• منتشر شده در سه شنبه, 15 مرداد 1398 09:42
یادداشت «خبرشمال» درباره نشست خبری مدیرکل فرهنگ و ارشاد مازندران به مناسبت شروع هفته خبرنگار و رسانه؛

«نیما» در خانه

 
 
 
 
هومن حکیمی/

اشاره: بیایید کاری به این نکته نداشته باشیم که در جلسه‌ای که قرار بوده مدیران مسوول رسانه‌های مازندران با مدیرکل داشته باشند، چرا این تعداد اهل رسانه؛ آن هم گاهی در سن نوجوانی، حضور داشتند. کاری به این هم نداشته باشیم که...، اصلا کاری به چیزی نداشته باشیم! اما نمی‌شود چون این هفته، اسمش رویش است و مال ماست!

پالایش، آرزوی من است
وقتی در جلسه‌ای که به مناسبت روز خبرنگار برگزار شده، در ابتدای مراسم، قرآن خوانده می‌شود و قاری بعد از تلاوت دو سه آیه، مجبور می‌شود که به حضار تذکر بدهد، سکوت کنند، یعنی چقدر خوبیم ما! این اتفاق که می‌افتد یعنی، حتما اهالی رسانه آدم‌های متفاوت و خاصی هستند و حتما، مدیرکل ارشاد ما، کار سختی برای سامان دادن به وضعیت رسانه دارد. این یعنی، حتی مدیرعامل خانه مطبوعات هم تا حدی حق دارد که از وضعیت موجود گلایه می‌کند!
جدی‌تر اگر بخواهم بنویسم، سال‌هاست که می‌گوییم باید اعضای واقعی رسانه مازندران، مشخص و شناسنامه‌دار شوند تا هر کسی که از خانه پدرش قهر کرد، فیلش یاد هندوستان رسانه نکند. پالایش، پالایش و پالایش؛ این اولین و مهم‌ترین گام برای اصلاح امور رسانه
 مازندران است.
«زارع» از احیای انجمن‌ها
 و تعامل با آنها می‌گوید
در مازندران و ساری، یک روزی آنقدر انجمن هنری فعال و پویا وجود داشت که آدم می‌توانست کلی انتخاب برای مراجعه به هر کدامشان داشته باشد. هنر و فرهنگ، این‌طوری‌ست که رشد می‌کند و نفس می‌کشد و نتیجه‌بخش می‌شود. البته در این انجمن‌ها به مرور اتفاقات ناپسندی هم رخ داد که باعث شد آن بخش مخالف همیشه حاضر در صحنه، گزک به دستش بیاید و تر و خشک با هم بسوزند و انجمن‌ها منزوی و بعد، بی‌فروغ شوند. 
یک بار هم در صحبتی که با سرکار خانم «فرجی» در اداره‌کل داشتم، در جواب سوالشان به ایشان پیشنهاد دادم و تاکید کردم که اگر قرار است در فرهنگ و هنر ما تغییر مثبتی ایجاد شود، باید از احیای انجمن‌ها شروع کرد.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد مازندران، دیروز در جلسه به درستی به تعامل با انجمن‌ها اشاره کرد و از تمرکز و توجه بیشتر به خانه مطبوعات گفت. دو نکته‌ای که اگر زارع در اجرایشان موفق شود، دینش را به فرهنگ و هنر استان ادا کرده است. می‌دانم که واقعا دلش می‌خواهد این کارها را انجام بدهد و توانش را هم دارد اما حتما باید مراقب «همرهان سست عناصر» باشد.

همه می‌دانند
واقعا نیازی نبود که استاد «کوشکی» نازنین، در جلسه دیروز از اینکه چرا در مازندران اینقدر راحت و زیاد به افراد مجوز رسانه داده شده است، گلایه کند. چون ایشان و ما و شخص مدیرکل محترم و دیگران، به خوبی می‌دانند که این ماجرا، از جای دیگری آب می‌خورد و چرا اینقدر بی‌رویه به آدم‌هایی که صلاحیت این کار را هم ندارند، مجوز رسانه می‌دهند.
نگاه فعلی حاکم بر مطبوعات و رسانه‌های کشور ما، کمیت‌محور است و تا این نگاه تغییر نکند، رشد قارچ‌گونه رسانه در مملکت بیداد خواهد کرد.

«نیما» آمد
نکته جالب توجه جلسه دیروز، غیر از عجله و شتابی که در انجامش مشهود بود (و اجازه نداد کسی غیر از سه مسوول حاضر، حرفی بزند) اعلام انتصاب مدیر جدید روابط عمومی اداره‌کل فرهنگ و ارشاد مازندران از طرف عباس زارع بود. اتفاقی خوشآیند که باعث شد «منصور علی‌اصغری»، از امروز روابط عمومی این دستگاه مهم فرهنگی را اداره کند. کسی که از بدنه این اداره و مهم‌تر، اهل کتاب و رسانه و ادبیات است و دستی بر آتش تاریخ و شعر «نیما یوشیج» دارد. او ساروی‌ست اما شاید بخش زیادی از عمرش را صرف «یوش» کرده است. 
آمدن او به روابط عمومی ارشاد و رفتن مسوول قبلی (که واقعا اشتباهی بود) را به فال نیک می‌گیرم؛ با اینکه کارم حالا دوبرابر سخت شده است! من هم عباس زارع و هم منصور علی‌اصغری را دوست دارم اما خودشان هم می‌دانند که در بحث کار حرفه‌ای با خودم هم تعارف ندارم!

پایانی
حرف‌های اهالی رسانه، موکول شد به جشن روز خبرنگار در 19 مرداد در فریدونکنار که البته امیدوارم آدم‌های کمتری حرف بزنند و تازه «کی» قرار است «چی» بگوید؟ کاش اصلا در شب جشن، هیچ کسی پشت تریبون نرود. فکر خوبی همین الآن به ذهنم رسید؛ یک هشتگ دیگر در فضای مجازی راه بیندازم؛ #نه_به_میکروفون_و_تریبون یا #ورود_هرگونه_میکروفون_به_جشن_روز_خبرنگار_ممنوع ؛ حتی شما دوست عزیز!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی