آخرین اخبار :
  • منتشر شده در دوشنبه, 05 اسفند 1398 12:02
بررسی ادبیات در آثار «حاتمی»؛

ایرانی ناب

 
 
 
 

 رضا امیرصالحی  /

 

                                              
«علی حاتمی» فیلمنامه‌نویسی است که همواره در آثارش به انسان و هویت ملی میهن‌اش توجه داشته و کوشیده است تا آن معیارها را از طریق گزینش خاص جنبه‌های مختلف عناصر داستان‌پردازی، همچون درون‌مایه، موضوع و زبان به نمایش بگذارد. از«تاریخ بیهقی» گرفته تا نثر دوره قاجار، از شاهنامه تا اشعار مشروطه‌خواهان، از اقتباس داستان‌های مثنوی تا کنایه وضرب‌المثل و اشعار و ترانه‌های جاری در ادبیات فولکلوریک، همه و همه به خوبی در تمامی آثار او مشهود است.

یکی از مهم‌ترین و قابل‌توجه‌ترین جنبه‌های آثار وی، جنبه ادبی آنهاست. زبان و شیوه نگارش وی، آثار او را از قالب فیلمنامه صرف خارج کرده و به منزله یک متن ادبی درخشان جلوه‌گر ساخته است. سینما و ادبیات پیوندی غیرقابل انکار دارند؛ ردپای گفتگوهای فیلم‌های وی را باید درحوزه ادبیات جستجو کرد. او در آثار خود تقریباً همه انواع شگردهای زبانی را به کار میگیرد. از نقالی گرفته تا استفاده از زبان مردم تهران و بیان ادبی و فاخر شخصیت‌های فیلم‌های تاریخی نظیر «دل‌شدگان» و «کمال‌الملک». حاتمی در نگارش فیلمنامه‌های خود مانند یک نویسنده حاذق عمل کرده و بسیاری از عناصر و ظرایف یک اثر داستانی را در متن فیلمنامه‌های خود بروز داده است؛ اعم از شخصیت پردازی، توصیف، کشمکش و سایر
عناصر داستانی.
حاتمی در فیلم‌نامه‌های خود به سبب آن‌که بعداً در ساخت فیلم از ابزاری مانند دوربین بهره می‌جوید، از عنصر توصیف کمترین بهره را برده است اما در عوض، عنصر دیالوگ و فن دیالوگنویسی را به اوج رسانده است. در شخصیت‌پردازی حاتمی به سبب سرشت اجتماعی آثارش، آدم‌هایی واقعی را در فیلم‌نامه‌های خود تصویر کرده است؛ آدم‌هایی برآمده از بطن و متن جامعه. مؤلفۀ رئالیستی آثار حاتمی یعنی بازتاب واقعیت‌ها و اتفاقات تاریخی را باید در علاقۀ شخصی وي در روایتگری تاریخ جستجو نمود. او تاریخ را به‌نحوی روایت میکند که خودش می‌پسندد و دوست دارد.
نگاه در گرو تاریخ علی حاتمی در سینما و وام‌داری او به میراث نحوه زندگی و کنش و منش ایرانی و شرقی تا حدی‌ست که در مصاحبه‌ای گفت: «من با مطالعه روی نقاشی و خط ایرانی به یک شیوه ترکیب‌بندی دست یافتم که ایرانی بود. پس از آن سعی کردم تصاویرم را بر اساس این ساختار بنا کنم» و دقت در نحو زبان گزینشی و آهنگین دیالوگ‌ها که یادآور نثر مسجع و اشعار پارسی است و شخصیت‌های قصه‌هایش که قرابت و گاه انطباق با آدم‌های آشنای حکایات فولکلور و مکتوب ایران زمین دارد، محرکی است برای دنبال کردن نشانگان نوع نگاه و روایت ایرانی که قابل بررسی و پژوهش است.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی