«فرید نجفی» رییس دانشگاه گیلان روز گذشته مدعی شد با بهره‌گیری از تجربیات دانشگاه‌‌های کشورهای همسایه پیرامون حل مسائل زیست‌محیطی، حل مساله پسماند شمال کشور از طریق دیپلماسی علمی امکان‌پذیر است.

«فرید نجفی» رییس دانشگاه گیلان روز گذشته مدعی شد با بهره‌گیری از تجربیات دانشگاه‌‌های کشورهای همسایه پیرامون حل مسائل زیست‌محیطی، حل مساله پسماند شمال کشور از طریق دیپلماسی علمی امکان‌پذیر است.
وی در نشست هم‌اندیشی اعضای ایرانی اتحادیه دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی دولتی حاشیه دریای خزر در دانشگاه گیلان گفت: دیپلماسی علمی یکی از راهبردهای مهم وزارت است.
این مسئول با تاکید بر توسعه دیپلماسی علمی در سرفصل‌های مختلف افزود: توسعه دیپلماسی علمی در گیلان بیشتر در کشورهای همسایه و حاشیه دریای خزر پیگیری و دنبال می‌شود.
نجفی پسماند را از معضلات جدی استان‌های شمال کشور برشمرد و بیان کرد: با توسل بر دیپلماسی علمی می‌توان مساله پسماند سه استان شمالی را حل کرد.
وی با اشاره به مخاطرات پسماند و مسائل زیست‌محیطی در شمال کشور افزود: افزایش بیماری‌های صعب العلاج در استان‌های شمال کشور متأثر از مساله پسماند و مسائل زیست‌محیطی است.
رییس دانشگاه گیلان با اشاره به خطرات آلودگی اکوسیستم و زیست بوم استان‌های شمالی بیان کرد: پسماند و پساب‌های ناشی از آن از طریق مزارع و محصولات کشاورزی و ابزیان دریا دوباره به چرخه زیستی مردم بر می‌گردد.
نجفی با تاکید بر لزوم بهره‌گیری از تجربیات و اندوخته‌های دانشگاه‌های کشورهای همسایه پیرامون حل مسائل زیست‌محیطی و پسماند اضافه کرد: حل مساله پسماند در استان‌های شمال کشور از طریق دیپلماسی علمی امکان‌پذیر است و باید این مهم مورد توجه دانشگاه‌ها و متولیان علمی قرار گیرد.
درخصوص این اظهارات لازم است چند نکته را یادآور شویم؛ نخست این‌که ادعاهایی چون «دیپلماسی آموزشی برای حل مشکلات آموزش و پرورش» که چندی قبل توسط یکی از مدیران استان مازندران طرح شد و «دیپلماسی علمی برای حل مشکل پسماند» که روز گذشته بر زبان رییس دانشگاه گیلان جاری شد را اگر بشکافیم و از نمای نزدیک به آن نظر و مهم‌تر از همه سابقه چنین سخنانی را مرور کنیم متوجه خواهیم شد وارد چرخه «گنده‌گویی‌های بی‌حاصل» شدیم که در نهایت، چیزی از آن بیرون نخواهد آمد مانند شعار «مازندران پاک» که توسط استاندار سابق چند سال بر سر زبان بود و اما در عمل عایدی برای محیط‌زیست و هوای مازندران نداشت جز چند خبر و چند عکس و اسلاید. نکته دوم این‌که پسماند در سه استان مازندران، گیلان و گلستان از حد چالش و هشدار عبور کرده و تبدیل به یک ابرچالش شد و تقریباً هیچ شهر و منطقه‌ای در این سه استان نیست که در مقایسه با دیگر مناطق، وضع بهتری داشته باشد و جای تأسف است که رییس دانشگاه مُعظَمی چون دانشگاه گیلان در کمال آرامش ادعا می‌کند با دیپلماسی علمی و کمک گرفتن از کشورهای حاشیه دریای خزر می‌تواند مشکل را حل کند. نکته سوم این است که هیچ کدام از کشورهای حاشیه دریای خزر تجربه موفقی در مدیریت پسماند که چیزی جدید و بیشتر از آخرین یافته‌های علمی باشد، نداشتند و برخی از این کشورها حتی با زباله‌های هسته‌ای هم دست و پنجه نرم می‌کنند و روشن نیست رییس دانشگاه گیلان از کدام بخش از تجربیات علمی آنان می‌خواهد استفاده کند تا مثلاً سراوان رشت را مدیریت کند. نکته بسیار مهم بعدی این است که از نظر علمی بیش از ۵ دهه است که در همه دنیا، برای حل بحران زباله به سمت تفکیک رفتند و از منازل شهروندان، کاغذ و عناصر سلولزی، انواع فلزات، شیشه، پلاستیک و لاستیک را از زباله تَر و باقی‌مانده غذا جدا می‌کنند و ضمن تولید سرمایه در فرایند بازیافت این چهار گروه، زباله‌های تَر را به سمت تولید کودهای زیستی هدایت می‌کنند و تا امروز از این یافته، عالمانه‌تر چیزی مشاهده نشد و سوال ما از رییس دانشگاه گیلان این است به دنبال کدام یافته علمی است تا در فرایند دیپلماسی علمی از کشورهای حاشیه دریای خزر بگیرد و برابر آن، مشکل سراوان را حل و از خلق سراوان‌های دیگر در نقاط دیگر گیلان ممانعت به‌عمل بیاورد ؟