آخرین اخبار :
  • منتشر شده در دوشنبه, 27 اسفند 1397 07:31

فعالیت سینوسیِ «شورای هماهنگی»

 
 
 

با وجود گذشت یکصد و ده سال از انقلاب مشروطه و چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی، هنوز مدل معقول و پسندیده‌ای از «تحزّب» در ایران پای نگرفته است و هر کدام از احزاب از اصولگرایِ متصلّب تا اصلاح‌طلبِ متعصّب، از آفاتی جدی رنج می‌برند. اگر بخواهیم بر حجم و کمیّت این آسیب‌ها متمرکز شویم شاید مثنوی، هفتاد من کاغذ شود اما فعالیّت موسمی، اوج و فرودی و به قول ریاضیدانان «سینوسی» و همچنین «شانه‌خالی‌کردن از بار اشتباهاتِ سیاسی و  شجاعت در پذیرش خطاها» ازجمله جدی‌ترین بیماریِ بسیاری از احزاب کشور و به‌ویژه مازندران - خواه تحول‌خواه  خواه محافظه‌کار-  است.

«سَتَرونی»، «نازایی» و اتّکا به چند چهره تکراری، ملال‌آور و غالباً پیر که درک درستی از معادلات آسمانِ سیاست ندارند و همچنین ناتوانی در جذب نیروهای جوان و جدید و خلق گفتمانی روزآمد که قدرت اقناع طیف نوگرا و «منوّرالفکر» را داشته باشد از آفاتی است که غالبِ جریان‌های سیاسی و  احزابی که از آنان با نام کلیِ «اصولگرا» یاد می‌شود، بدان مبتلا هستند.
در میان احزاب اصولگرا، «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب» اوضاعی ویژه دارد و به باور من جامع تمام عیوبی است که شاید سایر احزاب از اصلاح‌طلب و اصول‌گرا، تنها دارند. 
نخستین عیب «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب» در نامش است که کارکرد حزبی دارد اما نامش «شورا» است. دومین عیب شورا، فعالیتِ به‌غایت سینوسیِ آن است به گونه‌ای که تنها در هنگامه انتخابات، عینیت خارجی پیدا می‌کند و برای معرفی کاندیداهای مورد نظر خود، به تکاپو می‌افتد و متّصل جلسه می‌گیرد اما بعد از اعلام نتایج انتخابات مجلس یا ریاست‌جمهوری، خبری از آن نیست. شورایی که پیش از انتخابات، نشست مطبوعاتی برگزار می‌کند و مدعی اصلاح امور است پس از انتخابات، به هیچ کدام از سوالات و ابهامات پاسخی نمی‌دهد و حتی اعضای این شورا، در حالت منفرد و جدا از شورا، منتقد شورا می‌شوند که نمونه‌های آن در انتخابات‌های «پیشا احمدی‌نژاد» فراوان است. سومین بیماری که شورای هماهنگی مازندران بدان مبتلا است تکیه کردن به چهره‌هایی است که از کمترین خلّاقیت و نوآوری در گفتمان‌سازی و جذب مخاطبان جدید نیز، بی‌بهره‌اند، افرادی که به‌عنوان اعضای «اتاق فکر» و اهلِ محفل شورای هماهنگی، معرفی می‌شوند گویا در زمان فریز شدند و همین انعطاف‌ناپذیری، موجب می‌شود توان جلب و جذب مخاطبان جوان را نداشته باشند و همانند مجمع‌الجزایری پراکنده و متفرّق در سپهر سیاست، شناخته شوند که طیف جوان و نوگرا، تمایل و حتی حوصله‌ای برای شنیدن موعظه‌های آنان ندارد و بدیهی است از چنین افرادی، نمی‌توان توقع جریان‌سازی و پیروزی در انتخابات داشت و اگر کاندیداهای مورد حمایت این شورا، موفق به جلب آرای مردم شوند، نه براساس طلایه‌داری شورای هماهنگی نیروهای انقلاب که براساس قابلیت‌های فردی خود آن افراد بود. رصدِ  انتخابات‌های مختلف مجلس و ریاست جمهوری در سال‌های گذشته، موارد گفته شده را اثبات می‌کند. در یکی از انتخابات‌های ریاست جمهوری، کاندیداهای اصولگرا که حاضر به کناره‌گیری به نفع دیگر همفکرانِ خود نبودند پس از رأی‌گیری شورای هماهنگی، به درخواست این شورا برای کناره‌گیری و رسیدن به کاندیدای واحد، پوزخند می‌زدند و در نهایت نیز حاضر به تمکین نشدند. این حقیقت که در حافظه تاریخ ضبط و قابل بررسی است به خوبی حکایت از میزانِ نفوذِ شورای هماهنگی نیروهای انقلاب در نفوسِ نیروهای انقلاب دارد! 
در پایان لازم به ذکر است که شورای هماهنگی ازجمله احزاب و جمعیت‌های سیاسی است که هنوز به‌خاطر معرفی کردن نیروهای «بی‌مایه» که بعدها «طشت‌شان از بامِ رسوایی» افتاد و همچنین به دلیل کنارزدن نیروهای باسابقه انقلابی چون مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، عذرخواهی نکرد ضمن اینکه جلسه اخیر این شورا در مرکز مازندران با سردمداری همان چهره‌های کسل‌کننده و ملال‌انگیز، که برخی از رسانه‌های خاص، با تیتر «اعلام حضور شورای هماهنگی» از این جلسه یاد کردند، نشان داد برای آینده نیز طرح قابل اجرایی در دست ندارد بجز پنهان شدن در پشت دیانت و تقدّس و استفاده از احساسات پاکِ دینی مردم برای رسیدن به مناصب سیاسی. شورای هماهنگی نیروهای انقلاب مازندران که خود را در نشست مطبوعاتی، معرفی کرد به همان سرنوشتی دچار خواهد شد که شاخه اصلی آن شد اما یک نکته را مردم باید بدانند و آن اینکه براساس سخنان گفته شده در این نشست که در رسانه‌های استان قابل دسترسی است، این شورا هدفی بجز کسب قدرت و حضور در مجلس ندارد و پس از راهیابی کاندیداهای مورد نظرش به خانه ملت، تا دور بعدی انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری روزه سکوت خواهد گرفت و گامی برای مشکلات مردم شریف مازندران بر نخواهد داشت چون برنامه و طرحی در دست ندارد و در دانش  مدیریت گفته‌اند:« هر کس که بدون طرح و برنامه در رأس سازمانی قرار بگیرد، در واقع بهترین برنامه را برای نابودی با خود دارد.»

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی