آخرین اخبار :
  • منتشر شده در یکشنبه, 06 مرداد 1398 10:19
درباره یک کتاب؛

نگاره‌های عرفان‌گرایی و داداییسم در «ماهی آب‌های آلوده»

 
 
 
 

دکتر علی شهیدی زندی – پزشک و استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر مسایل دین/


اگر با یک دید فلسفی - انتقادی به دنیای سیال و شناور و لغزنده کتاب «ماهی آب‌های آلوده» نزدیک شویم آنگاه می‌توان به «عرفان گرایی شهودی» و ماهیت «دادايیستی» این متن دست یازید. نویسنده با زیرکی هر چه تمام‌تر تله‌های «متنی» و «فرامتنی» را به روش تفسیرگرایی «پل تیلیخ» و هرمنوتیکی را در آن گنجانده است.(1)

«شهریار هدایتی» نویسنده این کتاب - که در کمتر از یک ماه به چاپ پنجم رسیده است – این بار به دنبال خاطرات هموطنی است بنام «فرشاد خدایی» که در طی رنج بسیار به ژاپن مهاجرت می‌نماید و در آنجا با ازدواج تن به حوادثی می‌دهد که از حیطه اختیارش خارج است و فقط دلتنگی دیدار دخترش که 22 سال در آرزوی وصالش رنج می‌برد برای او باقی می‌ماند.
اما نویسنده در طی این روایت، رنج تاریخ ایران را نقل می‌نماید به گونه‌ای که حوزه‌های دیپلماسی عمومی و سیاست و حقوق و فلسفه و علوم اجتماعی و روانشناسی را در بر می‌گیرد و در آخر به نوعی از عرفان رمزآلود «خدا به مثابه روح جهان» دست می‌یابد. ساختار غیرخطی داستان هنگامی که شخصیت اول، ماجرای کمیک سرویس بهداشتی منزل پدری را برای رسیدن به جبهه نقل می‌نماید، این باور را به دست می‌دهد که: آنچه باید اتفاق بیفتد، می‌افتد و کسی را یارای مقابله با تقدیر نیست!
ماهی آب‌های آلوده، با نمایش یک جبر خطی محض از ژنتیک، تاریخ، کشور، طبقه، نژاد و خانواده بدین جا می‌رسد که:
«عمری به اسارت تو بودم ای مرگ
لرزان زاشارت تو بودم ای مرگ
امروز خوش آمدی صفا آوردی
مشتاق زیارت تو بودم ای مرگ»
و به این ترتیب «یقظه» و مرگ باوری را در قالب عرفانی آن به نمایش می‌گذارد. 
نویسنده بل بکارگیری شریعت، باید خدایی سخت‌گیر را به نمایش می‌گذاشت ولی در بسیاری از موارد خدای او ارحم الراحمین است! البته گاهاً شباهاتی مابین خداگرایی این کتاب و تحقیقات ریزوتو(2) در دانشگاه شیکاگو و همچنین مفهوم اسپینوزایی آن علی‌الخصوص در فصل پنجم وهنگامه شهادت «سید محسن» دیده می‌شود.
از ویژگی‌های شاخص این نوع از عرفان، ترکیب عرفان دارویی و دارو درمانگرانه از نوع (NA) و کوانتوم می‌باشد که ترکیبی عجیب از علم آلودگی و تجربه گرایی شهودی است! با این حال، نیرویی که در گفتار احمد غزالی در شعر معروفی که منسوب به وی است که می‌گوید:
«بر عالم خاک، خاک پاشیدم و رفت
برعالم آب، آب پاشیدم و رفت؛
در این اثر دیده نمی‌شود و عرفان موجود در آن بیشتر انگیزشی برای پویش و فرار از آنچه فروید «رانه مرگ» می‌خواند است.(3) 
البته ابداْ عرفانی سطحی و پوچ را که منفعل و زائده تمدن است نیز نیست ولی از عرفانی از جنس حلاج و عطار و مولانا هم در آن یافت نمی‌شود، اما تا اندازه‌ای سبقه از اویی و به سوی اویی دارد! در یک تاویل به مصدر داستانی، «ایانه» دختر در ژاپن مانده فرشاد خدایی می‌تواند یادآور«باغ عدن» و گناه نخستین باشد که با یک گناه به حضیض ذلت در افتاده است. 
روایت انسان معاصر و از خود بیگانگی و سترون که در دام «شی گرایی» و «شی اندیشی» گرفتار آمده است! داستانی ساختارگرا در برخورد با مقوله جنگ و «پی تی اس تی» ناشی از آن به صورت یک اضطراب هستی نگرانه فلسفی که تا حدی هم متاثر از هایدگر می‌باشد - در افتاده است که در فصل پنجم یعنی «سقوط تایتان‌ها» به داداییسم دچار می‌شود.
سلب مسوولیت سوژه در برخورد با پدیده «اعتیاد» و انداختن بار مسوولیت آن به گردن اجتماع، تاریخ و تمدن و پوچی‌ای که در پس شعر «somebody,s me» از «انریکه ایگلیسیاس» ظاهر می‌شود، در پیوند با ناامیدی محض که مثلا در صفحه 116 کتاب با این جمله ظاهر می‌شود که: «از من فقط یک نیرو صادر می‌شد، نیروی حیات!» این نوشته را تا حد اعلا از زیر بار یوغ عقل و منطق و زبان آزاد می‌نماید و عبارت‌های ثقیل و «پسافرویدی» چون «کسترسیون» و «آلوده انگاری» را جایگزین آن می‌نماید. شاید نویسنده چون اسلاف داداییسم، تکه کاغذهای روزنامه را خرد می‌کرده و معجون کلمات را پیوستار می‌نماید که اینگونه سخت عجیب و سخت دلنشین، روانشناسی و زبانشناسی و علوم اجتماعی و سیاست و اقتصاد سیاسی را به هم پیوند می‌زند تا دوگانه‌ای بسازد که در وجهی کاملا عرفان گراست و در دیگر روی کاملا روایتی داداییستی، 
پوچ و افسردگی‌آور....
هر آنچه که هست اکنون با متنی مواجهیم که فرامتنی به وسعت یک تاریخ را در خود دارد و بار سنگینی را حمل می‌کند که بر دوش هر خواننده‌ای سخت جانفرسا و تحمل ناپذیر است. ماهی آب‌های آلوده را باید خواند و زندگی کرد تا دریافت چرا نویسنده جوان کشور ما چنین گفتمان تلخ و ویرانگری را با خود به دوش می‌کشد؟ و دریافت چرا فرشاد خدایی که جوان کوه پیکری بوده اکنون چنین زار روزگاری دارد؟ بار غمی مضاعف بنام «آیانه»!
پی نویس: 1- روش تفسیر متن.
2- (The birth of the living god(1979
3- رک: فروید به مثابه فیلسوف اثر بوبتی.

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی