آخرین اخبار :
  • منتشر شده در چهارشنبه, 13 آذر 1398 13:07
یادداشت انتخاباتی «خبرشمال»؛

به نفر جدیدی برای اشتباه کردن احتیاج نداریم

 
 
 
 

هومن حکیمی/


اشاره: آفت، آفت است؛ فرقی هم نمی‌کند در چه زمینه‌ای باشد اما همین که هست یعنی یک جای کار می‌لنگد و ایرادی دارد. مثلا در زمینه‌ داستان‌نویسی معاصر ما، آفتی وجود‌دارد که هرکسی که قلم به دست می‌گیرد، یکی دو اثر می‌نویسد و از بد یا خوب روزگار در جایی منتشر هم می‌شود، احساس می‌کند که نویسنده است و نویسنده‌ مهمی هم هست. بعد دچار آفتی می‌شود که امروز گریبان‌گیر حوزه‌ داستان‌نویسی ما شده؛ یعنی یک مدتی اصلا نمی‌نویسد و وقتی از او سؤال می‌شود که چرا نمی‌نویسی، می‌گوید «آدم همین‌طور الکی و بی‌خودی که نمی‌نویسد!» و یادش می‌رود که نوشتن، تمرین و ممارست می‌خواهد. اما در جواب این افراد جمله‌ معروفی است که می‌گوید «نویسنده‌ای که بتواند ننویسد، نویسنده نیست».

مازندران بخواهیم یا نخواهیم با سیاست و سیاست‌زدگی عجین است، اینقدر که وقتی با یک فعال محیط زیست یا یک ناشر کتاب یا سوپرمارکتی سر کوچه‌ ما هم حرف بزنی، به آن اشاره می‌کند. بنابراین طبیعی است وقتی در یک بازه‌ زمانی کوتاه در استان تغییرات مدیریتی مهمی رخ می‌دهد یا نمایندگان مازندران در مجلس، بیانیه و وعده می‌دهند، دوزِ سیاست در آستانه‌ انتخابات مهم مجلس بالاتر هم برود. در این‌ میان البته که شاهد شنیدن و خواندن تفسیرهای متفاوتی از یک فعال محیط زیست یا ناشر کتاب یا سوپرمارکتی سر کوچه‌ ما هستیم و خواهیم ‌بود، اما مسلما انتظارمان از نمایندگان و فعالان سیاسی مازندران و مرکز استان چیزی به‌مراتب فراتر از تحلیل‌های غیرتخصصی و
عوام‌پسند است.
اینکه نماینده‌ای که در انتخابات چهار سال گذشته‌ مجلس با رأی بالایی وارد مجلس می‌شود و حتی جزو هیأت رییسه هم می‌شود اما واکنش‌ها و رفتار و تاثیرگذاری‌اش در همین چیزهایی که اشاره کردم خلاصه می‌شود و تازه امروز دوباره به یاد مردمی می‌افتد که چهارسال پیش به او اعتماد کرده بودند و برایشان پست‌های اینستاگرامی مثلا مهم می‌گذارد، چیزی جز تغییر موضع‌های بی‌پشتوانه و سراسیمه و از روی ناچاری برای جلب آرای مردمی نیست.
اینکه یک نامزد انتخابات در ساری مدام ارجاع می‌دهد به زمانی که بخشدار بود و همه چیز را در زمانه خودش خوب و عالی توصیف می‌کند و هر چه مشکلات امروز است را به گردن دیگران می‌اندازد، یعنی این بابا نمی‌تواند حتی اگر نماینده مجلس هم بشود، از آفت انحصارگرایی و توجیه و توپ را به زمین دیگران انداختن، خلاص شود. و اتحصارگرایی و توجیه را شهر ما سال‌هاست که از بر است و به نفر جدیدی برای ادامه آن
احتیاج ندارد!
از نگاهی دیگر، آدمیزاد به اشتباه کردن نیاز دارد. یعنی مثلا همیشه باید از فرد یا گروهی که مدعی‌ست همه کارهایشان درست است و باید جوری رفتار کرد که در هیچ زمینه‌ای، هیچ اشتباهی وجود نداشته باشد، اتفاقا باید ترسید. اینهایی که ادعای سلامت کامل و درستی کامل و صداقت کامل و... می‌کنند، ادم‌های روراستی نیستند. یعنی آدمی که در کنار توانمندی‌هایش اعتراف می‌کند که در بخش‌ها و جاهایی اشتباه هم کرده، ادم قابل اعتمادتری‌ست تا کسی که مدام عیب دیگران را گوشزد می‌کند و تقصیرها را متوجه بقیه می‌داند و خودش را یک منزّه بی‌درد!
آفت، آفت است، فرقی هم نمی‌کند در زمینه‌ هنر و فرهنگ باشد یا اقتصاد و سیاست. همین‌ که هست یعنی حتما ایرادی وجود دارد و مسلما از بین‌ بردن آفت در حوزه‌ حساسی به نام سیاست (گفتم که مازندران حتی طبیعت و محیط زیست و سوپرمارکتش هم سیاست‌زده‌ است)، نیاز مبرمی به اندیشیدن، مشارکت، ممارست و درنهایت عمل کردن به آنچه به نفع منافع کلان مردم استان است، دارد؛ وگرنه آدم وسوسه می‌شود بگوید «نماینده‌ای که بتواند کلی اشتباه کند، اصلا نماینده نیست»!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی