مائده مطهری زاده فشار خشکسالی در مازندران، به قدری زیاد شده است که مسوولان استان را به صرافتِ استفاده از روشهای مقابلهای آزمون پس داده انداخته است. برای نمونه روشِ بارورسازی ابرها که استاندار مازندران در جریان بازدید از اراضی کشاورزی جویبار در گفتوگو با خبرنگاران به آن اشاره کرد و گفت: تاکنون در […]
مائده مطهری زاده
فشار خشکسالی در مازندران، به قدری زیاد شده است که مسوولان استان را به صرافتِ استفاده از روشهای مقابلهای آزمون پس داده انداخته است.
برای نمونه روشِ بارورسازی ابرها که استاندار مازندران در جریان بازدید از اراضی کشاورزی جویبار در گفتوگو با خبرنگاران به آن اشاره کرد و گفت: تاکنون در ۲ مرحله نسبت به بارورسازی ابرها اقداماتی انجام شده که نتیجه بخش بوده است و با توجه به این امر، تقاضا شد تا نسبت به باروری دوباره ابرها در مازندران اقدام شود.
این در حالی است که به عقیده بسیاری از کارشناسان، همین میزان منابع آبی مازندران در صورتِ مدیریتِ درست و اصولی میتوانست پاسخگوی نیازهای آبی استان باشد، اما اصرار و تاکید وزارت نیرو تنها بر نسخههای قدیمی و کهنه نظیر مدیریتِ سازه محور آب و نادیده گرفتن سایر روشهای نوین مدیریت منابع آبی سطح و تحتالارضی، سبب شده است تا کشاورزی در استان سرسبز مازندران به حال احتضار بیفتد.
برای جبران کمآبیها استفاده از ابزار، تکنولوژی و ترفندهایی که بشود به افزایش بارشها کمک کرد موضوع قابلتامل و اتکایی است. اما اینکه چه راهکارهایی انتخاب شود، مولفههای بسیاری را درگیر و دخیل میکند؛ برای مثال بین کاشت درختان و افزایش بافت طبیعی و گیاهی و ایجاد فضای سبز با پروژهای به نام بارور کردن ابرها مولفههای گوناگونی وجود دارد که چرا اولی را انتخاب کنیم و دومی را نه، یا بالعکس. حدود ۵۰ سال پیش و همزمان با ظهور فرآیند بارورسازی ابرها و در زمان حکومت پهلوی، کشور ایران بنابر احتیاجات زیستمحیطی خود به این سمت حرکت کرد و از اولین کشورهایی بود که در این حوزه ورود و حضور جدی خود را اعلام کرد و استان یزد هم بهعنوان پایگاه اصلی آن معرفی شد. از همان ۵۰ سال پیش تا به امروز این فرآیند با کشوقوسهای فراوانی در ایران همچون سایر کشورها به حیات خود ادامه میدهد.
موضوع بارورسازی ابرها سالهاست به محل بحث و مناقشه کارشناسان و صاحبنظران بسیاری در کشور تبدیل شده و طی سالهای اخیر با وقوع خشکسالیهای پیدر پی، ایجاد ابرهای مصنوعی و بارورسازی ابرها شدت یافته است. در حالی که عدهای این روش را مفید و موثر در افزایش بارندگی به ویژه در مناطق درگیر با خشکسالی میدانند عدهای به نتایج آن امیدوار نیستند و آن را آب در هاون کوبیدن میدانند.
بارور کردن ابرها، شوآف و منبعی برای درآمد زایی
محمد درویش، فعال محیطزیست و از مسوولان سابق سازمان محیطزیست در ارتباط با پروسه بارورسازی ابرها معتقد است:« نکته قابلتامل در اینباره این است که هیچ مدرک و سندی در دنیا مبنی بر اثربخش بودن این روش در افزایش سطح متوسط بارشها در یک محدوده وجود ندارد؛ این یعنی بارورسازی ابرها بیش از آنکه یک سیاست صحیح برای جبران خشکی و بارش باشد، یک شوآف و منبعی برای درآمدزایی است؛ چراکه عمل بارورسازی بسیار پرهزینه است. در ارتباط با عدم نتیجهبخشی این روش هم سوای تجربیات خودمان، دربسیاری از مناطق دنیا نیز نمونههایی وجود دارد. برای مثال اسرائیل که از پیشگامان و نوآوران این حوزه است اگر موفق میبود خریدار فاضلاب فلسطینیها نبود، یا آمریکا دچار این خشکسالی عظیم نمیشد و برای آب، دست به دامن کانادا نمیشد، حتی اسپانیا و برخی دیگر از کشورهای اروپایی هم که از این روش استفاده میکنند نتوانستند مشکلات مربوط به کمآبی و کمبارشی خود را حل کنند.
بارورسازی ابرها و هدررفتِ بودجه کشور
بهروز دهزاد، استاد دانشگاه و فعال محیطزیست نیز در این باره میگوید:« بنده متاسفم که در قرن ۲۱ همچنان عدهای از این موضوعات سخن میگویند. متاسفانه برخی مسوولان از ناآگاهی عمومی در این حوزه سوءاستفاده میکنند. بارورسازی ابرها در ایران اصلا کار درستی نیست و بسیار پرهزینه است. به نظر من برای همین پرهزینه بودن است که عدهای دوست دارند این موضوع در ایران ادامه حیات داشته باشد. بارور ساختن ابرها به وسیله نیترات نقره درصورتی است که اولا ابری وجود داشته باشد و دوما ابر موجود شرایط باروری داشته باشد. این پروسه هزینه بالایی دارد و جز اینکه بودجه کشور برای یک امر مقطعی هدر برود، خروجی دیگری ندارد. نکته جالب اینجاست که تا مقداری بارش در کشور اتفاق میافتد سریعا میگویند بهخاطر بارور ساختن ابرهاست. پس تا به حال این بارشهایی که در کشور بود نتیجه چه اقدامی بوده است؟ این کاملا غیرمنطقی است و میتواند به خاطر سودجویی ادامه یابد. چرا مدیریت منابع آب و ایجاد فضای سبز و… مورد پیگیری قرار نمیگیرد؟ اینها میتواند اثرات دائمی و بلندمدت داشته باشد و مثل بارورسازی یک راهحل مقطعی نباشد.»
به ضرس قاطع اعلام میکنم تاکنون بارورسازی ابرها در هیچ کشوری نتیجهای نداشته است عبدالحسین پرویز نوائی، نخستین رئیس سازمان هواشناسی ایران نیز در این باره میگوید:« به ضرس قاطع اعلام میکنم تاکنون بارورسازی ابرها در هیچ کشوری نتیجهای نداشته است اما هنوز عدهای در کشور ما امیدوارند به نتیجه برسند. لازم به توضیح است که اگر احیانا باروری با تمام مطالعات و تلاشهای صحیح انجام شود ممکن است که نزولات از ابر به سمت زمین ریزش کند ولی در هنگام آمدن به سمت زمین در لایههای گرم بین ابر و زمین دوباره عمل تبخیر انجام پذیرد که این فاکتور مهم در کدهای هواشناسی که بین کشورهای عالَم رد و بدل میشود علائم خاص خود را دارد. اما سال ۹۱ اعلام شد بارورسازی ابرها در مناطقی از کشور انجام شد و حتی ۲۵ درصد در بهبود خشکسالی تاثیر داشته است یا سال ۹۰ اعلام شد بارورسازی ابرها اثر ۲۰ درصدی در بارشهای دریاچه ارومیه داشته است. همه ما شاید اینگونه اخبار را بخوانیم، اما همان طور که گفتم بحث بارورسازی ابرها علیرغم هزینهبر و دشوار بودن، نتیجه ملموسی در دنیا نداشته است. بارورسازی ابرها مستلزم این است که ابتدا فیزیک و حرکت ابر شناخته شود، قطرات ابر توسط رادار اندازهگیری شود و … آیا همه این اقدامات انجام شده است؟! ۲۰ درصد بهبود، تاکنون در دنیا سابقه نداشته است و من این آمار را غلط میدانم. زمانی که من مسوول سازمان هواشناسی بودم این عملیات انجام شد آن هم با وجود متخصصان و کارشناسان بسیاری اما نتیجهای نداشت.
شدت کمآبی در ایران باعث شده مسوولان مثل آدم در حال غرق شدن که به همه چیز چنگ میاندازد تا نجات یابد میخواهند به هر وسیلهای راهحلی برای مشکل کمآبی پیدا کنند. درحالی که تجربه دنیای هواشناسی و عالمان هواشناسی در دنیا نشان میدهد بارورسازی ابرها نتیجهای ندارد. علاوه بر اینکه این روش بسیار هزینهبر است. اینکه هزینه گزافی صرف شود اما نتیجه آن در بهترین حالت ۵۰ – ۵۰ باشد اصلا منطقی نیست. آن هم در شرایط اقتصادی که کشور ما دارد.»
باروری ابرها در سطح کلان نمیتواند مشکل خشکسالی را برطرف کند
استاد گروه مهندسی آب، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری نیز در این باره گفت: باروری ابرها در سطح کلان نمیتواند مشکل خشکسالی را برطرف کند.
دکتر محمود رائینی، سازوکار باروری ابرها و امکان استفاده از این روش را در مازندران به بحث گذاشت و در این زمینه توضیح داد: برای تشکیل ابر و بارندگی، ۴ شرط اساسی لازم است، گفت: نخستین شرط تشکیل ابر، هوای اشباع از بخار آب است. برای این که این فرآیند رخ دهد به ناچار هوا باید خنک شود، چون با کاهش دمای هوا گنجایش رطوبتی آن کاسته میشود و هوا به سوی اشباع شدن پیش میرود، پس دومین شرط تشکیل ابر و بارندگی، سرد شدن هوا است.
وی تصریح کرد: برای اینکه هوا سرد شود و تشکیل ابر دهد تنها راه طبیعی بالا رفتن هوا و انبساط آن است، با هر کیلومتر صعود هوا دمای آن تا ۱۰ درجه سانتیگراد کاسته می شود، برای بالارفتن هوا و سرد شدن آن نیاز به شرط سوم و آن ناپایداری هوا است.
استاد گروه مهندسی آب دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری افزود: در یک هوای ناپایدار بر اثر اختلاف فشار یا تفاوت چگالی، هوای سبک صعود میکند و شیوه های بالا رفتن هوا نیز متفاوت است، در مازندران یکی از شیوه های غالب بالارفتن هوا از دامنه رشته کوه البرز است.
رائینی خاطرنشان کرد: این هوا که دربرگیرنده رطوبت فراوانی است در هنگام برخورد به کوه به ناچار از دامنه بالا میرود و به ازای هر هزار متر صعود تا ۱۰ درجه سانتیگراد از دمای آن کاسته میشود و تشکیل ابر و بارندگی در دامنه شمالی رخ میدهد.
وی ادامه داد: یکی از دلایل سرسبزی و پُربارانی باریکه کناره دریا، از گرگان تا آستارا در استان گیلان همین رشته کوه است، این هوا زمانی که از قله کوه به سوی دامنههای جنوبی ریزش میکند با کاهش ارتفاع گرم میشود و نه تنها بارانی ایجاد نمیکند بلکه رطوبت دامنه جنوبی را نیز میگیرد.
وی شرط چهارم را که اساس بارورسازی ابرها نیز است، هسته گذاری ابرها بیان کرد و گفت: مولکولهای آب به تنهایی، حتی در هوایی اشباع، در دماهایی تا ۴۰- درجه سانتیگراد هم نمیتوانند دور هم جمع و به ذرهها و قطرکهای ابر تبدیل شوند، مگر با بودن ذرههای آبدوستی (هستهها) که به فراوانی در هوا پراکنده هستند.
وی البته در پایان نظرِ دیگر کارشناسان را تایید کرده و گفت: برپایه گزارشهای علمی تفاوت معنی داری در میزان بارش در سطح کلان دیده نشده است اما برخی گزارشها اثر بارورسازی را در افزایش بارش در بهترین حالت تا ۱۰ درصد بیان کردهاند، این یافتههای پراکنده، گویای پیچیدگی سامانهی پویایی مانند جوّ است.
چه اصراری بر پدیده بارش داریم وقتی توان و تدبیرِ هدایت و ذخیرهسازی آب را نداریم؟!در ارتباط با کمبود بارشها و کمآبی و خشکسالی در کشور موضوعات مهمتری مطرح است که میتوان با هزینهکرد در راستای بهبود وضعیت در آن حوزهها در هزینه بارورسازی ابرها صرفهجویی کرد. بارش باران در کشور اتفاق میافتد، مثل تمام بارشهای سال ۹۷ که همه بدون دخالت پروژه بارورسازی نازل شد. بارشهای دیگری نیز سالها و ماهها قبل در کشور داشتیم، با علم به خشکسال بودن کشور، چرا ما توان استفاده و بهرهوری حداکثری از آبهای ناشی از این بارشها را نداشتهایم؟ به اذعان کارشناسان، حجم بالایی از آبهای دریافتی کشور در کشاورزی و بهخاطر شیوههای غلط آبیاری در شبکه انتقال و لولهکشیهای غیراستاندارد، طرحهای انتقال غیرمهندسی، احداث صنایع پرمصرف آب در مناطقی که با خشکسالی روبهرو هستند، عدم هدایت مناسب آب به سفرههای زیرزمینی مدنظر و عدم ساماندهی سدها به هدر میرود و ما برنامه و اقدام صحیحی در اصلاح اینها نداشتهایم و حالا هزینه هنگفتی برای ایجاد یک بارش مقطعی میخواهیم که متحمل شویم و میشویم. درنهایت هم باران میبارد و آب بر زمین جاری میشود، وقتی راهکاری برای استفاده بهینه از این آبهای جاری تعبیهنشده است، چه اصراری بر پدیده بارش داریم؟


























