سرویس سیاسی روز گذشته فیلمی از عادل خزایی پول در یکی از خبرگزاریهای رسمی به نمایش درآمد که مربوط به اوضاع نابهسامان مرکز زبالهسوز این شهر است و جناب شهردار در نهایت صداقت با اشاره به دودی که از این مرکز هوا را آلوده میکند و شیرآبهای که محیطزیست و منابع آبی و سلامت شهروندان […]
سرویس سیاسی
روز گذشته فیلمی از عادل خزایی پول در یکی از خبرگزاریهای رسمی به نمایش درآمد که مربوط به اوضاع نابهسامان مرکز زبالهسوز این شهر است و جناب شهردار در نهایت صداقت با اشاره به دودی که از این مرکز هوا را آلوده میکند و شیرآبهای که محیطزیست و منابع آبی و سلامت شهروندان را در معرض خطر جدی قرار داه است با حسرت میگوید: «ایکاش ایکاش اجرا نمیشد !».
برای ما که پیگیر سایت یا نیروگاه زبالهسوز بودیم و از ابتدا نسبت به اجرای آن هم در ساری و هم در نوشهر نقد داشتیم مانند روز روشن است که امروزِ نوشهر، فردای ساری است با آسیب و تخریب بسیار بیشتر مشخصاً به این دلیل که حجم زباله تولیدی در مرکز استان بسیار بیشتر از نوشهر است و دوم به دلیل جانمایی بسیار غلط آن در کنار شهرک صنعتی آقامصطفی خمینی(ره) که کارخانجات تولید مواد غذایی دارد و اطراف آن نیز با اراضی زراعی و کشاورزی احاطه شده است.
نکته مهم دیگر که ما بارها نوشتیم و مدیران بارها نخواندند و ما تلاش کردیم اصول بدیهی را یادآور شویم و مدیران آن اصول را نادیده گرفتند این است که در همه جهان به زباله «طلای کثیف-dirty gold» گفته میشود همانگونه که به نفت «طلای سیاه» میگویند و منظور از این القاب این است که این اقلام، سرمایه و ثروت هستند یا بهتر بگوییم این ظرفیت را دارند که تولید ثروت کنند.
احتمالاً دلیل اینکه مدیران ما اصرار دارند ثروت را در «لندفیل» دفن کنند یا آن را در «زبالهسوز» بسوزانند این است که وضعیت مالیشان خوب است و تصور میکنند عموم مردم نیز چنین وضعی دارند و نیازی ندارند به تولید ثروت بیشتر برای شهر و شهروندان اما از چند نکته غافل هستند؛
نخست اینکه وقتی انواع زبالههای تر بهصورت تجمیعی در کنار هم قرار بگیرند، فعل و انفعالات شیمیایی آنان افزایش پیدا میکند و شیرابه تولید میکنند و فرقی ندارد در زیر زمین باشند مانند عمارت آمل، سراوان رشت و آققلا یا در مجاورت یک کارخانه زبالهسوز مثل نوشهر در انتظار نوبت برای سوزاندهشدن. این شیرابه حتی درصورت رقیق شدن هم آسیبهای زیستمحیطی خود را دارد.
نکته دوم این است که حدود ۹۰ درصد زبالههای خانگی تشکیل شده است از «باقیمانده غذا، اقلام خوراکی و پوست میوه»، «انواع پلاستیک»، «شیشه»، «قوطیهای فلزی»، و «کاغذ، کارتن و الیاف سلولزی» و از این پنج آیتم، چهار آیتم اخیر آن را میتوان به چرخه مصرف بازگرداند و تولید ثروت کرد.
آیتم نخست که در تولید شیرابه نقش دارد نیز قابلیت تبدیل به کود آلی دارد و وزارت کشاورزی در برنامه پنجم توسعه بند ز ماده ۱۴۳ موظف شده بود به: «ترویج استفاده از کودهای آلی و زیستی (ارگانیک) در سطح مزارع و باغهای کشور حداقل در سقف یارانه سال آخر برنامه چهارم و افزایش میزان مصرف این گونه کودها به سی و پنج درصد(۳۵%) کل کودهای مصرفی در پایان برنامه».
وزارت جهاد کشاورزی تا پایان سال ۹۴ _سال پایان برنامه پنجم- هرگز نتوانست این بند از برنامه را اجرا کند و یکی از بهانههای آنان تأمین این حجم از کود آلی در کشور بود. گویا هیچ کس در شهرداریها، فرمانداریها و همچنین جهاد کشاورزی نمیداند زبالههای خانگی عالیترین منبع برای تولید کود زیستی هستند. همین امروز در حومه کرمانشاه در مقیاس وسیع و در دارابکلای میاندورود در حد محدود این کار یعنی تولید کود زیستی با استفاده از زباله تر در حال انجام است.
نکته سوم اگر مسیر مدیریت پسماند «لندفیل» و «زبالهسوز» نیست پس با زباله چه باید کرد. در پاسخ به این سوال مهم باید گفت «تفکیک». باید همه شهروندان از این حقیقت آگاه شوند که ۵ آیتم موجود در زبالههای خانگی را از هم جدا کنند و هر کدام به مسیر خود برای بازیافت بروند و به این شکل، حدود ۵۰ درصد از حجم زبالههای تولیدی که بر روی دست شهرداریها سنگینی میکند به مسیر تفکیک میرود و به چرخه مصرف باز میگردد.
نکته مهم بعدی این است که هیچ شهردار و فرمانداری به این سوال پاسخ نمیدهد که فردای پاییز و زمستان که زبالهها در معرض سرما و یخزدگی، بارش برف و باران قرار گرفتند و به مرکز زبالهسوز رسیدند چه میزان گاز باید برای سوزاندن آن مصرف کرد آن هم در شرایطی که در ناترازی قرار داریم و پاییز و زمستان گاز مناطق و نواحی صنعتی و حتی بخش خانگی قطع میشود. احتمالاً پاسخ مازوت است. آیا به آلودگی پس از آن فکر کردهاند ؟ قطعاً خیر چون یکی از ویژگیهای مدیران ما این است که اول اقدام میکنند و اگر فرصتی پیش آمد، فکر میکنند.
نکته بعدی این است که زباله خانگی حاوی عناصر پلاستیکی فراوانی است که بر اثر سوختن، گازی به نام «دیاُکسین» تولید میکند، یک آلاینده بسیار خطرناک که هم در هوا سرگردان میماند و با تنفس به دیواره ریه انسان و حیوانات میچسبد هم بر زمین مینشیند و منابع آب و خاک را آلوده میکند. یکی از طرفداران افتتاح زبالهسوز به خبرشمال گفته بود باید زبالهسوز ساری را افتتاح کنیم و زبالههای آققلا و دیگر شهرهای مازندران را به شاری انتقال دهیم و برای شهر درآمد ایجاد کنیم؛ چه فکر سطحی و کودکانهای !
نکته پایانی اینکه مدیران مرکز مازندران نیز روزی مانند شهردار نوشهر خواهند گفت کاش زبالهسوز ساخته نمیشد اما آن روز بسیار دیر است و آسیبهایی به شهرک صنعتی، اراضی کشاورزی و همچنین هوای مازندران وارد شده است که دیگر از دست کسی کاری ساخته نیست.


























