در حالی که کارِ مرمت مسجد شیخ لطف الله در اصفهان به جاهای باریک کشیده و به دلیلِ افتادن کار به دستِ غیرمتخصصان، صدای بسیاری از کارشناسان میراث فرهنگی را در آورده است، در روز گذشته تصاویری هم از عمارتِ میانیِ باغ عباس آباد بهشهر، در فضای مجازی منتشر شد که موجبِ تشویش و نگرانی […]

در حالی که کارِ مرمت مسجد شیخ لطف الله در اصفهان به جاهای باریک کشیده و به دلیلِ افتادن کار به دستِ غیرمتخصصان، صدای بسیاری از کارشناسان میراث فرهنگی را در آورده است، در روز گذشته تصاویری هم از عمارتِ میانیِ باغ عباس آباد بهشهر، در فضای مجازی منتشر شد که موجبِ تشویش و نگرانی مردم و دوستدارانِ میراث فرهنگی و آثار تاریخی را فراهم آورد.
نگرانی‌ها از بابتِ شکافی در قسمتی از نمای بیرونی یکی از اضلاعِ عمارتِ درونِ دریاچه.
شریفی مدیر پایگاه جهانی باغ عباس آباد بهشهر اما در این باره می‌گوید: این شکاف موضوع جدیدی نیست و حداقل ۶۰، ۷۰ سال است که این شکاف بر روی این نما وجود دارد؛ واقعیت این است که این شکاف، برای ساختار اصلی بنا تهدیدی محسوب نمی‌شود؛ این سوراخ‌هایی هم که دور تا دور قسمت میانی عمارت وجود دارد، سابقا جایگاهِ نصبِ داربست‌های چوبی بوده است که در زمان قدیم استفاده می‌شده است، دقیقا در امتداد همین شکاف می‌توانید این سوراخ‌ها و جای داربست‌ها را ببینید.
به گفته شریفی، بعد از برداشته شدن این داربست‌ها، یک لایه آجر به مرور زمان از بین رفته و به شکل شکاف دیده می‌شود، اگر دقت بیشتری صورت گیرد، متوجه خواهیم شد که این شکاف اصلا عمقی ندارد بلکه فقط در سطح پوسته بیرونی نمای شمالی خودنمایی می‌کند.
شریفی در ادامه می‌گوید: این بنا به لحاظ ایستایی و مقاومت هیچ مشکلی ندارد و به دلیل اینکه در جبهه شمالی طی ۴۰۰ سال در معرض وزش بادهای شمال و همچنین امواجی که از دریاچه می‌رسیده، بوده است این شکاف بیشتر خودش را نشان می‌دهد.
شریفی البته این را هم گفت که در چند دهه اخیر به دلیل قایق رانی و آسیب‌های وارده بر اثر ضرباتِ برخوردِ قایق با دیواره، تعداد بیشتری از آجرها فروریخته است.
علیرضا صادقی امیری، دبیر انجمن جوانان سپید پارس در همین رابطه چند سال گذشته مطلبی نوشته بود که بر روی خروجی سایت مازند نومه قرار گرفت.
او نوشت: سال‌هاست که کنشگران و انجمن‌های میراث فرهنگی مازندران، دغدغه تعیین حریم برای آثار تاریخی این استان را دارند. متاسفانه با وجود نگرانی‌ها و درخواست‌های مکرر این مهم همچنان مغفول مانده است.
آثار تاریخی در مازندران و استان‌های اباختری ایران به برهان موقعیت جغرافیایی و نوع آب هوای نمناک آن، به شدت در معرض تخریب‌های طبیعی قرار دارند، به گونه‌ای که بیشترین آثار موجود در این مناطق مربوط به تپه‌های تاریخی و آثار متاخرتر است.
حال اگر بر این روند تخریب‌های عامدانه و یا غیرعمد انسانی نیز افزوده شود، به این نکته خواهیم رسید که وضعیت آثار تاریخی این استان به شدت اسفناک است که مهمترین علت آن ایجاد نشدن حریم‌هایی برای آثار تاریخی و حفاظت آن است. نبود شناخت، آگاهی و همکاری مردم در حفاظت از بناهای تاریخی نیز مزید بر علت شد است.
در این میان مجموعه میراث جهانی «باغ عباس آباد» بهشهر که در سال ۲۰۱۱ به عنوان یکی از نه باغ ایرانی با معیارهای (i، ii، iii، iv، vi) با شماره ۱۳۷۲ همراه با باغ‌های ایرانی «پاسارگاد، ارم، چهلستون، فین، شازده، دولت‌آباد، پهلوان‌پور و اکبریه» به ثبت رسیده است. وضعیتی به مراتب بدتر نسبت به دیگر بناهای ثبت شده در سیاهه اثار جهانی و حتا برخی از آثار ملی کشور دارد.
این مجموعه فرهنگی، تاریخی و طبیعی که تنها اثر ثبت شده میراث جهانی مازندران است، هر ساله پذیرای بسیاری از گردشگرانی است که متاسفانه بیشتر ناآگاهانه و غیرمسئولانه بدانجا سفر می‌کنند و هدف اصلی بیشترشان جنگل‌های زیبا و بکر منطقه است، نه میراث جهانی آن.
مجموعه میراث جهانی باغ عباس آباد شامل سد، مخزن و دریاچه سد، گرمابه، برج‌های آجری، سنگ فرش‌ها، جوی‌ها و آب نماها، آسیاب و کاخ است.
چندی پیش که برای بازدید میدانی دوره‌ای از آثار تاریخی بدانجا رفتیم، گواه تخریب‌های ناگواری در این مجموعه بودیم، گردشگرانی که به وسیله پدالو بر سطح دریاچه در اطراف بنای مشهور و میانی دریاچه قایقرانی می‌کنند، بدون هیچ محدودیتی وارد دالان‌های بنا شده، و به برهان نبود کنترل پدالو و پهنای کم دالان‌ها، به شدت با بدنه بنا برخورد و آسیب‌های جبران ناپذیری بدان وارد می‌کنند.
همچنین به دلیل تخلیه انرژی بوسیله فریاد زدن از سوی گردشگران در درون دالان‌ها، سبب ایجاد لرزش‌های آوایی می‌شود که برای بنای چند سد ساله به شدت مخرب است.
این ویرانی‌ها و نبود توجهات در حالی رخ می‌دهد که به آسودگی می‌توان پیرامون و یا ورودی دالان‌ها را مسدود کرد تا مانع از ورود پدالوها به درون بنا شد، هرچند امواج ناشی از پدالو و قایق‌های موتوری همچنان بر بدنه بنا آسیب می‌زند، اما این اقدام بسیار ساده و کم هزینه می‌تواند بخش بزرگی از تخریب‌ها را بکاهد؛ چراکه ایجاد سازه‌های حفاظتی موقت منعی را برای آثار تاریخی ملی و جهانی به وجود نمی آورد.
در بخشی دیگر نیز که باقی مانده جوی‌ها و آب نماها در آنجاست، وضعیت مناسب نیست. با وجود حصار کشی (سیم خاردار) جهت محدودیت رفت و آمد، گردشگران بی توجه به آن، از حصارها گذشته و در حوضچه‌های مقسم و فشار شکن آب نماها جهت پخت خوراک و یا درست کردن کباب آتش می‌افروزند و متاسفانه هیچگونه رصدی جهت جلوگیری از این اقدامات صورت نمی‌گیرد.
البته شاید بخشی بزرگی از این دست رفتارها به برهان نبودآگاهی و مسئولیت پذیری گردشگران نسبت به مکان مورد نظر باشد. در همین راستا تعبیه ننمودن تابلوهای آگاهی رسانی و آموزشی و معرفی نیز مزید بر علت جهت تجاوز به عرصه آثار شده است. هر چند آن بخش از بناهایی را که در محوطه اداری نیز وجود دارند، در زیر انبوهی از علف های هرز مدفون شده و چهره ای بسیار زننده را ترسیم کرده و این ذهنیت را در گردشگران پدید می آورد که این اثار هیچگونه حریم و حرمت تاریخی و معنوی ندارند. گذشته از تخریب های تاریخی، متاسفانه حجم انبوهی از زباله نیز در کناره های دریاچه و سطح جنگل از سوی گردشگران رها می شود که این منافات بسیاری با توسعه پایدار گردشگری دارد.
برای رسیدن به صنعت گردشگری آگاهانه، مسئولانه و پایدار باید سطح آگاهی و حساسیت عمومی را بالا برد. حفاظت و پاسداشت آثار تاریخی نیازمند همگامی و همراهی مردم با دستگاه های متولی است. در این میان سازمان های مردم نهاد به عنوان کنشگران خستگی ناپذیر در کنار رسانه های متخصص این حوزه می‌توانند نقش مهمی را ایفا کنند.