسرآزاری را به دنبال دارد. غیر از عوامل خانوادگی، فردی و روانشناختی عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز در این زمینه دخالت دارند. متأسفانه در بعضی فرهنگهای جامعه ما سلطهگری و پرخاشگری در مردان امری طبیعی و لازم تلقی میشود و البته در جوامعی که در حال گذار از سنتی به مدرن هستند سردرگمی در تعریف نقش زنان آنها را به سمت رفتارهای سلطهگرانه و متعاقباً آزارگر سوق داده است. بنابراین ابتدا برای مقابله با این موضوع باید خانوادهها در زمینه آموزش تنظیم هیجانی و مهارتهای ارتباطی به فرزندان آگاهی بدهند.کاهش همسرآزاری با مشاوره پیش از ازدواج
جلوانی خاطرنشان میکند: لازم است قبل از ازدواج با انجام مشاوره و بررسی وضعیت فرهنگی اجتماعی و شخصیتی و خانوادگی طرف مقابل سلامت ازدواج را تا حدودی پیشبینی کنیم. با توجه به اینکه معمولاً این پدیده خود را از دوران عقد نشان میدهد به محض مشاهده علائمی همچون پرخاشگریهای شدید و بدرفتاری همراه با آسیب جسمی و عاطفی نسبت به همسر حتماً به زوج درمانگر مراجعه کنیم البته ممکن است زوجینی هم باشند که بعد از سالها زندگی مشترک همسرآزاری را تجربه کنند که به احتمال قوی چنین افرادی باید ردپای آن را در کاهش کیفیت رابطه خود جستجو کنند.
این روانشناس در پایان تصریح میکند: دوران کودکی از اهمیت ویژهای برخوردار است و والدین باید فرزند را در محیطی امن پرورش دهند و آموزش مهارتهای زندگی کمک میکند افراد سازگارتری باشند همچنین قبل از ازدواج حتماً با متخصص مشورت کنند تا اختلالات و ناسازگاریهای احتمالی مشخص شود و در نهایت در صورت بروز نشانههای پرخاشگری که منجر به آسیب روانی و جسمی میشود حتماً به متخصص مراجعه کنند و تحت درمان فردی قرار بگیرد.


























