آخرین اخبار :
  • منتشر شده در پنج شنبه, 10 مهر 1399 11:00
«خبرشمال» به بهانه روز جهانی سالمندان می‌نویسد؛

بی آن‌که بداند، در انتنظار توست

 
 
 
 
ماه‌بانو صالح‌نژاد /

اشاره: دلمان می‌خواست هزار و یک سوال بپرسیم از احوال سالمندان و پرسش‌هایی بشنویم که در نهایت یک حرف واحد داشته باشند؛ با عشق و احترام هوایشان را داریم. تلاشمان را کردیم که در یک قرار تلفنی مصاحبه‌ای با مسوولان آسایشگاه سالمندان مهرآوران داشته باشیم، البته که دلمان ملاقات می‌خواست اما کروناویروس بهانه خوبی برای نپذیرفتن ما بود. در وقت قرار اما، قرار بی‌معنا شد و پرسش و پاسخ صورت نگرفت. سری به آسایشگاه سالمندان خانه جهاندیدگان داخل شهر هم زدیم که درش فعلا بسته بود و چون پیشتر به دیدارشان نرفته بودیم، نمی‌توانیم قضاوتی کنیم چرایی‌اش را. روز جهانی سالمندان است و ما با عشق و احترام، دلمان در گرو حال خوب تک تک آنان است.
سالمندی را در اصطلاح به سن و سالی بالاتر از ۶۵ سال اشاره دارد می‌گویند که آدمی دیگر قابلیت‌ تجدید قوایش محدود است و هزار درد و بیماری، سندرم‌ و کسالت دنبالش می‌کنند. در واقعیتی که ما در تلاش برای ساختن و نوشتنش هستیم اما، سالمند بودن بیش از یک دوران خستگی و ناتوانی می‌تواند آغازی دیگر در زندگی باشد و این‌بار با دنیایی تجربه و توانایی دیدن.
بزرگترهای این جهان که تجسمی از باور ارزش وجودی فرد در تنهایی، خانواده و جامعه هستند، امروز اما تنها می‌مانند در نیازهای ابتدایی انسانی و آشفتگی و دلتنگی ذهنی‌شان. پیش از این‌همه بی‌رحم شدن روزگار در این کشور که آهسته آهسته مردمش را هم به بیماری بی‌رحمی دچار کرد و در فرهنگ اسلامی و ایرانی «پیر شدن» نه به‌عنوان یک کلمه یا آرزوی ناخوشایند برای خود یا دیگران، که به مثابه دست ساییدن به قله کمال، حکمت، خرد و فرزانگی بود. اصطلاحاتی مثل «پیر بشی» در ادامه اقدام مثبت یک جوان و «به پای هم پیر شدن» به وضوح بار مثبت این تعریف در فرهنگ کلاسیک ایرانی را به نمایش گذاشته و ما اما بی‌‌رحمانه چشم بسته‌ایم بر این ارزش‌ها.
با خود می‌گوییم دیگر در این سن و سال اگر به جسم و روحیاتش اهمیت دهد، مصداق «پیری و معرکه‌گیری» می‌شود و زننده اما این توجیهی برای بی‌مسوولیتی ما در برابر سالمندان است. با شناخت سیر تکامل و دلایل پیر شدن جسم و جان آدمی، اگر بخواهیم می‌توانیم تا حد خوبی از ناتوانی این دوران پیشگیری کنیم و در نهایت قدرت و استعداد تجربی و فکری سالمند را با توان جسمی همراه خواهیم کرد.
سه‌‎گانه پزشک، بیمار و محیط، می‌تواند حتی در مواردی که پیری تبدیل به حالتی از بیماری و ضعف عمومی شده، نجات بخش سالمند باشد. در میانه پرسش و مطالبه از آسایشگاه‌ها تمام فعالان اجتماعی و من نویسنده به دنبال تحقق همین سه‌گانه هستیم. این‌که پزشکی متخصص احوال مختلف سالمند در کنار بیماری با حضور دایم قرار گیرد و محیط برای بهتر شدن حال سالمند مناسب باشد؛ محیطی که جایی برای پرستاران بی‌تجربه و بی‌اشتیاق به نگهداری از سالمند ندارد و رنگ و بوی خشونت از آن دور شده است.
گرچه تغییرات ناشی از پیری ناگزیر است، می‌توانیم بسیاری از این تغییرات را تا حدودی پیشگیری کنیم یا وقوع آن‌ها را به تعویق بیاندازیم؛ ابراز علاقه و توجه به احوال فرد همیشه می‌تواند عشق به زندگی را تا حدی تقویت کند که سن و سال فراموش آدمی شود، برنامه ورزشی منظم همراه پیاده‌روی و استفاده از پوشش و تجهیزات ایمن برای جلوگیری از حوادث و رژیم غذایی مناسب، کم‌نمک و کم‌چربی و خوردن غذا در وعده‌های زیاد و حجم کم، می‌تواند شرایط جسمانی آدمی را زیر و رو کند.
این نکات به ظاهر ساده را به یاد بسپارید و در ملاقات با سالمندان در آسایشگاه شهرتان و یا در منزل شخصی خود و فرزندانشان بررسی کنید. احتمالی نزدیک به یقین در تجربیات ما شکل گرفته که با بی‌حوصلگی اطرافیان و یا پرسنل آسایشگاه، همین نکات انگشت‌شمار و معمول رعایت نمی‌شوند و در وضعیت عمومی سالمند اثر منفی بزرگی دارند.
عواملی مانند ویژگی‌های جمعیت‌شناختی، فیزیکی، روانی و مذهبی بر کیفیت زندگی سالمندان اثرگذارند و با توجه به شرایط زندگی سالمندان، اثرگذاری این عوامل متفاوت است. ویژگی‌های محیطی و کیفیت مراقبت از سالمندان، تعیین‌کننده در کیفیت زندگی سالمندانی است که در مراکز نگهداری سالمندان، نگهداری می‌شوند و مذهب بر کیفیت زندگی سالمندانی که در جامعه زندگی می‌کنند اثر می‌گذارد. بیشتر سالمندان ساکن آسایشگاه علایم افسردگی دارند و این واقعیت تلخی‌ست که با اصرار و اعمال نفوذ هیچ مدیری تغییر نخواهد کرد.
نوازش دست، پرستاری خالصانه و نشستن پای حرف یک سالمند، شاید برای دیگران کمی بی‌حوصلگی و خستگی به همراه داشته باشد اما او را بسیار خوشحال‌تر و امیدوار خواهد کرد. شاید پیرمرد یا پیرزنی که به سادگی از کنارش می‌گذری و به تو می‌گویند سال‌هاست با کسی حرف درستی نزده، هرگز گوش درست و شنوا در برابرش ندیده در این سال‌ها و بی آن‌که بداند چشم‌انتظار توست. ساده رد نشو.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی