• منتشر شده در سه شنبه, 17 دی 1398 13:00

شهادت «حاج قاسم»؛ آغازی بر یک پایان

 دکتر سید جمال علوی سنگ چشمه - فعال سیاسی و رزمنده دوران دفاع مقدس / 
 
 
 
 

در سه روز گذشته، جمهوری اسلامی ایران و قاطبه مردم عراق، لبنان، سوریه، افغانستان، پاکستان و بسیاری از کشورهای منطقه در ماتم فرو رفتند و داغدارند در دیگرسو، جامعه جهانی نیز به دلیل این ترور از یک شوک سنگین، مات و مبهوت است.
ماتم امت اسلام به این دلیل است که سربازی پرافتخار و فرزندی نازنین را از دست داد. «حاج قاسم سلیمانی»، فراتر از  به تعبیر خود «عبارت‌های عنوان‌دار» ، جوانمردی از نسل جوانان ایرانی بود که با شروع جنگ تحمیلی، از کار بنایی و فعالیت در بخش عمرانی و ساختمانی، به جبهه‌های نبرد رفت تا در سایه فرماندهی امام خمینی(ره)، راه را بر دشمن متجاوز سد کند، دشمنی که با یک ارزیابی نادرست، تصور می‌کرد وقوع انقلاب و هرج و مرجی که در اثر تغییر رژیم در ایران،  ایجاد شد بهترین فرصت برای پاره کردن «قرارداد الجزایر» و الحاق بخش‌هایی از مناطق عرب نشین جنوب غرب ایران به عراق است.    
در آن روز جوانانی چون سردار سلیمانی، با حضور هوشمندانه در جبهه و فعالیت در سپاه پاسداران، ماشین جنگی صدام را درهم شکستند و به رژیم بعث و هم‌پیمانان غربی‌اش، فهماندند هرگز نباید پا به نیت تجاوز، بر خاک ایران گذاشت.
«حاج قاسم» در همان هشت ساله جنگ تحمیلی بود که به‌واسطه  «هوش و اخلاصی» که داشت از یک شهروند غیرنظامی، به یک نظامی مجرّب تبدیل شد و در کنار فرماندهان بزرگ قرار گرفت و لشگر 41 ثارالله را در قالب یکی از لشگرهای عملیاتی، راهبری می‌کرد.  
«حاج قاسم» بعدها به‌واسطه نفوذ در نفوسی که در میان بروبچه‌های جبهه و جنگ داشت، در سپاه ماندگار شد و بعدها با حکم مقام معظم رهبری(حَفِظَهُ اللهُ) به فرماندهی سپاه قدس رسید. در تمام مدتی که وی به‌عنوان فرمانده سپاه قدس که درحقیقت واحد برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، فعال بود  برعکس سایر فرماندهان، در اتاق فرماندهی خود ننشست و همان‌گونه که در دوران جنگ، همواره خود چندگام جلوتر از سربازان خود بود، در این مقطع نیز با توجه به اشغال عراق و افغانستان و  تشدید حضور نیروهای آمریکایی که به بهانه ماجرای 11 سپتامبر ایجاد شد،  «حاج قاسم» از افغانستان و عراق تا لبنان و سوریه را  شخصاً میدانی رصد می‌کرد، با گروه‌های جهادی که علیه اشغالگران می‌جنگیدند ارتباط می‌گرفت و حتی فرماندهان‌شان را از نزدیک و به نام کوچک می‌شناخت.  
مجموعه این سوابق موجب شد این فرمانده نامدار سپاه اسلام، در طول بیش از سه دهه تبدیل به شخصیتی جهانی با تراز بالای نظامی شود به شکلی که هم تفنگداران آمریکایی و اسراییلی از نام وی وحشت داشتند و هم نام وی مایه قوت قلبی برای ملل مظلوم منطقه خاور میانه بود که هر روز و هر هفته در آتش جنایت استکبار جهانی و حاکمان سرسپرده کشورهای‌شان می‌سوزند.
شهادت «حاج قاسم سلیمانی» و حذف وی در  مقیاس ظاهری، امکان‌پذیر است همان‌گونه که آمریکا با زیر پا گذاشتن تمامی کنوانسیون‌های بین المللی و حتی تمامی پروتکل‌های سیاسی و نظامی که با دولت عراق دارد، با حمله به وی که به‌عنوان نماینده رسمی کشور ایران، وارد عراق شد و در همان روز برنامه ملاقات با رییس‌جمهوری عراق داشت، اقدام به شهادت وی کرد و تمام جهان از این کار ترامپ که خلاف اصول پذیرفته‌شده جهانی است، شوکه شدند،  اما از بین بردن نام و مرام وی غیرممکن است.
باور من این است که شهادت «حاج قاسم»، پایان زندگی وی است اما پایان مرام وی نیست بلکه برعکس، این شهادت خود آغازی بر یک سلسله تحرکات است که هم محور مقاومت را تقویت خواهد کرد و هم  تغییراتی بنیادین در منطقه ایجاد خواهد کرد.
«حاج قاسم» یک فرد نبود که با حذف فیزیکی، تمام بشود، «حاج قاسم» موسس،  نماد و نماینده یک مکتب و تفکر بود، مکتبی که در سراسر خاورمیانه و حتی در تمام جهان، پراکنده شد و از فردا شاهد ظهور و بروز شاگردان وی در نقطه نقطه جهان خواهیم بود.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی