آخرین اخبار :
  • منتشر شده در چهارشنبه, 11 تیر 1399 14:15
یادداشت «خبرشمال» درباره تاثیر حضور یک «بزرگ‌تر» واقعی در بهبود اوضاع و احوال‌مان در شرایط خاص؛

دشمنی هم آدابی دارد!

 
 
 
 

هومن حکیمی /


اشاره: داشتم نوشته‌های قدیمی‌ام را مرور می‌کردم که چشمم خورد به یادداشتی که پس از فوت «رییس دولت سازندگی» نوشته بودم (مطلب را در ادامه این یادداشت، برایتان گذاشته‌ام). خواندن دوباره‌اش ذهنم را برد به سمت این موضوع که چقدر مهم است که یک بزرگ‌تر در حوزه اجرایی، همیشه باشد که آدم بتواند به تدبیرش و مدیریتش و تعاملش، اعتماد کند... .

*مازندران که بزرگ‌تر
دارد ولی...
کلید مدیریت کلان استان مازندران، امروز در دستان «مجید حسین‌زادگان» است. قبلا هم نوشتیم که مدیریت او در این چند سالی که استاندار است، به گونه‌ای بوده که برآیندش مثبت و موثر باشد. این جمله البته به معنای تایید 100 درصدی نیست (که هیچ مدیری نمی‌تواند) و ما هم درباره عملکرد هیچ مدیری نمی‌توانیم چنین ادعایی داشته باشیم اما در مازندرانی که لبریز از چند دستگی و دعواهای قومی و ... است، اینکه استانداری بتواند در مجموع مورد تایید اغلب صاحب‌نظران (موافق و مخالف) باشد، یعنی کارش را دارد درست انجام می‌دهد.
اما اینجا بالاخره مازندران است و اصولا کمتر کسی طاقت تحمل «بزرگ‌تری» کسی را دارد، پس انتظارمان را باید بیاوریم پایین و بی‌خیال این رؤیا بشویم که یک روزی، دلمان برای بزرگ‌تر‌هایمان تنگ خواهد شد یا آرزوی حضور دوباره‌شان را خواهیم داشت!

*دعوا و تفرقه هم آدابی دارد
تعامل، هنر می‌خواهد و دانش و تجربه؛ همان‌طور که نفاق و دشمنی هم. نمی‌شود که همین‌جوری الکی و بی‌قاعده بزنیم زیر میز و ادعا کنیم که داریم به منافع مازندران فکر می‌کنیم. نمی‌شود که کینه‌ها و عقده‌ها را قاتی دشمنی کنیم و ادعای دیگری داشته باشیم که مثلا کارشناسیم!
اشتباه نکنید؛ در سیاست و سیاست‌بازی، باید که دشمنی هم باشد. اصلا بخشی از اصولش و مزه و طعمش است اما در مازندران، معمولا سعی می‌کنیم که «ور» تخصصی و کارشناسی موارد را نبینیم و همین‌طوری «دِیمی» و «الابختکی» می‌زنیم به دل ماجرا؛ فوق فوقش کار را خراب‌تر از چیزی که هست می‌کنیم اما طرف را هم بیخودی خراب می‌کنیم!
* چه وقت رفتن بود آقای آیت‌الله؟
فرقی نمی‌کرد چپ باشی یا راست. صددرصد موافقش باشی یا کمی مخالف، اهل شمال و جنوب کشور باشی یا شرق و غرب. یک‌جورهایی می‌شد همیشه باورش کرد. وجهه‌ای کاریزماتیک داشت که نظام را دلگرم به حضورش می‌کرد. من و هم سن‌و‌سال‌هایم که ابتدای انقلاب را دقیق یادمان نیست اما از پدران و دیگران بسیار شنیدیم که «هاشمی رفسنجانی» هم اهل تدبیر بود و هم سخت‌کوش.. من و هم سن‌و‌سال‌هایم که بزرگ‌تر شدیم، جنگ را دیدیم و تجربه کردیم. وقتی که باید برای خریدن نفت، گاهی همراه پدرانمان تا نصفه شب در صف‌های شلوغ می‌ایستادیم. وقتی که برای گرفتن سهمیه‌ قند و شکر و چای و... به مسجد محل می‌رفتیم. آن موقع اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور متشنج بود اما هاشمی به گواه خیلی‌ها و مستندات، یکی از چند نفری بود که اوضاع را مدیریت می‌کرد. جنگ که تمام شد، دل شیر می‌خواست بر مسند ریاست‌جمهوری نشستن ... و بعدها دولت او معروف شد به دولت سازندگی.
هاشمی حدود 50 سال در دنیای سیاست کشور نقش مهمی ایفا کرد. چه در شروع مبارزات قبل از انقلاب و چه پس از آن در مناصب مختلف. خیلی‌ها سعی کردند تا از اتفاقات ملتهب رخ داده در کشور سوء استفاده کنند و جایگاهش را مورد هجوم قرار دهند اما نتوانستند. او مدتی سکوت پیشه کرد ولی حتی در آن برهه نیز، هیچ‌کس منکر اثرگذاریش نبود و پیام تسلیت مقام معظم رهبری در پی فوت او، خود، بهترین گواه اثبات اثرگذاری آیت‌الله
هاشمی است.
هاشمی هیچ‌گاه و حتی در سیاست نیز نگاهی احساساتی به مسایل نداشت و این را در مواجهه با مخالفانش به خوبی نشان داد. ویژگی مهمی که که به نظر می‌رسد، رجل سیاسی ما در این مقطع زمانی می‌بایست بیش از پیش از آن گرته‌برداری نمایند. بخشی از بیانات رهبر انقلاب پس از فوت هاشمی رفسنجانی بسیار قابل تامل است: «با فقدان هاشمی، اینجانب هیچ شخصیت دیگری را نمی‌شناسم که تجربه‌ای مشترک و چنین درازمدت را با او در نشیب و فرازهای این دوران تاریخ‌ساز به یاد داشته باشم».
فرقی نمی‌کند که چپ باشی یا راست، نسبت به او نقد داشته باشی یا کاملا موافقش باشی، پس از مراسم باشکوه تشییع پیکرش تیترِ «بدرقه بزرگوارانه» بزنی یا «بدرقه تاریخ‌ساز»، چون بی شک، هاشمی رفسنجانی یکی از ارکان نظام بود و تاریخ با اطمینان تا سال‌های سال از او یاد خواهد کرد. می‌شود درباره‌ این شخصیت بزرگ و موثر بیش از اینها گفت و نوشت اما من فعلا به همین بسنده می‌کنم؛ «چه وقت رفتن بود آقای آیت‌الله؟».
*وقتی
«حسین‌زادگان» برود...
«حسین‌زادگان» یک روزی دیگر استاندار مازندران نخواهد بود و حتما برای خودش مهم است که سال‌ها بعد در خلوتش، از برآیند عملکردش در مدت زمانی که این مسوولیت مهم را داشت، راضی باشد اما خب، این یک مسأله شخصی‌ست که در برابر اهمیتی که حضور او برای مازندران و ما داشته، اهمیت کلی کمتری دارد اما یک نکته خیلی مهم را نباید فراموش کنیم؛ مازندران، مدیران زیادی داشته که بعد از پایان دوره مدیریت‌شان در مرکز کشور یا استان‌های دیگر به مدیریت رسیدند و موفق هم بودند. مدیرانی که در مدت حضورشان در مناصب مختلف استانی، آن‌قدری که باید حمایت نشدند و بعدها همین ما، حسرت دوران حضورشان را خوردیم.
به این نکته اگر بهتر و با نگاهی بازتر و بدون تنگ‌نظری، توجه کنیم، حتما کمک خواهیم کرد که توسعه مازندران سریع‌تر اتفاق بیفتد و آدم‌های موثر، کمتر دلسرد بشوند.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی