بر اساس گزارش سازمان غذا و کشاورزی جهانی (فائو)، اجرای عملیات آبخیزداری و توسعه آن در کشورهای مختلف، مزایای زیادی به ارمغان میآورد که از جمله آنها میتوان به بهبود مدیریت منابع آبی، کاهش فرسایش خاک و رسوب دهی، تغذیه سفرههای آب زیرزمینی و کاهش سیل خیزی اشاره کرد. آبخیزداری و آبخوانداری از موضوعات مهم […]
بر اساس گزارش سازمان غذا و کشاورزی جهانی (فائو)، اجرای عملیات آبخیزداری و توسعه آن در کشورهای مختلف، مزایای زیادی به ارمغان میآورد که از جمله آنها میتوان به بهبود مدیریت منابع آبی، کاهش فرسایش خاک و رسوب دهی، تغذیه سفرههای آب زیرزمینی و کاهش سیل خیزی اشاره کرد.
آبخیزداری و آبخوانداری از موضوعات مهم و اساسی نظام جمهوری اسلامی در مباحث منابع طبیعی و کشاورزی است که متاسفانه در بحث سیاستگذاری و مدیریت آب و خاک کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
اکنون رییس سازمان جهاد کشاورزی مازندران در تازهترین اظهارات خود میگوید: غفلت و کوتاهی در اجرای طرحهای آبخیزداری، تولیدات کشاورزی مازندران را تحت تاثیر منفی قرار داد.
حسن عنایتی در آیین تکریم و معارفه مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری مازندران منطقه ساری افزود: تغییرات اقلیمی در اثر بی توجهی به منابع طبیعی نیز سبب اثرات منفی بر تولیدات محصولات کشاورزی شده است.
وی بیان کرد: مراقبت از عرصههای طبیعی، کشاورزی را در بهرهوری، بهرهبرداری و صیانت تحت تاثیر مستقیم قرار میدهد.
وی تاکید کرد: باید آینده منابع طبیعی مازندران را بازنگری و بِروز کنیم و اولویت را برای حفظ جنگلهای هیرکانی گذاشته و عملیاتی کنیم.
رییس سازمانی جهاد کشاورزی مازندران، آبخیزداری در عرصههای طبیعی برای کشاورزی را مهم و حیاتی توصیف کرد و ادامه داد: اگر شرایط عرصههای طبیعی و کشاورزی را به این شکل پیش ببریم، نگرانیها صد چندان میشود.
عنایتی تصریح کرد: تمرکز کارشناسی بر منابع طبیعی مازندران، سبب بهرهوری در تولیدات محصولات کشاورزی میشود، در حال حاضر وضعیت منابع طبیعی مازندران با توجه به کارکردش در تولیدات کشاورزی، اصلا مناسب نیست.
وی گفت: با توجه به وضعیت بارندگیهای مازندران، مراتع درجه یک در منابع طبیعی بسیار کم داریم.
وی با اظهار اینکه شرایط جنگلهای مازندران نیز اصلا مناسب نیست، بیان کرد: غفلتهایی که در حراست از جنگل وجود دارد، بسیار نگران کننده است.
رییس سازمان جهاد کشاورزی مازندران گفت: تنوع محصولات کشاورزی در استان به توجه به نقش محوری در امنیت ملی غذایی، وابستگی تنگاتنگی به وضعیت مناسب عرصه طبیعی دارد، بنابراین برای اجرای طرحهای آبخیزداری و حراست از عرصههای طبیعی باید نگاه ملی را تقویت کنیم.تعریف حوضه آبخیز
حوضه آبخیز عرصهای است که رواناب ناشی از بارش بر روی آن توسط آبراههها جمعآوری و به یک خروجی نظیر رودخانه، آب انباشت، تالاب، دریاچه و دریا هدایت میگردد. حوضه یک رودخانه به طور معمول یک سیستم پیچیده از حوضههای آبخیز کوچک و بزرگ، از سرچشمه (منبع) آب تا دهانه و مصب رود (جایی که رود به دریاچه میریزد) را شامل میشود.
از آنجایی که خاکها و پوشش گیاهی به طور پیوسته با چرخه منابع آبی مرتبط هستند، این حوضههای آبخیز مهمترین واحد برنامهریزی برای مدیریت یکپارچه منابع آب و زمین (خاک) محسوب میشوند.
تامین منابع آب شیرین برای مردم شهرها و روستاها، تنظیم جریان منابع آبی، حفظ کیفیت آب، حفاظت از منابع طبیعی (آب، خاک و پوشش گیاهی) جهت تامین معیشت مردم محلی، تامین انرژی (به عنوان مثال انرژی حاصل از آب)، حفاظت از تنوع زیستی و احیای آن، از جمله فواید عملیات آبخیزداری است.
جنگلها و درختان نقش مهمی در فرآیندهای هیدرولوژیکی در حوضههای آبخیز ایفا میکنند و حدود هفتاد درصد منابع آب شیرین موجود در جهان برای نیازهای شرب، کشاورزی، صنعتی و زیست محیطی، آبهای حوضه جلگهای و کوهستانی به کمک آنها فراهم میشود.
اما با این وجود خدمات جنگلها و دیگر حوضههای آبخیز اطراف آن ممکن است توسط جنگلزدایی، تغییر در سیستمهای کشاورزی، رشد و توسعه بیش از حد اتوبانها و جادهها، آلودگی و از بین رفتن گیاهان بومی تحت تاثیر قرار گیرد. همچنین ممکن است به آنها از طریق بلایای طبیعی همچون آتشفشان و سیلابهای سهمگین خسارات جبران ناپذیری وارد شود.
به همین دلیل از بین رفتن جنگلها و این حوضههای آبخیز اثرات منفی قابل توجهی دارد که به طور بالقوه منجر به فرسایش و کاهش بهرهوری خاک، افزایش میزان رسوب ته نشین شده در رودخانهها، مخازن و سواحل، افزایش روانابهای فصلی و سیلابها، کاهش نفوذپذیری آب به دل سفرههای زیرزمینی، کاهش کیفیت آب، از دست رفتن زیستگاه طبیعی آبزیان و از بین رفتن تنوع زیستی شود.
مدیریت آبخیزداری که به عنوان یک اقدام انسانی برای اطمینانپذیری استفاده پایدار از منابع طبیعی در حوضههای آبخیز تعریف میشود، تلاش میکند تا بهترین راه حلها را برای این تهدیدات فراهم کند.
مدیریت حوضه آبخیز مفهومی نزدیک به جنگل را تداعی میکند؛ برای مثال، حذف بی رویه جنگلها در اروپا و آمریکای شمالی قبل از دهه ۱۹۵۰ تغییرات قابل توجهی در رژیمهای هیدرولوژیکی حوضههای آبخیز مهم ایجاد کرد که منجر به فرسایش و خطرات فرسایشی شدید خاک شد.
به همین دلیل شناخت رابطه بین استفاده از زمینهای بالادستی حوضههای آبخیز و عملکرد و کیفیت آب، منجر به توسعه مفاهیم مدیریت آبخیزداری در کشورها شده است.
مدیریت آبخیزها با هدف حفظ خدمات زیست محیطی، به ویژه خدمات هیدرولوژیکی، توسط حوضههای آبخیز سبب کاهش اثرات منفی پایین دست رودخانهها میشود و در عین حال به افزایش بهرهوری منابع و بهبود معیشت محلی میانجامد.نظر ۱۰ تن از اساتید برجسته دانشگاه در تایید اهمیت آبخیزداری در کشور
دکتر آهنگ کوثر استاد تمام، پدر آبخوانداری ایران در این باره میگوید: بهترین و ارزانترین از نظر محیط زیست و از لحاظ اقتصادی در جایی که امکان تغذیه مصنوعی وجود دارد، آبخوانداری و آبخیزداری زیر و روی زمین است هر جا آبرفت درشتدانه و سیلاب باکیفیتِ خوب داشته باشیم، میتوانیم آبخوانداری کنیم که در سطح ایران نزدیک به ۴۳ میلیون هکتار است، یعنی نزدیک به یکچهارم سطح مملکت ما بالقوه میتواند روی آبخوان قرار داشته باشد. از آن جا که تغذیه مصنوعی آبخوانها آب مورد نیاز را فراهم میآورد، ارزش آبرفتها بیش از نفتی است که از فروش آن، ارز لازم برای خریدن مواد غذایی به دست میآید و تغذیه مصنوعی آبخوانها در پهنه ۱۴۰هزار کیلومتر مربع، توان ایران را برای مقابله با خشکسالی و کاهش بحرانهای مربوطه میافزاید. سود جانبی این کوششها، کاهش زیانها و تلفات سیل است.
دکتر مجید مخدوم استاد تمام و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران نیز در این باره میگوید: آبخیزداری میتواند نقش بسیار مهمی در کنترل سیلاب داشته باشد. جنگلها و پوشش گیاهی مانند اسفنج عمل میکنند و باعث میشوند آب باران در خاک نفوذ کند و در سفرههای زیرزمینی ذخیره شود. در سیل اخیر استانهای گلستان و لرستان اگر آبخیزداری شده بود و جنگلهای شمال و جنگلهای زاگرس نابود نشده بودند، شاهد این سیلها و خسارات ناشی از آن نبودیم. متاسفانه وقتی به آبخیزداری و آمایش سرزمین توجه نمیشود، باید شاهد وقوع حوادثی از قبیل سیلاب باشیم. وقتی جنگلها را نابود کردیم و مراتع را از بین بردیم آب به سرعت بر روی زمین جاری میشود و حرکت میکند و شاهد سیلهای عظیم خواهیم بود و خسارت جانی و مالی زیادی به جای خواهد گذاشت.
دکتر فرود شریفی استاد تمام و عضو هیئت علمی پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری هم در این راستا میگوید: با انجام عملیات آبخیزداری میزان آب چشمهها، قنوات و چاهها افزایش مییابد و آبخیزداری در کاهش شوری آبهای زیرزمینی و کاهش فرسایش خاک تأثیر بسزایی دارد. عملیات آبخیزداری سبب افزایش حاصلخیزی و رطوبت خاک شده و در نتیجه افزایش محصولات کشاورزی را به دنبال خواهد شد. با انجام عملیات آبخیزداری میتوان از ورود سالیانه ۲۵۰ میلیون مترمکعب رسوب به مخازن سدها جلوگیری کرد. با عملیات آبخیزداری و کنترل فرسایش و تقویت پوشش گیاهی میتوان سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد متر مکعب از نزولات جوی را کنترل و حفظ کرد و از هدر رفت و تبخیر بی رویه آب جلوگیری کرد. آبخیزداری میزان رسوب ورودی به شبکههای آبیاری، انهار کشاورزی و مزارع را کاهش میدهد و در نتیجه میتوان از صرف هزینههای گزاف لایروبی پیشگیری کرد.
دکتر محسن محسنی ساروی استاد تمام و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران نیز در این باره میگوید: عملیات آبخیزداری با جنگلکاری و نهالکاری نقش بسیار مؤثری در کنترل سیلاب دارد. جنگلکاری و پوشش انبوه درخت در بالادست حوزه آبخیز باعث میشود از شدت برخورد بارش به زمین کاسته شود و آب پس از برخورد با درختان و کاهش شدت آن به آرامی در خاک نفوذ یابد و از تشکیل سیلاب و خسارت جانی و مالی جلوگیری کند، بنابراین ما باید از بالادست حوزه آبخیز و قله کوهها و دامنهها تا پاییندست حوزه آبخیز مدیریت کنیم و از ایجاد خسارتهای سیل جلوگیری کنیم.
از فواید دیگر آبخیزداری، تأمین آب شرب شهری است؛ برای نمونه آب شرب ونکوور کانادا از طریق عملیات آبخیزداری تأمین میشود. نکته جالب توجه اینکه کیفیت آب این سیستم مدیریت منابع بهگونهای است که آب استحصالشده، نیاز به تصفیه ندارد و بدون انجام عملیات تصفیه به منازل انتقال داده میشود و مورد استفاده شرب ساکنان آنجا واقع میشود.دکتر جهانگیر پرهمت، استاد تمام و عضو هیئت علمی پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری هم میگوید: باید حرکتی فرادستگاهی انجام شود تا بتوانیم با انجام عملیات آبخیزداری و با کمک سطوح آبگیر باران، سیلابها را در بالادست حوزه آبخیز مهار کنیم. آبخیزداری در بالادست حوزه آبخیز باعث میشود علاوه بر اینکه سیل مهار شده و مانع از خسارات سیل میشود، بتوان منابع آب را در بالادست ذخیره کرد و برای آبیاری محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار داد. مسلما این گونه اقدامات از سیاستهایی مثل کشت فرا سرزمینی بهتر و اساسیتر خواهد بود. دکتر سیدحمیدرضا صادقی استاد تمام و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس هم اظهار میدارد: روشها و رویکردهای بسیار کمهزینه، پایدار، سازگار، قابل اجرا، دوستدار محیط زیست و با کمترین سطح اثر و پیامد توسعه، متناسب با توقعات اجتماعی و فرهنگی و با سابقه مناسب از قبیل سامانههای سطوح آبگیر باران و رواناب، آبخیزداری سازگار، آبخوانداری، مدیریت سنتی و بومی حفاظت خاک و آب، کشاورزی سازگار، سامانههای مدیریتی تعادل دام و مرتع، جنگلداری سازگار، بهترین اقدامات مدیریتی و حتی استفاده از پتانسیلهای بومسازگانهای بیابانی وجود دارند که کمتر مورد توجه قرار گرفته و یا به بوتۀ فراموشی سپرده شده و یا استفاده از آنها را بدون بازدهی و نشان از مدیریت غیرپیشرفتۀ منابع تلقی میکنند. بیتردید در مسیر حفظ منابع خاک، آب و پوشش گیاهی، بهکارگیری طرحها و پروژههای مدیریت مشارکتی و جامع حوزههای آبخیز با اتکا به توانمندیهای آبخیزنشینان و استفاده از دانش بومی آنها و تأکید بر مفهوم آبخیزداری سازگار با تأکید بر توان اکولوژیک هر منطقه راهگشا بوده و بهعبارت بهتر با پیشتازی و همراهی مردم بزرگوار کشورمان، اجرا، مدیریت و نگهداری طرحها امکانپذیر خواهد بود.
دکتر محمدرضا جهانسوز استاد تمام و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران هم میگوید: متاسفانه باید گفت علیرغم مشکلاتی که در زمینه آب با آن مواجهیم، (باید توجه بیشتری به آبخیزداری می شد) ولی به آبخیزداری توجهی نشده است و اینکه کشاورزی باید در یک سیستم از آبخیز تا جالیز مورد توجه قرار گیرد. استفاده از تمام سطوح جهت درختکاری در اراضی کم بازده با اجرای عملیات آبخیزداری، بهرهگیری مناسب از سیلاب، استفاده بهینه و مطلوب از عرصههای شیبدار و کم بازده و احیای باغهای سنتی با اجرای عملیات آبخیزداری میتواند از تخریب عرصههای طبیعی و افزایش فرسایش خاک جلوگیری کند.
دکتر علی اکبر مهرابی استاد تمام و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران هم در این رابطه میافزاید: به طور کلی، «آبخیزداری» به معنای حفظ آب و خاک است. اگرچه گفته میشود واژه آبخیزداری برای اولین بار در سال ۱۸۹۶ توسط یک دانشمند آمریکایی مطرح شده اما در متون تاریخی ایران، واژه «آبخیز» استفاده شده است که از جمله این آثار میتوان به «مسالک و ممالک» تألیف اصطخری (قرن چهارم هجری) اشاره کرد. اگر مدیریت حوزههای آبخیز، مبتنی بر اصول علمی و مشارکت نظاممند مردم انجام شوند، بسیاری از سیلابها را میتوان کنترل کرد. اگر در راستای مدیریت حوزه آبخیز، کاربری اراضی تنظیم شود، حریم رودها رعایت شود، رودها لایروبی شوند، سازهها و سیلبندهای مناسب احداث شوند و پوشش گیاهی مراتع حفاظت شود و توسعه پیدا کند، خسارت سیلها به حداقل میرسد. اگر مدیریت حوزههای آبخیز به مردم روستاها داده شود، البته به صورت متشکل و با سازوکارهایی بر آمده از دل مردم، در طول یک سال، فعالیت آنها با ۵۰ سال فعالیتی که تاکنون توسط دستگاههای دولتی صورت گرفته است برابری
خواهد کرد.


























