آخرین اخبار :
  • منتشر شده در پنج شنبه, 30 خرداد 1398 09:05
یادداشت «خبرشمال» درباره فیلم «سیزده» به بهانه عصیان فروخفته جامعه؛

من، خودِ آن سیزده‌ام

 
 
 
 

هومن حکیمی/


اشاره: تکرار اتفاق‌های تلخ اجتماعی، مسأله خطرناکی‌ست. جلوی تسری‌ و تکرارش را اگر نگیریم، ناگهان مواجه می‌شویم با موقعیتی که دیگر، کار از کار گذشته است. مازندران هم با اینکه از نظر امنیت اجتماعی، نسبت به خیلی از استان‌های دیگر کشور، وضعیت بهتری دارد اما متاسفانه اگر دقیق شویم به پیرامون‌مان و به حادثه‌هایی که گاه و بیگاه رخ می‌دهند و در وقوع‌شان هم، عوامل انسانی و فرهنگی، بیشترین نقش را دارند، آنگاه حق دارم که بترسم و نگران شوم؛ حق داریم که بترسیم و نگران بشویم. حالا اگر بازگردیم به تعریف قدیمی و آکادمیک جامعه، خانواده را هرگز نباید فراموش کنیم و نوع تربیت و آموزشی را که والدین برای فرزندشان انتخاب می‌کنند. اینها را اگر جدی می‌گرفتیم، احتمالا دیگر لازم نبود که حیوانات و طبیعت، امروز، از درنده‌خویی ما وحشت کنند و از آن آسیب ببینند. اینها که نوشتم، بهانه‌ای شد برای نوشتن درباره فیلم مهم «هومن سیدی»؛ «سیزده»، که اگر تا به حال آن را ندیده‌اید، حالا مجبورید که تماشایش کنید!
مدام منتظرم که یک جایی از فیلم مشکلی به وجود بیاید -هم برای شخصیت‌ها که خیلی خوب پرداخت شده‌اند و هم برای فیلم- به لحاظ روایت، فیلم‌نامه، لحن و ریتم اما «سیزده» تقریبا تا انتها سرپا می‌ماند. فیلم که تمام می‌شود بلافاصله به این مسئله فکر می‌کنم؛ «کجا هستند آنهایی که ورد زبانشان این حرف است که فیلم‌هایی که تلخند و به لحاظ سینمایی قصه‌ای تلخ را برایمان تعریف می‌کنند، سیاه‌نما هستند؟». 
«سیزده» درباره معضلات فرهنگی بخشی از جامعه ماست. درباره اهمیت خانواده، درباره نقش مهم والدین در تربیت کودکان و درباره تنهایی و «هومن سیدی» ثابت می‌کند که در کنار بازیگری، چه کارگردان خوبی هم هست و فیلمش، تصویری از شهرک‌نشینی را به ما نشان می‌دهد که بکر و بدیع است و استفاده بصری خلاقانه از لوکیشن‌ها که فراتر از سینمای ایران است در کنار فیلم‌نامه اصولی و بازی‌های موثر بازیگران، ما را با اثری مواجه می‌کند که گرچه تلخ نشان می‌دهد اما نه پایانش بی‌خود و بی‌جهت، باز است و نه تحت‌تاثیر فرم‌گرایی بی‌فایده قرار
 گرفته است. 
بله، البته که می‌شد مثل هر فیلم خوب دیگری به درجه بهتری برسد اما «سیزده» در ارائه سینماییِ یک مسئله مهم و در ایجاد همذات پنداری در تماشاگر و تعریف درست قصه، موفق است و نشان می‌دهد که سینمای ایران چقدر به متفاوت بودن نیاز دارد تا از این وضعیت تکراری و یکنواخت بیرون بیاید.
راستی، «سیزده» شباهت‌های زیادی به «پرویز»؛ فیلمی از «مجید برزگر»، هم دارد. در «پرویز»، استیصال و عصبیت کودک درون یک مرد جا افتاده و اینجا، عصیان بالغانه یک کودک سیزده ساله تصویر می‌شود؛ طوری که وقتی به پایان می‌رسند، تماشاگر تا مدت‌ها نمی‌تواند خطری را که بیخ گوش همه‌مان است، نادیده بگیرد و این، شاید معنای کاملی باشد از «رسالتی» که بعضی‌ها در سینما به دنبال آن هستند.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی