یعنی میآید آن روز که بساط سد و سدسازی برای همیشه در ایران به ویژه مازندران جمع شود؟! تعجب نکنید که گزارش را این بار با این پرسش آغاز میکنم. وقتی در خبرها میخوانم که در کشورهای اروپایی و آمریکا، نه تنها دیگر سدی ساخته نمیشود، بلکه همان میزان سدهای احداث شده نیز در پارهای […]
یعنی میآید آن روز که بساط سد و سدسازی برای همیشه در ایران به ویژه مازندران جمع شود؟!
تعجب نکنید که گزارش را این بار با این پرسش آغاز میکنم.
وقتی در خبرها میخوانم که در کشورهای اروپایی و آمریکا، نه تنها دیگر سدی ساخته نمیشود، بلکه همان میزان سدهای احداث شده نیز در پارهای موارد، تخریب میشود تا محیط زیست و طبیعت جان دوباره بگیرد و بعد با رفتارِ مصرفی، پرخطر و جفاکارانه خودمان نسبت به محیط زیست مقایسه میکنم، قلبم فشرده میشود.
همین حالا که این گزارش نوشته میشود، عدهای در تهران نشستهاند تا درخصوص سد کسیلیان، تعیینِ تکلیف کنند.
سدی که با ساخت آن، ۸۰۰ هکتار جنگل هیرکانی قطع و نابود میشود و حدود ۳۰۰ هکتار از اراضی جنگلی واقع در طرحهای جنگلداری زیر آب سد میرود.
این نکته نیز قابل تامل است که وزارت نیرو با وجود ناتوانی سدها در تامین آب شرب و کشاورزی و خشک کردن رودخانهها در اثر سدسازی غیراصولی در چند دهه اخیر، اما همچنان با نگاه سازه محور و بدون توجه به دانش بومی منطبق بر اقلیم، بر طبل سدسازی در هیرکانی میکوبد.
در همین حال نهادهای ناظر و متخصصین جنگل نیز در برابر این رویه، اغلب سکوت اختیار کردهاند و سیاست سازهای آب که نزدیک به پنج دهه از عمر آن میگذرد، میرود تا تمام رودخانهها و تالابهای کشور را به بیابانهایی که کانونهای اصلی «ریزگرد» هستند تبدیل کند.
جزییاتِ آثارِ مخرب زیست محیطی سد کسیلیان
مهندس داریوش عبادی، فعال محیط زیست و عضو شبکه انجمنهای زیست محیطی کشور در این باره به خبرشمال گفت:« مکان این سد در ۷ و نیم کیلومتری جنوبِ شرق شیرگاه قرار دارد؛ ارزیابی زیست محیطی این سد توسط مهندسین مشاور رویان انجام گرفته و شرکت آب منطقهای مازندران نیز کارفرمای این پروژه است. افزایش جمعیتِ شهرهای شمالی کشور در طول سالهای اخیر، کم شدن بارشها، عدم کفایت منابع آبی برای تامین آب شرب و کشاورزی نیز از جمله اهدافِ احداثِ این سد برشمرده شده است.»
به گفتهی عبادی، طرح اولیه این سد، بر مبنای بهرهبرداری از آب رودخانه تالار و کسیلیان بوده و مجریان طرح، ۹ گزینه اجرایی سد را بر روی رودخانه کسیلیان انتخاب کردند.
در یکی از این روشها، آب باید از طریق تونلی، به رودخانه تالار منتقل و سپس سدی بر روی رودخانه کسیلیان احداث میشد که این گزینه به دلیلِ مخالفتِ کارگروه ارزیابی اثرات زیست محیطی سد (مشکلات زمینشناسیِ انتقال آب از تالار به کسیلیان) رد شد و به این ترتیب، در طرحِ بعدی که در سال ۹۶، از سوی مجریان طرح تدوین شد دیگر خبری از انتقالِ آب از تالار به کسیلیان نبود.
عبادی ادامه داد: دستاندرکاران اجرای سد، در طرح بازنگری، سه گزینه k7 و k8 و k9 را به عنوان گزینههای مطلوب شناسایی و معرفی کردند.
در بازنگری مجدد طرح نیز همانطور که گفته شد، دیگر حرفی از انتقال آب از رودخانه تالار به کسیلیان نبود و به این ترتیب از ابعاد طرح کاسته و گزینه ۹ به عنوان تنها گزینه روی میز مطرح شد.
گزینه ۹ همان گزینهای است که مسعود تجریشی معاون وقتِ محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست در سال ۹۷ درباره آن گفته بود:« گزينه k9 تخريب وسيع جنگلهاي بكر هيركاني و قطع درختان جنگلي همچون بلوط، راش، ممرز و درختان ممنوعالقطع شمشاد به ميزان ۱۸۸ هكتار در مخزن سد را به همراه داشته كه زيستگاه مناسبي براي حيات وحش و پرندگان منطقه است كه با احداث جادههاي دسترسي و تجهيز كارگاه طرح احتمالا بيش از اين مقدار تخريب جنگل صورت ميگرفت كه در نهايت گزينه k9 مورد مخالفت سازمان قرار گرفته است.»
این فعال محیط زیست در ادامه گفت:« وزارت نیرو در نهایت به خاطر حفظ ارزشهای اکوسیستمی جنگلها، مجبور به کاهشِ حجمِ مخزن (ارتفاع مخزن) شد که با بررسیهایی که توسط مهندسی ارزش وزارت نیرو انجام گرفت، در نهایت اعلام شد که این امر نیز هیچ تاثیری در کاهش تخریب جنگلهای منطقه ندارد. در نهایت براساس آنچه طرحِ حاضر به پیشِ چشمِ ما ترسیم کرده است، ارتفاع سد از بستر رودخانه از ۱۲۷ متر به ۹۸ متر و مساحت دریاچه سد نیز از ۳۰۷ هکتار به ۸۸ هکتار کاهش یافت.
در طرحِ جدید، گنجایشِ اسمیِ سد حجمی برابر با ۵۶ میلیون مترمکعب آب و ظرفیت رسمی آن معادلِ ۴۷ و نیم میلیون مترمکعب آب خواهد بود.
حجمِ رسوباتِ ۵۰ ساله معادل ۸۵ میلیون مترمکعب در نظر گرفته شده است.
همه ما به نقش و ارزشِ جنگلهای هیرکانی به عنوان آخرین سنگرِ سبزِ مازندران و ایران، واقف هستیم و میدانیم که در حال حاضر، بسیاری از گونههای گیاهی و جانوری درونِ این جنگلها، در معرضِ خطرِ انقراض قرار دارند، بنابراین، عقل سلیم میگوید به جای کار کشیدن از این بیمار، باید آن را تحت مراقبت و محافظت شدید بگیریم.
به گفته عبادی، مخزن این سد، درست در محل رویشگاهِ اصلیِ بسیاری از گونههای منحصربفرد گیاهی از جمله راش، افرا، بلوط، ممرز، شمشاد و … ۲۲ گونه پستاندارِ خشکیزی و آبزی قرار دارد.
طبق ارزیابیهای انجام گرفته محل احداثِ سد، در واقع محل زیست، تغذیه و لانه گزینی بیش از ۱۹۱ گونه پرنده بومی و مهاجر است که از این تعداد، ۵۳ گونه بومی و ۱۳۸ گونه مهاجر هستند؛
همچنین بنا بر بررسیای که از تنوع زیستی و نحوه پراکنش زئوپلانکتونها در فصل پاییز انجام شد، نشان میدهد که در مجموع ۴۵۶ گونه زئوپلانکتون در این محل زندگی میکنند و نیز ۱۴ گونه از خانواده کپورماهیان، چند گونه از سگ ماهیان، گاوماهیان و کفال ماهیان و ماهیان دنده دارِ زنده زا نیز در این منطقه وجود دارند که در صورتِ احداثِ سد، حیاتی همگی آنها به خطر خواهد افتاد.
عبادی اضافه کرد: این طرح، اساساً فاقد یک مطالعه و ارزشیابی اقتصادی و اجتماعی است و اصلا نیازهای آبی منطقه و تاثیرِ احداثِ سد را در نظر نگرفته است؛ همچنین براساس مجوز اخذ شده از سوی وزارت نیرو، بَناست نیمی از آب سد بعد از ساخت، به استان سمنان منتقل شود.
عبادی تاکید کرد: در ماتریسِ ارزشیابیِ شدت اثر سد در فاز بهرهبرداری نیز که در گروههای چهارگانه محاسبه شده است، به این جمعبندی رسیدهاند که منافعِ سد بیشتر از مضراتِ آن است و البته از آنجا که کارفرما، خود به عنوانِ ارزیاب، این چنین برآوردی داشته است، نمیتوان آن را صائب دانست و پیشنهاد و درخواست ما از دستگاه و نهادی بی طرف و خارج از زیرمجموعه وزارت نیرو کارِ ارزیابی زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی طرح را انجام دهد.
دستگاه قضا باید به کمک بیاید
متانی عضو هیات کوهنوردی استان مازندران و فعال محیط زیست نیز در این باره به خبرشمال میگوید: مهمترین مساله، موقعیت و چرایی احداث این سد است. جنگل کسیلیان، جنگلی بسیار بکر و منحصربفرد است و گزارشها و آمار و اطلاعات علمی بسیار دقیقی از انواع گونههای گیاهی و جانوری در منطقه وجود دارد که بر ارزش زیستی آن صحه میگذارد. چه نیازی است که در چنین منطقه اکولوژیک مهم و حساسی، سد احداث شود؟!
شرکت آب منطقهای گزارشی تهیه کرده که سراسر تناقض است. حتی در آماربرداری از تعداد و پراکنشِ گونههای زیستی منطقه نیز این تناقضهای آشکار به چشم میخورد.
تمام هدف ما اطلاع رسانی است تا جلوی ادامه روندِ اجرای این پروژه مخرب زیست محیطی گرفته شود و در این مسیر، مهمترین اقدام، تنظیم دادخواست توسط مدعیالعموم برای مقابله با این پروژه است، چراکه براساس قانونِ مصوبِ هیات وزیران، هرگونه بهرهبرداری از درختانِ جنگلی ممنوع است و احداث این سد، صراحتا نقضِ این قانون و مصوبه است.
مافیای سدسازی و تجارتِ پرسود آب
یزدانی، فعال محیط زیست و عضو انجمن دوستداران دماوندکوه، نیز در این باره به خبرشمال میگوید: در همین منطقه چند سد احداث شده است، سنبل رود با فاصله ۱۵ کیلومتر، سد هراز در فاصله کمتر و سد برنجستانک؛ بنابراین احداث این سد در فاصله نزدیک با چند سد دیگر، هیچ توجیهی ندارد، مگر با هدفِ انباشت و کنترل آب! چه برای انتقال آب به سمنان و چه به عنوان اهرمی برای فشار بیشتر بر مردم.
به گفتهی یزدانی، ظاهرا توجیهِ احداثِ سد، مدیریت آب است اما در واقع حکمرانی آب است. ما در جاهای دیگر دنیا میبینیم که چطور از سد سازی فاصله گرفتهاند و مثلا در کشوری نظیر آلمان و آمریکا سدهای بزرگ خود را تخریب میکنند. بدیهی است که آب و رودخانه در سامانه خلقت به درستی در حال حرکت است و باید دید چرا ما همچنان بر روی رویکرد سازه محور آب تاکید داریم؟
یزدانی میافزاید: اگر بپذیریم که سدسازی اقدام درستی برای مدیریت آب است یعنی تلویحاً پذیرفتهایم که کار خدا و نظام خلقت اشتباه بوده است. این دستکاریها و دخالتها اساساً برای مدیریت آب نیست، بلکه برای تحت کنترل در آوردن آب و نگاه حاکمیتی از بالا به پایین به آب است؛ زیرا تنها از این طریق است که میتوانید (به طور مثال در این مورد) آب را به سمنان ببرید یا حتی به کشورهای دیگر بفروشید.
این فعال محیط زیست تاکید کرد: هیچ کشوری بر روی منابع زیر زمینی خود اینطور معامله نمیکند که ما در ایران چنین میکنیم. آیندگان نیز به اندازه ما در استفاده و بهرهبرداری از منابع زیرزمینی و روزمینی حقالسهم دارند و این گونه اقدامات، به معنای پیشخور کردن آینده است.
او افزود: یک مساله مهم دیگری که در این زمینه میتواند مطرح شود، نگاه عدالتمحور به منابع است که برخلاف سالهای قبل دیگر حتی شعار آن نیز داده نمیشود و این نگاهِ مصرفگرایانه به منابع بسیار خطرآفرین است. توسعه پایدار دقیقا ناظر بر همین معناست که نحوه استفاده و بهرهبرداری از طبیعت نباید به گونهای باشد که طبیعت تحلیل رفته و رو به زوال برود.
یزدانی تصریح کرد: یادمان باشد عمر مفید سدها، بین ۴۰ تا ۵۰ سال است و در طول این سالها، آرام آرام، با رسوبات پر میشود؛ حال باید دید ما در این بازه زمانی چقدر توانستهایم از سدها بهره کافی و وافی ببریم که تمامی اثرات مخرب زیست محیطی آن جبران شود؛ تولیدِ برق از طریق توربینها، ایجاد زهکشها و آبراههها برای مصارفِ کشاورزی، صنعتی و مصارف شرب، گردشگری در حاشیه سد و …از جمله این اقدامات است که متاسفانه در ایران نادیده گرفته شده است. ما در ایران بالغ بر ۵۰۰، ۶۰۰ سد ساخته شده داریم که مجموعِ برقِ تولیدی آنها به سختی به ۳ درصد میرسد.
یزدانی در پایان گفت: همه اینها به این معناست که مافیای آب که دارای قدرتی فراقانونی است، همه تلاش خود را میکند تا بتواند با تجارتِ آب جیبهای خود را پرپول کند و تاوانِ این تجارت را نیز مردم و محیط زیست خواهند پرداخت.


























