آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 18 تیر 1398 10:30
یادداشت «خبرشمال» درباره اصطلاح گمراه‌کننده «مسئولیت فرهنگی»؛

رهاش نکن، رییس!

 
 
 
 

هومن حکیمی/


اشاره: پای صحبت هرکدام از مسئولان فرهنگی کشور و بالطبع استان مازندران که بنشینیم، حرف‌های مشترکی خواهیم شنید که سال‌ها است در حال تکرار شدنند و تکرار، وقتی مکرر و مکرر می‌شود، به عادت تبدیل می‌گردد. عادت هم خیلی وقت‌ها اتفاق مبارکی نیست؛ چون به گشوده شدن دریچه‌ای رو به پیشرفت و تعالی منجر نمی‌شود. تعالی هم ادعایی است که همه این مسئولان محترم آرزو دارند در افق حوزه‌های فرهنگی این کشور ظاهر شود اما... .

بالندگی و تعالی فرهنگی، درخت نیست که نهالش را بکاری تا یک روز بزرگ و تنومند بشود که تازه اگر درخت هم باشد، نیاز به توجه و رسیدگی دارد و این تعالی فرهنگی اگر تنها در حد یک آرزو باقی بماند، نتیجه‌اش می‌شود همین‌که هر بار از زبان یکی از متولیان امر بشنویم: «در حوزه فرهنگ نارسایی داریم، تداخل حیطه وظیفه و مسئولیت داریم، کمبود منابع و امکانات داریم، فلان نهاد یا بهمان دستگاه از مساله فرهنگ شناخت درستی ندارد یا حمایت نمی‌کند» و ده‌ها و صدها بهانه دیگر که حتی اگر درست هم باشند، وقتی کسی به آن‌ها رسیدگی نمی‌کند و در، هم‌چنان بر روی همان پاشنه می‌چرخد، در ذهن مردم و جامعه، دستمالی‌شده و نخ‌نما به نظر می‌آیند.
در فیلم مهجور ولی بسیار دیدنی و قابل‌تأمل «چیزهایی هست که نمی‌دانی»، علی راننده آژانسی که خیلی کم ‌حرف می‌زند ولی خیلی زیاد و با دقت می‌بیند، دیالوگ جالبی را از قول یکی از دوستان زمان خیلی دورش نقل می‌کند، برای کسی که دوستش دارد اما نمی‌تواند به او بگوید که دوستش دارد؛ «رهاش کن 
بره، رییس». 
اولین بار هم در این فیلم، دیالوگ بالایی را در خلال گفت‌وگویی بر سر اینکه آدم وقتی دچار مساله‌ای می‌شود که یا نمی‌تواند از پس حل کردنش بربیاید یا اصلا حوصله‌اش را ندارد، چه باید بکند، بیان می‌کند. جمله‌ای که انگار حکایت بعضی از مسوولان محترم ما است که یا حوصله کار فرهنگی ندارند یا از پس آن برنمی‌آیند. شاید هم نمی‌دانند که تعالی فرهنگی، درخت یا اتومبیل یا آسفالت کف خیابان یا هر چیز دیگری به‌جز یک دغدغه فرهنگی نیست و با روح و روان و سلامت درونی افراد در ارتباط پیوسته است و نیاز مبرمی به شناخت و درک و حوصله و صد البته تعامل دارد. بنابراین، اگرچه راننده آژانس کم‌حرف «چیزهایی هست که نمی‌دانی» ظاهرا در پایانِ به‌شدت هوشمندانه این فیلم به سعادت می‌رسد، اما شما مسئول محترم حوزه فرهنگ و هنر کشور و استان مازندران، اجازه نده فیلمی که حتی اجازه اکران درست عمومی‌اش را هم نداده‌ای، خدای‌نکرده شما را تحت‌تأثیر قرار بدهد پس لطفا، فرهنگ و هنر را به حال خودش رها
 نکن، رییس!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی