سه استان مازندران، گیلان و گلستان از این منظر که در صف تولید غذای کشور قرار دارند درحقیقت مسئولیت خطیری را برعهده دارند و بیش از 50 محصول غذایی که برخی از آنان چون گندم و برنج، اهمیتی استراتژیک دارند در این سه استان تولید و در سراسر کشور توزیع می‌شوند اما همواره نگرانی‌هایی درخصوص آینده کشاورزی در این سه استان طرح می‌شود، نگرانی‌هایی که بسیار جدی است اما دولت‌مردان به آن توجهی نشان نمی‌دهند.

دبیرِ خانه کشاورز و مدیرعامل بنیاد گندم‌کاران استان گلستان ضمن هشدار در این زمینه با تاکید بر این‌که من آینده روشنی برای کشاورزی کشور نمی‌بینم، خاطرنشان کرد: «کشاورزان ما درحال پیر شدن هستند، فارغ‌التحصیلان بخش کشاورزی انگیزه‌ای برای ورود به این حوزه ندارند و علاوه بر آن بنا بر قانون ارث، اراضی ما هر روزه در حال خرد شدن است که همه این موارد کشاورزی ما را تهدید می‌کند».
پیش‌بینی این فعال حوزه کشاورزی اگر توسط مدیران استانی و نمایندگان مازندران، گیلان و گلستان مورد توجه جدی قرار نگیرد، بسیار زودتر محقق خواهد شد به این دلیل که تجربه زندگی و مشاهدات ما نیز نشان از آن دارد دلایل بیشتری برای آینده مبهم کشاورزی و تولید غذا در این سه استان وجود دارد. شاید مدیران با نگاهی سطحی به گسترش مکانیزاسیون کشاورزی نظر می‌کنند و نگرانی ندارند و به این هشدارها نیز توجه نمی‌کنند در حالی‌که علاوه بر تمایل پایین نسل جوان به کار کردن بر سر مزارع، مشکل گرمایش جهانی و خشکسالی و ریزگرد نیز از مواردی است که اراضی زراعی این سه استان و مشخصاً گلستان و مازندران را تهدید می‌کند و روشن است که اگر منابع آبی از دسترس خارج و اراضی کشاورزی خشک شوند ماشین‌آلات کشاورزی ارزش و اعتباری نخواهند داشت. باور ما این است که کاهش شدید منابع آبی در این سه استان و همچنین آلودگی منابع آبی مختصر باقی‌مانده و همچنین گسترش بی‌رویه سموم دفع آفات و کودهای شیمیایی نیز یکی از مواردی است که کشاورزی و تأمین منابع غذایی در جلگه شمال را تهدید می‌کند و دردناک است که بگوییم در این زمینه جهاد کشاورزی هیچ طرحی در دست ندارد. بسیاری از کشاورزان این مناطق در منازل خود تجهیزات سمپاشی دارند و هر زمان خود احساس کنند و بدون نیاز به مراجعه به کارشناسان گیاه‌پزشکی به میل و اراده خود اقدام به خرید سم می‌کنند و باغات و مزارع خود را سمپاشی می‌کنند بی آنکه کسی به آنان بگوید این اقدام چه اندازه برای مزارع آنان و همچنین منابع آب و خاک و سلامت خودشان تأثیراتی فاجعه‌بار دارد. به باور ما خرد شدن اراضی که مدیرعامل بنیاد گندم‌کاران نسبت به آن هشدار داد، البته درست است اما خطر بزرگ‌تر این است که در سایه بی‌ثباتی اقتصاد،کشاورزی از سودمندی تهی شده است و بسیاری از تولیدکنندگان در این عرصه، در فصل برداشت محصول با زیان مواجه می‌شوند. نگاهی به مشکلات و نارضایتی برنج‌کاران، باغ‌داران و گندم‌کاران در گیلان، مازندران و گلستان حکایت از آن دارد که کشاورزی به شغلی پرهزینه و کم‌درآمد تبدیل شده است و کشاورزان در برابر انواع خطرات و زیان‌ها از خشکسالی تا سیل و تگرگ هیچ حمایتی نمی‌شوند و یکی از ریشه‌های زمین فروشی و ویلاسازی در این خطه از کشور همین است. نکته نهایی ما در این نوشتار خطاب به مدیران ارشد اجرایی سه استان و اعضای مجمع نمایندگان گیلان، مازندران و گلستان است که تا فرصت باقی است تلاش کنند تا این مشکلات را تدبیر کنند در غیراین‌صورت شرایط به جایی خواهد رسید که از دست کسی کاری ساخته نخواهد بود آن هم در کشوری که کشاورزی، مزیت اصلی آن است. ایران در تولید برخی محصولات کشاورزی در منطقه و در جهان نمونه است تولیدات کشاورزی و باغی آن در منطقه و جهان مشتریان خود را دارد و بخش قابل‌توجهی از جمعیت فعال آن در بخش کشاورزی اشتغال دارند در حالی‌که ضریب پوشش اشتغال در بخش‌هایی چون صنعت و گردشگری چشمگیر نیست بنابراین توقع از مدیران و تصمیم‌سازان این است که موضوعاتی که کشاورزی و تولید غذا را تهدید می‌کنند را جدی بگیرند.