• منتشر شده در سه شنبه, 21 مرداد 1399 09:39

گام های بهبود در مدیریت شهری استان مازندران

 
 
 

کمیل عبدی -
دکتری جغرافیا
و برنامه‌ریزی شهری /

 


در راستای بومی سازی شاخص‌های توسعه شهری در شهرهای استان مازندران و تدوین شاخص‌های مرتبط با عملکرد شهرداری می بایست پذیرفت که شاخص توسعه شهری در هریک از شهرهای استان مازندران متاثر از وظایف و عملکرد مدیریت شهری به ویژه شهرداری‌های آن می باشد. به دنبال طرح دیدگاه‌های نوین سیاسی- اجتماعی مبنی بر کاهش دخالت و حضور مستقیم دولت مرکزی در حوزه ی اداره امور عمومی، در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، شهرداری‌ها را به عنوان سازمان‌های محلی غیر دولتی و عمومی و نهادهای مدنی تلقی کرده و وظایف بیشتری را عهده دار شده اند. در اغلب کشورهای جهان با هدف استفاده بیشتر از مشارکت‌های محلی، سعی دولت‌ها بر این بوده است که مدیریت امور عمومی را به مدیریت‌های محلی واگذار کنند و در این مسیر، تجدید حیات سازمان‌های محلی به خصوص شهرداری‌ها از طریق افزایش مسوولیت‌های آنان به جدیت دنبال شده است.
امروزه مدیریت شهری؛ نظارت بر جان مردم شهرهاست و مفهومی است که هم با مسئولیت حکومت و هم با تعهد شهروندان ارتباط دارد و به عنوان فرآیندی است که از یک طرف، بر اساس کنش متقابل میان سازمان‌ها و نهادهای رسمی اداره شهر و از طرفی دیگر، میان سازمان‌های غیر دولتی و تشکل‌های جامعه مدنی شکل می گیرد. در شرایط کنونی کشور ما که چهارچوب نظری منسجمی برای مدیریت شهرها وجود ندارد، باید به فکر ایجاد ساختارهای نوین تغییر و تحول در روش اداره ی شهرها بود. مدیریت شهری موفق را می توان سازمانی فراگیر و در برگیرنده اجزای رسمی و غیر رسمی مؤثر و کارآمدی دانست که در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و کالبدی حیات شهر
 تأثیر دارند.
قدم اول جهت بهبود مدیریت شهری با آسیب شناسی آغاز می گردد. آسیب شناسی باعث می شود تا بتوانیم موانع رشد و توسعه را شناسایی و جهت رفع آن‌ها برنامه ریزی کنیم. یکی از عوامل عمده عقب ماندگی شهرهای استان مازندران ناشی از آسیب‌های مدیریت شهری می باشد. آنچه به عنوان ساخت و ساز غیرمجاز و شکل گیری سکونت گاه‌های غیر رسمی، تراکم شهری، شهر فروشی، ناکارآمدی طرح‌های توسعه شهری، شورای اسلامی شهر، عدم استفاده از فناوری اطلاعات و... مطرح است در واقع ریشه در آسیب‌های موجود در مدیریت شهری دارد و تا این آسیب‌ها بهبود نیابد توسعه شهری اتفاق نخواهد افتاد. بررسی‌ها نشان می دهد بخشی از این آسیب‌ها ناشی از آسیب‌های سازمانی می باشند و همچنین کارکرد صحیح این سازمان به شدت متاثر از ساختار سازمانی می باشد. با بررسی ساختار سازمانی شهرداری‌ها متوجه می شویم که ساختار شهرداری‌ها بر اساس نیازهای منطقه ای و محلی تدوین نشده و نتوانسته به تامین نیازهای شهروندان بپردازد. این ساختار بدون توجه به شرایط محیطی، منابع درآمدی، وجود کارکنان متخصص مورد نیاز و همچنین میزان توسعه یافتگی شهر نوشته و برای کلیه شهرداری‌ها ابلاغ شده است. در نهایت آن چه مشاهده می شود آن است که ساختار ابلاغی با ساختار موجود شهرداری‌ها همخوانی چندانی نداشته و در بسیاری از موارد متناقض نیز می باشند. در این ساختار حتی افراد متخصص و کارآمد نیز فاقد کارایی و عملکرد مناسب خواهند شد.
یکی از رویکردهای نوین در زمینه اصلاح و گسترش مفهوم توسعه پایدار شهری، مطرح شدن مفهوم کیفیت زندگی و دخالت دادن شاخص‌های اجتماعی و کیفی در اهداف توسعه و عمران شهری و منطقه ای است. به کارگیری این مفهوم در واقع واکنشی است علیه توسعه یک بعدی اقتصادی در سطح ملی و توسعه صرفا کالبدی در مقیاس شهری و تلاشی است در جهت دستیابی به معیارهای جامع تر و چندبعدی در عرصه برنامه ریزی. تهیه چشم انداز در برنامه‌های توسعه راهبردی شهرها از اهمیت زیادی برخوردار است. این چشم اندازها، هرچه باشند، پس از نهایی شدن، ملاک سیاستگذاری‌ها، تدوین راهبردها، تدوین برنامه‌ها، تدوین طراحی‌ها و تعریف پروژه‌های موضوعی و موضعی برای رشد و توسعه شهر خواهند بود.
با توجه به مطالب ذکر شده پیشنهادات زیر برای بهبود مدیریت شهری در استان مازندران ارائه می گردد.

1- جهت کاندیداتوری افراد برای شورای شهر استانداردهای علمی مناسب و لازم در نظر گرفته شود؛
2- تشکیل کارگروه ویژه ای از متخصصین در سازمان شهرداری‌ها جهت طراحی ساختار مناسب شهرداری‌ها با توجه به نیازهای شهری؛
3- بازنگری و بروز نمودن قوانین شهری؛
4- توجه ویژه به آموزش ساکنان؛
5- جلوگیری از به کارگیری بی رویه نیروهای غیرمتخصص در شهرداری‌ها؛
6- تدوین ساز و کاری مناسب و مبتنی بر فناوری اطلاعات جهت نظارت بر عملکرد کارکنان؛
7- ایجاد تمهیدات و راهکار مناسب برای حفظ اراضی کشاورزی، باغات، سایر منابع طبیعی و زیست محیطی،
8- استفاده از ظرفیت‌های گردشگری بخش کشاورزی برای حفاظت، صیانت و توسعه منابع؛ توسعه انواع گردشگری: گردشگری شهری، گردشگری سلامت، گردشگری ورزشی، گردشگری دریایی و....
در پایان لازم به ذکر است با توجه به ظرفیت‌های گسترده استان مازندران، مخصوصا در دو حوزه کشاورزی و گردشگری، مدیریت شهری بایستی محیط‌های عمومی مطلوب تری را برای ساکنان شهرها و گردشگران ایجاد کند تا تعامل‌های اجتماعی بهتری در آن صورت گیرد و شهرها نیز به همان اندازه از کیفیت بالاتری در شهرنشینی و سلامت روان ساکنین بهره مند شوند زیرا مفهوم شهرنشینی و فرهنگ شهروندی در این مکان‌های عمومی شکل خواهد گرفت. روشن است که ایجاد آرامش، سرگرمی، فراهم آوردن ارتباط، زمینه معاشرت و امکان تردد از دیگر عملکردهای فضاهای عمومی شهری است. به این ترتیب این فضاها می توانند موقعیتی برای رشد خلاقیت به وجود آورده و محیطی سازنده در یک مجموعه شهری باشند. بنابراین کیفیت مطلوب ارتباطات در این  مکان‌ها باعث به وجود آمدن شهروندان بهتر و با فرهنگ اصیل تری خواهد شد که خود یکی از عوامل عمده جذب
گردشگر می باشد.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی