آخرین اخبار :
  • منتشر شده در شنبه, 24 شهریور 1397 11:31
دل‌نوشته‌ مدیرمسئول روزنامه «خبرشمال» برای رییس مجمع نمایندگان مازندران:

و قلبی که همچنان می‌تپد

 
 
 
 

با چشمانی اشکبار، این دل‌نوشته را برای کسی می‌نویسم که سال‌ها از نزدیک شاهد اشک‌هایش بودم، اشک‌هایی که برای مردم ریخت، مردمی که به او مراجعه می‌کردند و درخواست‌هایی داشتند که او به‌هردلیل، از پاسخ مثبت به آن درخواست‌ها، عاجز می‌ماند.
عبدالله رضیان نماینده مردم شریف قائم‌شهر، جویبار، سیمرغ و سوادکوه تازه از سفر حج برگشته بود و اتفاقاً در روز حادثه، در منزل خود سفره ولیمه‌ای پهن و بستگان نزدیک خود را دعوت کرده بود اما مگر می‌شود عبدالله رضیان جدای از مردم خود باشد و زمانیکه «نساجی قائم‌شهر» با پرسپولیس در پایتخت بازی دارد، در خانه خود آرام و قرار بگیرد؟ به‌ویژه اینکه خبردار شد  بیش از ده اتوبوس از عاشقان نساجی با تعداد زیادی خودروی شخصی برای حمایت از «توپچی‌های نساجی»، عازم تهران شدند.  
به‌عشق همان مردم به تهران رفت و در استادیوم آزادی حاضر شد تا در تمام غم‌ها و شادی‌های مردم شریک باشد. در همان شرایط دچار عارضه قلبی شد و با تلاش پزشکان، دوباره به زندگی برگشت و اکنون در بخش مراقبت‌های ویژه، بستری است.
مرگ و زندگی هر انسانی، در دستان آفریدگار مهربان است اما نمی‌توانم این حقیقت را ناگفته بگذارم که در تمام سال‌ها که عبدالله رضیان را از نزدیک می‌شناختم و در بسیاری از رویدادهای سیاسی در کنارش بودم، بیشترین فشارها بر او زمانی عارض می‌شد که مردمِ خود را در رنج و فشار می‌دید. او زمانیکه مردم را در رنج می‌دید، احساس شکست و ناراحتی عمیقی می‌کرد. شخصاً بارها شاهد بغض‌هایش  بودم وقتی‌که رنج مردم را می‌دید اما به‌دلیل مشکلات کلان کشور، قادر به انجام کاری نبود. امروز هم که جسم او بر روی تخت بیمارستان در استراحت مطلق است، یقین می‌دانم تمام فکر و ذهنش، درگیر مشکلات و دغدغه‌های موکلانش است. عبدالله رضیان نمی‌تواند نسبت به درد و رنج مردم بی‌تفاوت باشد، تفاوت او با دیگران در همین یک نکته نهفته است و همین تفاوت موجب شد اکنون او که سن چندانی هم ندارد، در سی سی یو بستری باشد.  
میدان سیاست، میدانی پر از دروغ است اما تمام کسانیکه رییس مجمع نمایندگان مازندران را می‌شناسند از روی صداقت، اعتراف می‌کنند که وی جواب صادقانه و تلخ را به پاسخ‌های ریاکارانه ترجیح می‌داد و هرگز به مردم خود دروغ نمی‌گفت. شاید بهترین شاهد صداقت عبدالله رضیان با مردم را بتوان در کار قضایی او جست، او که سال‌ها در شهرهای آمل، بابل و بهشهر در مقام دادستان به همین مردم خدمت صادقانه کرد و محبوبیت او در دوران خدمت در دستگاه قضا، موجب شد از او برای کاندیداتوری مجلس دعوت شود و گزاف نیست اگر بگوییم نمایندگی مجلس، اجر خدمات او به مردم در دوران دادستانی بود.  او مردی از جنس دغدغه مردم بود و در هر حالی کنار مردم بود، در جبهه‌های جنگ، با مردم بود، شهادت و اسارت مردم را در میدان دفاع مقدس دید و تا آنجا پیش رفت که خود نیز به شرف جانبازی نائل شد، او مردی است که ریشه‌های تعلق و دلبستگی‌اش به نظام، همراه با مردم،  قوام یافت و بر همین اساس در تمام عرصه‌ها، در کنار مردم ماند و امروز نیز که به جبر روزگار از مردم جدا و در بیمارستان بستری شد، قطعاً ذهن و ضمیرش با مردم است و در آنجا نیز دغدغه درد و رنج مردم را دارد. در پایان ضمن آرزوی سلامتی برای تمام بیماران، برای رییس مجمع نمایندگان مازندران نیز آرزوی صحّت و سلامت عاجل دارم و از خداوند می‌خواهم  بر تن «عبدالله رضیان» و تمام خادمان راستین مردم، از برکت  دعای خیر همین مردم، لباس عافیت بپوشاند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی