برابر گفته برخی مدیران دستگاه‌های اجرایی، یکی از مشکلات توسعه در صنعت و کشاورزی، قطعه‌قطعه شدن زمین و نبودن فضای مناسب در استان است و حتی برخی مدیران دستگاه قضایی خواستند ورود کند تا قانون ارث به گونه‌ای اجرایی شود که از خُرد شدن بیشتر اراضی زراعی در میان ورثه، ممانعت به‌عمل آید و این […]

برابر گفته برخی مدیران دستگاه‌های اجرایی، یکی از مشکلات توسعه در صنعت و کشاورزی، قطعه‌قطعه شدن زمین و نبودن فضای مناسب در استان است و حتی برخی مدیران دستگاه قضایی خواستند ورود کند تا قانون ارث به گونه‌ای اجرایی شود که از خُرد شدن بیشتر اراضی زراعی در میان ورثه، ممانعت به‌عمل آید و این دغدغه البته، درست است اما عجیب و نادرست این است که به‌موازات این مشکلات، برخی جریانات مشکوک، مدیریت یکپارچه مازندران را هدف گرفتند و عزم کردند یک بار دیگر این استان را دو‌تکه کنند.

چند سالی است که برخی در ظاهر دوست و دلسوز غرب مازندران، با برگزاری جلسات و تنظیم طومار و تحریک مردم، تلاش دارند این فکر نادرست را به افکار عمومی القا کنند که دلیل توسعه نامتوازن در شهرهای غرب و شرق مازندران در مقایسه با برخی شهرهای مرکز این استان، وسعت مازندران است و تنها نسخه‌ای که دیدند و تدبیری که اندیشیدند، «تفرقه» و «تجزیه» است و طرح آنان نیز جدا کردن شهرهای نور و نوشهر تا رامسر از بدنه استان با عنوان «مازندران غربی» است.
اقداماتی از این دست چند سال است که تنها گزینه روی میز برخی افراد مجهول‌الهویه و جریانات سیاسی مشکوک است و در دولت قبل نیز نشست‌هایی برگزار کردند و با طرح حرف‌هایی کلی و شعارهایی مبهم تلاش داشتند افکار عمومی را مجاب کنند مازندران برای توسعه پایدار، راهی جز تجزیه ندارد. این تلاش خواه از سر دلسوزی باشد یا از سر منفعت شخصی، مقرون به شکست است چون راه‌حل توسعه مازندران، نه جدایی و تفرقه که استقرار مدیران باتدبیر و وحدت و انسجام بیشتر است.
اگر امروز می‌بینیم که نگاه آمایشی به توسعه استان مازندران که در اوایل دهه هشتاد ابلاغ شد، همچنان مورد بی‌توجهی است و اگر می‌بینیم «توسعه استان» متوازن و هموار نیست و هم در شرق، هم در غرب و هم در مناطقی از مرکز، جزایرِ کم‌ترتوسعه‌یافته دیده می‌شوند و همین امر موجب نارضایتی شدید مردم نجیب و شریف این مناطق شده است، رسوب ناکارآمدی در مدیریت است و با زدن بر طبل «تفرقه» و با اجرای فرمول «تجزیه مازندران» مشکل حل نمی‌شود و گره گشوده نمی‌گردد.
اگر این فرمول برای حل مشکلات غرب مازندران راهگشا باشد، حتما باید در منطقه بهشهر، نکا، گلوگاه و خلیل‌شهر نیز یک مازندران شرقی تأسیس کنیم و مناطقی از جنوب مازندران در منطقه سوادکوه را نیز با عنوان «مازندران جنوبی»، مانند «مازندران غربی» تقطیع کنیم تا به هدف مطلوب نایل شویم !
حرف ما در طول چند سالی که برخی بر طبل تأسیس «مازندران غربی» می‌کوبیدند این بود که این روش، نه تنها به حل مشکلات نمی‌انجامد بلکه خود به پیچیده شدن مشکلات کمک خواهد کرد به‌ویژه این‌که دولت سیزدهم به دلیل تشدید تحریم‌ها و پیچیدگی شرایط بین‌المللی، هیأت دولت نیز اعتباری برای پرداخت ویژه به استان‌های جدید ندارد.
نکته آخر اینکه گذشته چراغ راه آینده است و با بررسی موضوعات مشترکی که در گذشته دور و نزدیک رخ داد می‌توانیم طرحی از آینده را در نظر مجسم کنیم. این قاعده به ما می‌گوید استان گلستان که در دهه ۷۰ از مازندران جدا شد یا استان خراسان که به سه خراسان کوچک منشعب شد نیز هنوز نتوانستند به مطلوب خود دست یابند و فی‌المثل دو استان خراسان جنوبی و خراسان شمالی با انواع مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند. توسعه در استان گلستان نیز مانند سابق محدود و منحصر به شهر گرگان ماند و شرق گلستان اوضاع خوبی ندارد و برای نخستین بار شاهد ظهور ریزگرد در مناطق شرقی این استان مانند شهر گنبد کاووس بودیم و براساس این تجربیات که در چند استان و ازجمله در مازندران بزرگ رخ داد خیلی دشوار نیست اگر متوجه باشیم که «تفرقه و تقسیم و تجزیه مازندران» نه تنها علت توسعه‌ نیست که خود می‌تواند توسعه را در منطقه غرب مازندران به تأخیر بیندازد. این‌که جمعی در جایی در غرب استان بنشینند و مدعی شوند که راهی جز استقلال غرب مازندران ندارند، نه کارشناسانه است و نه منطقی و در مقاطعی نیز «خبرنگار خبرشمال» از واحد تقسیمات کشوری وزارت کشور این موضوع را جویا شد و مدیران این بخش هم گفتند اقدام به تقسیم یک استان، افزون بر لابی و مطالبه برخی موافقان، الزامات سیاسی و امنیتی در سطح ملی نیز دارد و این الزامات حکم می‌کند مازندران، به استانی جدید تبدیل نشود.
در پایان از استاندار مازندران و معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار توقع داریم در این زمینه با شفافیت به مردم توضیح دهند و راه را بر سوءاستفاده‌گران یک‌بار برای همیشه ببندند.