آخرین اخبار :
  • منتشر شده در چهارشنبه, 02 بهمن 1398 08:01
یادداشت «خبرشمال» درباره انتخابات که انگار فراموش کردیم وجه مردمی‌اش غالب است؛

مهم این است که شعور و آگاهی وارد مجلس بشود

 
 
 
 

هومن حکیمی /


به جای مقدمه: هر پدیده‌ای را می‌شود از زاویه‌های متفاوتی دید و تحلیل کرد. مثلا در هنر نقاشی، یک شی‌ء (مثل گلدانی پر از گل) را بر روی میز می‌گذارند و به هنرجویان می‌گویند از جایی که نشسته‌اند آن را به تصویر بکشند. به طور طبیعی هر کس از زاویه متفاوتی آن را می‌بیند و اثری که نقاشی می‌کند، با دیگری متفاوت است؛ هرچند همه دارند یک گلدان مشخص با گل‌های یکسان را نقاشی می‌کنند... .

 

ما در کشورمان؛ به‌خصوص در استان‌هایی مثل مازندران، جوری درگیر نامزدهای انتخابات مجلس می‌شویم که انگار فراموش می‌کنیم که انتخابات، دارای یک وجه مردمی پررنگ‌تر است که تازه آن هم فقط به میزان مشارکت مردمی ارتباط ندارد.
در شهرهایی مثل اغلب شهرهای مازندران و به طور کلی استان‌هایی که میان شهرهای با هم و با روستاها، فاصله کمتری وجود دارد، نحوه تعامل و زیست سنتی و فرهنگی و حتی مذهبی... متفاوت است. این تفاوت را به وضوح می‌شود میان فرهنگ زیستی مردم شمال کشور با استان‌هایی مثل اصفهان و کرمان و...  مشاهده کرد؛ با یک مثال واضح درباره مراسم عزاداری و دسته‌روی و نوحه‌خوانی ایام ماه محرم.
 طبیعتا این تفاوت در نحوه مشارکت مردم این مناطق و اصولا نگاهی که به مسأله انتخابات دارند هم وجود دارد. در مازندران ( و با کمی تفاوت در گیلان و گلستان) اغلب نگاهی گروهی‌تر و قوم و قبیله‌ای‌تر به انتخابات وجود دارد، به گونه‌ای که منافع به معنایی ویژه‌تر، شکل «منفعت» به خود می‌گیرد. این مسأله منفعت (با احترام به آنهایی که فقط به دلیل اعتقاد شخصی به یک نفر به او رأی می‌دهند) شرایط رأی‌دهی در استانی مانند مازندران را منحصر‌به‌فرد و «کاندیدا»‌محور می‌کند. نکته‌ای که شاید در نگاه اول، طبیعی و معمولی جلوه کند اما با دقت به نحوه اجرای انتخابات در مازندران در شاید دهه‌های اخیر، مشخص می‌شود که اهمیت حضور نامزدهای انتخابات (به‌ویژه انتخابات مجلس و شوراهای اسلامی شهرها) بر اهمیت نگاه و تشخیص مردم به‌عنوان اصلی‌ترین ستون انتخابات غلبه می‌کند و کفه ترازو در سمتی سنگین‌تر می‌شود که به لحاظ ماهوی نباید سنگین‌تر از
 مردم باشد.
اینکه در پاره‌ای موارد، سوء‌استفاده از اعتماد عمومی در ستادهای برخی نامزدهای انتخابات مختلف در مازندران مشاهده می‌شود، اینکه از احساسات پاک برخی استفاده ابزاری می‌شود، اینکه شعارها و وعده‌هایی با روکش‌ها و رنگ و لعاب‌های زیبا و گل‌درشت ارائه می‌شود که بعد از انتخابات دیگر رنگ و بوی‌شان را از دست می‌دهند، اینکه تعدادی از کاندیداها سعی می‌کنند که سطح مطالبات مردمی را به پایین‌ترین حد و شکل ممکن برسانند، اینکه تعدادی از رأی‌دهندگان با چشمانی کاملا بسته به پای صندوق‌های رأی می‌روند و تحت‌تاثیر منفعتی که یک نامزد خاص برایشان تعریف کرده (که آن هم معمولا در پایین‌ترین و ناچیزترین حالت ممکن است) قرار می‌گیرند، اینکه حتی در انتخابات شوراهای شهرها که تعداد افراد برای ورود به پارلمان شهری بیشتر هست هم، فهرست یا «لیست» انتخاباتی در مازندران، مفهوم و کاربردی ندارد، اینکه اغلب فکر می‌کنند همین که فلانی و بهمانی در ستاد یک نامزد انتخاباتی حضور دارند، پس او گزینه شایسته‌ای‌ست، و ده‌ها موارد این‌چنینی دیگر، یعنی سازوکار انتخابات در مازندران، هنوز دور است از آنچه یک انتخابات در معنای واقعی و دموکراتیکش باید
 داشته باشد.
ما در مازندران شاهدیم که آسیب‌های انتخاباتی از زاویه‌ای وجود دارد که در ظاهر، نمود آسیب ندارد؛ مردم در مازندران مشارکت فعال و مناسبی دارند و میزان مشارکت در اندازه قابل قبولی‌ست، ولی شکل رأی دادن مردم به کاندیداهای مختلف، در خیلی از موارد نه براساس یک سازوکار کاملا منطبق بر شناخت و بررسی و مطالعه و تحقیق، بلکه براساس چیزهایی‌ست که نامزدها از خود می‌نمایانند. چیزهایی که درباره تعدادی از نامزدها، بسیار دور است از آنچه که هستند و به
 آن معتقدند.
درباره این ادعا می‌توان به شایعات بی پایه و اساسی استناد کرد که برخی کمپین‌ها و ستادها، درباره رقیب‌هایشان منتشر می‌کنند که انگار بر واقعیتی که درباره آن رقیب‌ها وجود دارد، می‌چربد. شکی نیست که شور و حال انتخاباتی یکی از ویژگی‌های دوست‌داشتنی این رقابت است -به‌خصوص که ما ایرانی‌ها و به تاکید، مازندرانی‌ها، آدم‌هایی احساساتی هستیم که زود تحت‌تاثیر قرار می‌گیریم - اما اینکه چقدر بر انتخاب آگاهانه ما تاثیر مستقیم می‌گذارد، شاید باید بیشتر مورد توجه همه قرار بگیرد.
به نظر بهتر است یک بار هر کدام از ما شرکت‌کنندگان در انتخابات، فهرستی از نیازها، انتظارات و سلیقه‌هایمان تهیه کنیم و اجازه بدهیم مطالبات ما بر کاندیداهای محترم بچربد. اینجوری دست‌کم اگر حتی نامزد مورد نظرمان هم وارد مجلس نشد، شعور و آگاهی ما وارد مجلس بشود تا نتیجه‌اش را در آینده‌ای حتی دورتر ببینیم یا ببینند.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی