آخرین اخبار :
  • منتشر شده در یکشنبه, 29 دی 1398 07:55
یادداشت «خبرشمال» درباره اهمیت انتخاب آگاهانه؛

مجرم را سریع‌تر به محل جرم برگردانیم

هومن حکیمی/

 


به جای مقدمه: رای دادن را که انتخاب کنیم، چاره‌ای جز تامل و تفکر نداریم. آگاهی از ذات شروع می‌شود و با استفاده از دقت به پیرامون و مطالعه و اندیشه... کامل می‌شود یا نمی‌شود.‌ما برای خریدن خانه و اتومبیل و... کلی تحقیق می‌کنیم؛ برای انتخاب آدم‌ها چطور؟

مازندران و ساری، وارد قسمت تند شیب انتخابات می‌شوند. ‌نسبتش در برابر جاهای دیگر کشور می‌تواند بیشتر و کمتر باشد؛ هیجان و شور و شتابش را می‌گویم.
تایید صلاحیت‌های برخی مشخص شده و صلاحیت تعداد دیگری در ادامه تایید خواهد شد. مردم نگران و گرفتار گرانی و تردید و غصه هستند اما انتخابات در هر صورت برگزار می‌شود و شرکت‌کننده مردمی خواهد داشت.
در مرکز استان مازندران، آنهایی که در مرحله اول تایید صلاحیت گرفته‌اند همآورد می‌طلبند و آنهایی که باتجربه‌ترند در انتخابات مجلس، صبورترند. بازی انتخابات هنوز به مرحله حساس نرسیده و چینش‌ها تغییر خواهند کرد.
آن دسته از مردم که بیشتر درگیر انتخاباتند (در مازندران زیادند) منتظرند که تایید صلاحیت نهایی کی اعلام می‌شود. عده‌ای که طرفدار یک نامزد مجلس هستند برایشان فرقی نمی‌کند چون رأی‌شان از همین حالا مشخص است. رای‌های خاکستری اما امسال نقش تاثیرگذارتری ایفا می‌کنند. لابی‌گری‌ها شروع شده (طبیعت انتخابات است) و حاشیه‌ها هم و حتی هجمه‌ها. نظارت، الان است که باید بیشتر شود. شائبه رد و بدل شدن پول‌های کثیف میان برخی نامزدها و برخی رسانه‌های مازندران همچنان وجود دارد. تهمت وجود دارد، هاله نورهای مبهم، ترور شخصیتی، هیجان، سکوت، صبر...، اکشن!
مردم خسته از برخی اجحاف‌ها، مردم نگران از گرانی شب عید، مردم دلزده از روزمرگی...، اینها مردم نجیبی هستند و مشارکتشان اگر با چهره عبوس اما انجام می‌شود. مردم ما نجیب‌اند، گناه دارند و لیاقتشان خیلی خیلی بیشتر است. اما باید درک کنیم و درک کنند که مشارکت، اگر با بغض و چهره عبوس هم باشد، نیاز به آگاهی دارد. آگاهی هم با لجبازی و منفعت‌طلبی به دست نمی‌آید. آگاهی یعنی حواسمان باشد که نماینده مردم در مجلس، باید نماینده باشد. یعنی چی؟ یعنی به وظیفه‌اش آشنا باشد و تخصص داشته باشد و تجربه و اهل ادا و اطوار نباشد. یعنی وقتی لازم است برود به دل حادثه. جگر شیر داشته باشد اما منطق هم داشته باشد. قانون را و کاستی‌هایش را و نیاز جامعه‌اش را بشناسد. نماینده ملت، لازم نیست نوکر مردم باشد. لازم نیست از ساده‌زیستی بگوید، وقتی یکی از حقوق‌های ماهیانه‌اش، به اندازه حقوق ۱۰ کارگر است. نیازی نیست وقتی متمول است (اگر که از راه مشروع کسب مال کرده) خودش را متوسط و معمولی نشان بدهد و تظاهر کند که آنی نیست که هست.
نماینده باید واقعا نماینده باشد و رای‌دهنده هم واقعا یک رای‌دهنده باشد، یعنی فریب وعده‌های بی‌پایه و اساس را نخورد و تعارف را بگذارد کنار... .
این وضعیت انتخابات از نظر نگارنده به‌مثابه یک شهروند ساروی‌ست که از رفتن نگاه جمودگرایانه به مجلس می‌ترسد. از اینکه اداها وارد مجلس بشوند و کمیسیون‌های مجلس از تخصص خالی بشوند، می‌ترسد. از مشارکت ناآگاهانه که باعث می‌شود، جای خالی، با کلمه‌ها و عبارات نادرست پر بشوند، می‌ترسد.
از سقوط هواپیماها و مضاعف شدن گرانی‌ها و از شرمندگی پدر در برابر فرزند و همسرش، می‌ترسد. از پایین آمدن سطح مطالبات مردمی و از نگاه بالا به پایین مسوولان به مردم، می‌ترسد. از اینکه سال ۱۳۹۹، هدررفت سرمایه‌های انسانی ما بیشتر شود و حسرت پایان سال ۱۳۹۹ از ۱۳۹۸ بیشتر شود، می‌ترسد... .
نگارنده، می‌ترسد و دوست دارد این ترس لعنتی را تکثیر کند تا شاید باعث شود که همه، برای به دست آوردن آگاهی، تلاش بیشتری کنیم. این‌جوری شاید، در انتخابات بعدی، نامزدها بیشتر از ما حساب ببرند و نقش تعیین‌کننده ما از امروز، تعیین‌کننده‌تر بشود. اینجوری شاید کاری کنیم که مجرم سریع‌تر به صحنه جرم برگردد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی