• منتشر شده در چهارشنبه, 16 بهمن 1398 12:43
«خبرشمال» دلایل عدم توسعه‌ استان را بررسی می‌کند؛

شرق مازندران گرداب توسعه‌نیافتگی

 
 
 
 

دکتر حسن خلیل خلیلی-
وکیل پایه یک دادگستری /

 


«انسان‌ها آنگونه که زندگی خود را تولید می‌کنند، زیست می‌کنند.
و آنگونه که زیست می‌کنند، می‌اندیشند».
جامعه شناسان معتقدند که برای تحلیل شخصیت یک فرد یا جامعه، ابتدا بنگرید که او چگونه زندگیش را تولید می‌کند (کسب درآمد می‌کند)، سپس او را تحلیل نمایید. طرز تلقی جامعه از مسائل پیرامونی، نسبت مستقیمی با نحوه تولید درآمد و مناسبات  اقتصادی آن جامعه دارد، همانگونه که رابطه مستقیمی بین روش تولید و کسب و کار افراد با سطح تفکر آنان وجود دارد. بدیهی است در جامعه‌ای که افراد آن زندگی خود را از طریق کشاورزی تولید می‌کنند، طرز تفکرات آنها متفاوت است با اجتماعی که زندگی خود را از طریق بوروکراسی اداری یا تجارت یا ... تولید می‌‌‌کنند. هر کدام از این روش‌های تولید زندگی (کسب درآمد)، طرز تفکرات خاصی را در انسان ایجاد و نهادینه می‌کنند.
با این مقدمه، استقلال اقتصادی جایگاه خویش را به خوبی نشان می‌دهد. در اجتماعاتی که افراد آن استقلال اقتصادی ندارند، ناخواسته استقلال فکری نیز نخواهند داشت. این اصل در مورد ارتباط جوامع با یکدیگر نیز صدق می‌کند. وابستگی فکری، اگرچه برای طیف یا افراد خاصی مفید و حتی نوعی مزیت نسبی محسوب می‌شود، اما برای جامعه سمی است که نابودیش را بدنبال دارد.
بررسی امکانات موجود در شرق مازندران و نوع کسب و کار رایج این منطقه، حکایت از نوعی توسعه نایافتگی و عدم استقلال در اقتصاد این منطقه دارد. مناسبات اقتصادی و در پی آن مناسبات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این منطقه، بسترساز عدم استقلال بنیادی (از جمله فکری) آن نیز گشته است.
این اصل مسلم جامعه شناسی است که: مناسبات اقتصادی بر مناسبات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی یک جامعه تاثیر مستقیم نهاده، نهایتا بر سطح درک اجتماعي تاثیر می نهند. سطح درک اجتماعي نیز در هر دوره در قالب نظريه‌ كارشناسان و متخصصین به سياستگذاران منتقل مي‌شود. نکته حائز اهمیت این است که خود اين كارشناسان‌ و متخصصین نيز متأثر از سطح درک اجتماعي هستند كه در هر دوره حیات اجتماعی متفاوت مي‌باشد. سطح درک اجتماعي با دانش موجود ارتباط دارد و با تغيير دانش موجود، سطح درک اجتماعي و در نتيجه فهم كارشناسان از ارزشهاي حاكم و واقعیات موجود نيز تغيير مي‌يابد. این همه، تحت تاثیر مناسبات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و مهم تر از همه، مناسبات اقتصادی است.
در جامعه‌ای مانند شرق مازندران که مناسبات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن ضعیف و ناپایدار است، طبیعتا بر سطح درک اجتماعی افراد آن جامعه تأثیر مستقیم و منفی خواهد گذاشت. کارشناسان و نخبگان نیز بخشی از همین جامعه‌اند و تحت تاثیر همین مناسبات. بدیهی است که قدرت تاثیرگذاری نخبگانی که در سطح پایینی از درک اجتماعی پرورش یافته‌اند، در درجه‌ای نازلتر و فرودست تر از نخبگانی است که در سطح بالایی از درک اجتماعی رشد یافته‌اند.
ناگزیر، نخبگان فرودست، تحت تاثیر نخبگان فرادست قرار خواهند گرفت که همان عدم استقلال فکری است و این شکاف، در طول زمان عمیق تر خواهد شد. این مسأله، به طور عینی خود را در شرق مازندران نشان می‌دهد. در طول سالها و دهه‌های اخیر، شاهد این ماجرای غم‌انگیز هستیم که منطقه شرق مازندران بطور عجیبی تحت تاثیر مراکز تاثیرگذار خارج از حوزه خویش است. این نکته فقط در عالم سیاست هویدا نیست بلکه در سایر شئونات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز شاهد آن هستیم، ازجمله؛ تاثیرگذاری مدیران اداری خارج از منطقه بر امورات اداری منطقه، به کارگیری مدیران ارشد بیرون از منطقه در مراکز حساس اداری و تجاری منطقه از جمله بندر امیرآباد، خارج شدن نامرئی بسیاری از امتیازات از منطقه که سر از مناطق دیگر استان و حتی خارج از استان در آورده‌اند مانند خروج امتیاز دانشگاه علم و صنعت از بهشهر و  معضلاتی از این دست، که نتیجه آن فرورفتن بیش از پیش منطقه در گرداب فقر و بیکاری و عقب ماندگی است.
نتیجه اینکه، آزاداندیشی و استقلال فکری، ثمره و میوه¬ی استقلال اقتصادی است. لاجرم، برای آنکه بتوانیم آزادانه فکر کنیم و مستقلانه بیندیشیم، باید تلاش کنیم تا خود را از قید وابستگی اقتصادی با تکیه بر امکانات داخلی برهانیم.
رشد بی رویه بیکاری در منطقه شرق مازندران، نشان می‌دهد که کمتر به این مقوله یعنی استقلال اقتصادی توسط نسل جوان توجه شده است. گویا همه منتطرند تا از آسمان درهای رحمت گشوده شود و برایشان شغلی ایجاد شود. این مطلب، معضل بزرگی است که وجود دارد و نه تنها راهکار اصولی برای حل این معضل پیش بینی نشده است، بلکه به عنوان حربه‌ای در دست مردان سیاست، جهت وابسته کردن نسل جوان به یک طیف خاص سیاسی، بهره‌برداری شده و چه فاجعه ای است که نسل جوان این منطقه برای دارا بودن حقوق طبیعی و اولیه خویش ناگزیر است استقلال فکری خویش را فدا کند!
این نوشته، سعی دارد با بررسی مختصری از تاریخچه استقلال اقتصادی مازندران و مقایسه آن با سایر استان‌های موفق از نظر اقتصادی، دلایل عدم رشد اقتصادی و نیز فرودستی در حوزه های سیاسی را بررسی نماید.
بررسی تاریخی اقتصاد مازندران، نشان می‌دهد که این منطقه، در سیر قدمت تاریخی خویش، همواره اقتصادی مستقل و پویا داشته است. طبرستان، اولین پایگاه علویان و پذیرش تشیع است، بی آنکه کوچکترین خدشه‌ای به ارکان زندگی اقتصادی مردمانش وارد شود. اگرچه، علل و عوامل مختلفی در این موضوع دخیل بوده، اما تشکیل حکومت مستقل علویان در طبرستان، ریشه در استقلال اقتصادی و به تبع آن استقلال فکری این دیار از حکام و خلفای مرکزی نیز دارد.
نظام اقتصادی شرق  مازندران، یک نظام اقتصادی هماهنگ بود که در آن، کشاورزی و صنعت در کنار یکدیگر و در درجه اول برای تامین نیاز جامعه، توسعه یافته بود و مقداری از محصولات نیز در حد متعادل و متعارف صادر می‌شد. پایه‌های استقلال اقتصادی طبرستان، در موارد ذیل نهفته است: زمین، دام و طیور، آب، دریا، سنگ و معدن، جنگل و مرتع، صنعت متناسب، تجارت و .... زمین حاصلخیز و در پی آن، کشاورزی و دامپروری از قدیم الایام رکن اساسی اقتصاد این دیار بوده است. کشاورز، تنها تکیه بر خویش دارد و خدای خویش. کارخانجات مهم نساجی، دانه‌های روغنی، سنگ و معدن، سفال، چوب، شیلات، دامداری و مرغداری صنعتی و ... صنایع مهمی هستند که از گذشته در طبرستان بنیان نهاده شده بودند. وجود دریا، امکان تجارت با شرق اروپا را از مسیر روسیه هموار می ساخت. این همه، به همراه سخت کوشی و نجابت مردم طبرستان در بستر فرهنگ بومی ملهم از طبیعت، زمینه‌ای را فراهم آورده بود که کمتر دوره ای شاهد استعمار و استثمار این سرزمین هستیم.
بی شک، وجود استقلال اقتصادی، پذیرش باورهای غلط و نیز تحکم و استثمار را غیر ممکن می‌ساخت.  مردمی که، همه چیز را از خدا می‌طلبند و نان فکر و بازوی خویش را می‌خورند را به سادگی نمی توان زیر یوغ استثمار و استعمار کشید.
در طول سالیان اخیر، مخصوصا چند دهه گذشته، دوری جستن از فرهنگ کشاورزی، رها کردن دامپروری، از بین رفتن کارخانجات مهم منطقه از جمله چیت سازی، به تارج رفتن جنگل‌ها و ... زمینه ای را فراهم آورده که دیگر از آن استقلال اقتصادی، کمتر نشانی می توان جست. فرار تحصیلکردگان شرق مازندران به استان‌های همجوار مخصوصا تهران و حجم زیاد بیکاران، نشان از اقتصادی مرده در این منطقه دارد که تاثیر شگرفی بر سایر ارکان و امور این منطقه نهاده است.
اگر مقایسه ای گذرا بین 7 استان مهم با اقتصادی شکوفا با منطقه شرق مازندران داشته باشیم، به نکاتی جالبی دست خواهیم یافت. استان‌های تهران، اصفهان، یزد، کرمان، آذربایجان، خراسان و سمنان، تقریبا، مهم ترین اقتصادهای ایران را در کف خود گرفته‌اند و تقریبا کمترین نرخ بیکاری نیز مربوط به این استان‌هاست. تحقیقات نشان می‌دهند که پویایی، رشد و توسعه اقتصادی این استان‌ها اساسا بستگی به پتانسیل‌ها و فعالیت‌هایی دارد که سرچشمه‌شان در خارج از این استان‌ها است. آنها باید مواد غذایی و مواد اولیه خام مورد نیازشان را از استان‌های ضعیف‌تر وارد کنند و مازاد مواد تولیدی را به بازار این استان‌ها صادر نمایند. از این رو، تداوم اوضاع اقتصادی این استان‌ها منوط به جهت دادن به فعالیت‌های اقتصادی استان‌های ضعیف‌تر و دارای منابع طبیعی فراوان است. اینکه، چه فرهنگی در این استان‌ها نهادینه گشته و چگونه اقتصاد خویش را تولید می‌کنند، جای این مقال نیست، لکن، نکته قابل تأملی در این میان نهفته است و آن اینکه، اکثر شخصیت‌های ملی نیز، از این استان‌ها برخواسته اند. از روسای جمهور گرفته تا وزرا و معاونین و سایر نخبگان و تاثیرگذاران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی. تقریبا می توان چنین آماری بدست داد که اکثر شخصیت‌های تاثیر گذار ایران، از این استان‌های فرادست و توسعه یافته می‌باشند. آیا تاکنون اندیشیده‌ایم که دلیل این تاثیرگذاری چیست؟ همبستگی موجود بین اقتصاد پویا و تاثیرگذاری در مقولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی محل تأمل است.
 همین مسأله را در مقایسه بین شرق و غرب مازندران نیز می توان به سادگی تشخیص داد. همگان متفق‌اند که تاثیرگذاری غرب مازندران چه در سطح استانی و چه در سطح ملی، قابل مقایسه با شرق مازندران نیست. تعداد تاثیرگذاران ملی و منطقه‌ای که در غرب مازندران پرورش یافته و به مراکز تصمیم سازی نزدیک گشته‌اند، بهمراه عمق نفوذ و تاثیرگذاری آنان و تصاحب مراکز کلیدی شرق مازندران از جمله بندر امیرآباد و ... شاهدی بر مدعای ماست. بی شک، اقتصاد نسبتا پیشرفته غرب مازندران را نمی‌توان با اقتصاد ورشکسته و مردمان زیر خط فقر شرق مازندران مقایسه نمود.
در کنار این تفاوت، دو اقتصاد و دو نحوه تولید زندگی برقرار است. باید ریشه را در استقلال و فرهنگ اقتصادی آنها جستجو کرد که زمینه‌ساز استقلال فکری مردمان آن نیز بوده است. هیچ پیشرفتی را نمی توان مشاهده نمود، مگر آنکه قبل از هر چیز، فرهنگ پیشرفت ایجاد شده باشد. این امر که در بدنه اجتماعی این مردم نفوذ کرده، زمینه مساعدی را برای رشد فرهنگی، کار گروهی، تشکیل گروههای تاثیرگذار، و در نهایت تاثیرگذاری در سطح کلان ملی فراهم نموده است.

شرق مازندران، مواجه با اشکالاتی است که مانع بزرگی بر سر راه توسعه و پیشرفت آن فراهم نموده است، از جمله:

الف- عدم رشد کشاورزی: بزرگ‌ترین ضربه‌ای که شرق مازندران را مبتلا به چنین روزی نموده است، دوری جستن از فرهنگ کشاورزی است. اینک غاطبه جوانان این منطقه، کمترین گرایشی به کشاورزی و دامداری ندارند. فرهنگی که هیچ نوع وابستگی به برون را تحمل نمی کرد، فرهنگی که متکی به توانمندیها و امکانات درونی بود، فرهنگی که یکپارچگی و اتحاد را در درون خویش نهادینه ساخت، دیگر نشانی از آن در شرق مازندران هویدا نیست. اما علت آن چیست؟ مهم‌ترین عامل، عدم توجه به کشاورزی مدرن و عدم حمایت از کشاورزان است. امروزه، بسیاری از کشورها (مانند هلند و‌...) مزیت نسبی تولیدات خود را در کشاورزی می بینند.

ب- پناه بردن به بوروکراسی اداری: شیوع تحصیلات نامتناسب با نیازهای منطقه، این باور را در نسل جوان ایجاد نمود که باید شغل اداری بگزینند و پناه بردن به طبیعت و زمین را برای خویش عار می‌دانند. بسیاری از جوانان تحصیلکرده و بیکار این منطقه از خانواده‌های کشاورزند، زمین مهیاست، اما گرایشی به کشاورزی وجود ندارد. اگر بررسی درستی از زمین‌های تحت کشت منطقه شرق مازندران صورت گیرد، نتایج بدست آمده تکان دهنده است. بسیاری از زمین ها بلامصرف است و اگر هم کشتی صورت می‌گیرد، با کیفیت پایین و از سر رفع تکلیف است نه به عنوان برنامه‌ای حساب شده برای ایجاد درآمد و تولید. اگرچه موانع موجود  بر سر راه کشاورزی نیز بر این امر دامن زده، با این حال، فرار نسل جوان منطقه از کشاورزی و دامداری، جای بررسی دارد.

ج- تعطیلی کارخانجات منطقه: اکثر کارخانجات قدیمی که منطبق با امکانات طبیعی منطقه بوده، از گردونه اقتصادی خارج گشته‌اند و یا سطح تولید خویش را به حداقل رسانده‌اند. برای نمونه، چیت سازی که یکی از قدیمی ترین صنایع وابسته به کشاورزی و دامپروری بوده، در اثر حوادث غیر متعارف، ورشکسته و نابود شد. شرکتی که ظرفیت اشتغال قریب به 2000 نفر را  بطور مستقیم و صدها نفر را بطور غیر مستقیم داشت، در اثر سوء استفاده و ضعف مدیریت، نابود گشت. از این دست فراوانند شرکت‌ها و کارخانجاتی که به ورطه نابودی کشانده شدند و بر بیکاری این منطقه دامن زده اند.

د- عدم توجه به مدیریت بومی: بسیاری از مراکز حساس و کلیدی منطقه، تحت مدیریت مدیرانی خارج از منطقه است که نگاه بومی به منطقه ندارند و طبعا دلسوزی لازم برای توسعه منطقه به نمایش نمی‌گذارند.

ه- فقدان فرهنگ کار: تعریف درستی از کار و کسب درآمد برای بسیاری از تحصیلکردگان منطقه صورت نگرفته و این درک نادرست از کار، زمینه بیکاری خودساخته را فراهم آورده است.

و- عدم مدیریت صحیح نیروی انسانی: نداشتن الگوی درست توسعه به‌همراه عدم نظارت صحیح بر عملکرد دستگاه‌ها، موجبات تشدید چرخه غلط اقتصادی و کاهش کسب و کار را فراهم آورده است.
راه برون رفت از این بحران، نگاه و تکیه به درون است. برای رهایی از این دور باطل، باید انقلابی فرهنگی در درون اتفاق افتد. باید با تغییر مناسبات اقتصادی، مناسبات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را نیز دگرگون ساخت و منطقه شرق مازندران را به سطح بالاتر اقتصادی و اجتماعی ترقی داد. شرق مازندران این زمینه را در خود فراهم دارد که خود را نجات بخشد. امکانات طبیعی، مزیت نسبی بزرگی برای منطقه ایجاد می‌کند که با تغییر در الگوهای مدیریتی و چانه زنی در سطوح استانی و ملی و از همه مهمتر ایجاد اتحاد درونی، از این بن بست رهایی یابد تا آینده بیش از این، شاهد بیکاری تحصیلکردگان، فرار نخبگان و نابودی بنیان‌های اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی خویش نباشد. این همان اقتصاد مقاومتی در سطح منطقه‌ای است. اقتصادی بدون وابستگی و با تکیه بر
 امکانات داخلی.
الگوی مناسب توسعه شرق مازندران، ضرورتی است که نخبگان و تاثیرگذاران منطقه (چه کسانی که در منطقه حضور دارند و چه کسانی که رحل اقامت در سایر مناطق را برگزیدند)، باید به فکر آن باشند. این، میسر نیست جز با به کارگیری توان فکری و مدیریتی اندیشمندان و متخصصینی که از سطح بالایی از درک اجتماعی برخوردارند و تجربه‌های گرانقدری در سایر مناطق داشته، از قدرت مدیریت بالایی برخوردارند. تلاشی خستگی ناپذیر و مداوم برای رهایی از فقر و عقب ماندگی با اتکاء به نیروی انسانی، علمی و طبیعی خود، که تنها راه حل ممکن برای غلبه بر موانع توسعه نیافتگی  خواهد بود. بامید دست یابی به توسعه اقتصادی برای رسیدن به استقلال بنیادی.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی