برابره آمار رسمی موجود و همچنین براساس تجربه سی سال کار در آموزش و پرورش در دو استان و تدریس در مدارس متوسطه اول، متوسطه دوم، دخترانه و پسرانه باید تأکید کنم آمار اعتیاد در بین دانشآموزان در استان مازندران، آمار بالا و نگرانکنندهای نیست و حتی میتوان گفت ناچیز است اما این موضوع نباید موجب شود در حوزه پیشگیری به شیوه «پیشآگاهی»، شانه خود را از بار مسئولیت خالی کنیم بهویژه اینکه طی سالهای اخیر به همان نسبت که شاهد هستیم واحدهای کسبی زیرپلهای برای فروش انواع سیگار و قلیان و مواد دُخانی، افزایش یافت، تمایل به مصرف تفننی سیگار و قلیان در میان دانشآموزان دختر و پسر در متوسطه اول و دوم نیز فزونی گرفت و احتمالاً کسی این حقیقت را رد نمیکند که مواد دُخانی بهویژه در این سن میتواند مقدمه شروع مصرف انواع مواد افیونی در سنین بالاتر ازجمله در دوره دانشگاه که جوانان از خانواده و شهر خود دور میشوند، باشد.
نکته دوم اینکه برابر مطالعات میدانی و آماری که دبیرخانه شورای مبارزه با مواد مخدر کشور در حوزه دانشآموزی انجام داد و بخشی از اعداد و ازقام آن نیز توسط «اسکندر مومنی» مشاور رییسجمهوری و دبیرکل شورای هماهنگی مبارزه با مواد کشور در ساری به خبرنگاران ارائه کرد، درصد قابل توجهی از جوانان و نوجوانانی که در دام این آسیب افتادند، یا از عمق وابستگی و اعتیادآور بودن این مواد اطلاع نداشتند و یا از «نه گفتن» به دوست و همکلاسی خود ناتوان بودند و در نهایت در زنجیر این آسیب بزرگ قرن، گرفتار شدند.
در چنین شرایطی آموزش و پرورش بهعنوان دستگاه فرهنگساز و مدیران و معلمان مدارس بهعنوان کسانی که مواجهه حضوری روزانه با نوجوانان و جوانان دارند، تکلیفی سنگین بر عهده دارد و اهمیت این تکلیف از آنجا ناشی میشود که در سالهای اخیر مافیای مواد مخدر برای جلب توجه بیشتر جوانان و نوجوانان، از کنجکاوی ذاتی این نسل کمک گرفت و با تغییر نام برخی مواد توهمزا که عمدتاً از خانواده هرویین هستند مانند «اشکِ خدا»، تلاش کرد نوجوانان و جوانان بیشتری را آلوده کند.
بسیاری از نوجوانان و جوانان و حتی پدران و مادرانشان نمیدانند «گُل»، «کردکودیل»، «دستمال»، «غبارمیمون» و «میومیو» درحقیقت مفاهیم مختلف برای مصداق واحد و حاوی مواد توهمزا و درصدر همه هرویین و مورفین هستند که برای قلقلک دادن حس کنجکاوی جوانان و به دام انداختن آنان، به این نامها خوانده شدند.
درس مهمی که میتوانم برای دستگاه تعلیم و تربیت استان مازندران در سال تحصیلی جدید که طی چند روز آینده آغاز خواهد شد، پیشنهاد کنم این است که از روش «پیشآگاهی» استفاده کند و مکانیزم واحدی طراحی و آن را در همه مدارس اجرا کند تا نوجوانان دانشآموز اعم از پسر و دختر با این فریبها بیگانه نباشند و بهخاطر ناآگاهی در دام این مواد نیفتند.
درخصوص نوشیدنیهای الکلی که این روزها نمونههای تقلبی آن، جان جوانان بسیاری را گرفت و بسیاری را به نابینایی دائم دچار کرد نیز دستگاه تعلیم و تربیت باید تدبیری جداگانه داشته باشد و نوجوانان و جوانان را از خطری که در کمین است، آگاه کند.
ریشه بسیاری از مشکلات امروز جامعه، انکار کردن وجود آن مشکلات توسط دستگاههای متولی و مسئول است در حالیکه هیچ مدیری نباید وجود این آسیبها که در کمین فرزندان آحاد جامعه است را منکر شود و تلاش کند بر روی آن ماله بکشد.
درس اول آموزش و پرورش در مدارس برای سال تحصیلی جدید باید همین باشد که علاوه بر مأموریتهای پرشمار و پیچیده و سهم ناچیز از بودجه، مبحث «پیشآگاهی» را مجدّانه اجرایی و عملیاتی کند و اجازه ندهد، برابر آنچه که دبیرکل شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر کشور گفت، ناآگاهی موجب شود جوان و نوجوانی در این باتلاق اسیر شود.
نکته آخر اینکه فعال شدن مراکزی چون سرای آرامش و کانون یاریگران در کنار مدارس، گام مثبتی است اما قدم اصلی باید در حیاط مدرسه و کلاس درس و توسط مدیران، معاونان و همچنین معلمان و مشاوران برداشته شود و هم نسبت به انواع مواد مخدر و هم نسبت به خطرات مصرف سیگار و قلیان به آیندهسازان کشور هشدار داده شود و یقین بدانیم هر تلاشی رفتهرفته نتیجه خواهد داد و دانشآموزی که با این تهدیدها و خطرات در دوره متوسطه اول و دوم آشنا باشد، احتمال اینکه در دوران دانشگاه یا ادوار بعدی زندگی خود، در این دام گرفتار شود، پایین است.
نکته آخر درخصوص مهارت «نه گفتن» است که برابر آمار سردار «اسکند مومنی»، بهعنوان یکی از عوامل گسترش اعتیاد مطرح شد. باور من این است که اگر ظرفیت خطر و تهدیدزا بودن انواع مواد دُخانی و مخدر برای نوجوانان و جوانان، بهخوبی تبیین شود، نوجوان و جوان هرگز به آن تن نخواهد داد همانگونه که اگر از یک دانشآموز بخواهیم ذغال داغ را در دهان خود بگذارد، چنین کاری نخواهد کرد چون درخصوص آسیبزا و حتی مرگآور بودن این کار، به یقین رسید.


























