• منتشر شده در یکشنبه, 11 شهریور 1397 05:29

جاده هراز و هزار راه نرفته!

 
 
 

هراز اين روزها نماد مظلوميت است. جاده‌اي زيبا كه كمتر كسي را می‌توان یافت که از پيچ و خم‌ها و رستوران‌ها و صد البته ترافيك‌هاي سنگين آن خاطره‌اي نداشته باشد. 
جاده‌اي مظلوم كه بيشترين بار ترافيكی رفت و آمد به پايتخت را تحمل مي‌كند، اما انگار دستش نمك ندارد و هرچه بيشتر خدمت مي‌كند، بيشتر مورد بي‌مهري قرار مي‌گيرد.
 از بي‌توجهي به ترافيك وحشتناك و عدم تعريض جاده آن كه بگذريم آنچه اين روزها بيش از همه در حاشيه اين جاده خودنمايي مي‌كند، جولان معادني‌ست كه قدم به قدم، كوه را به غارت برده‌اند. البته نابسامانی‌ها در هراز، تنها محدود به ظاهر آن نمی‌شود و اکوسیستم منطقه نیز متأثر از بی‌تدبیری‌هاست. 
بحران ریزگردها که امروز میهمان خوزستانی‌هاست به رودخانه‌های هراز نیز سرایت کرده، تا آنجا که منجر به آلودگی شدید رودخانه هراز آمل كه خود به دليل خشكسالي‌ها حال و روز خوبي ندارد، شده و آبزيان این رودخانه را در معرض خطر قرار داده است.
 رانش و زمین لرزه‌، در منطقه کم نبود که سال گذشته نیز خبر تلخي به سرعت در تمام کانال‌ها و روزنامه‌های محلی با این مضمون منتشر شد که «درّه هراز یکی از کانون‌های ریزگرد استان مازندران در سال‌های آتی خواهد بود.» گوینده این خبر، ستار بابایی، مدیرکل منابع طبیعی مازندران که این اتفاق را یک معضل اساسی در آینده توصیف کرد، با تاکید بر اینکه نمی‌توانیم در استان مازندران معدن داشته باشیم گفت: عرصه‌های مازندران ملی است و نباید به بهانه اشتغال، عرصه‌ها را از بین ببریم.
 سید یونس حسینی عالمی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز مازندران نیز در بازدید اخیر خود از معادن شن و ماسه هراز تایید كرد که برخی از شرکت‌های شن و ماسه موجود، برداشت غیرمجاز در خارج از محدوده نيز داشته‌اند. مجاورت عمده واحدهای دانه‌بندی شن و ماسه در حریم کیفی رودخانه و عدم تطابق با ضوابط زیست‌محیطی و عدم وجود سیستم مناسب تصفیه پساب و هدایت پساب به رودخانه، عدم برداشت اصولی و فنی، از سویی و عدم احیای محدوده‌های برداشت و همچنین ایجاد غبار و آلودگی هوا به علت عدم استفاده از سیستم آب‌پاشی و نم‌زنی، گسترش محدوده معدنی خارج از موقعیت حوزه مجوز و استفاده از مواد ناریه بدون اخذ مجوز، از سویی دیگر، از مهم‌ترین تخلفات و جرایم معادن و واحدهای دانه‌بندی شن و ماسه بوده که چند سالي‌ست، اين معادن را به يك معضل زيست‌محيطي بدل كرده است.
سال 93 بود كه رييس سازمان جنگل‌ها با اشاره به بهره‌برداری بی‌رویه از معادن در مسیر جاده هراز و نیز سوابق ریزش کوه، لغزش و رانش، سیلاب و ایجاد خطرات بسیار زیاد در این جاده پرتردد و حساس، از مديركل منابع طبيعي استان خواست تا با همكاري سازمان سمت موضوع معادن را بررسي كنند، اما دست‌کم تا امروز اقدام مشهودي صورت
 نگرفته است.
به‌راستی، چه كسي پاسخگوی این نابسامانی‌هاست؟ چرا در شرايطي كه برخي طرح‌هاي زيست‌محيطي همچون طرح تنفس جنگل با اين جديت دنبال مي‌شود و حتي اجازه برداشت درختان شكسته و افتاده صادر نمي‌شود، پيگيري وضعيت كوه‌هاي مازندران اين‌طور كند پيش مي‌رود؟ متولي رسيدگي به اين معضل كدام دستگاه است؟ چرا فقط هنگام بهره‌برداري، همه دسستگاه‌ها خود را مسئول مي‌دانند و وقت پاسخگويي كه مي‌رسد همه سر باز مي‌زنند؟ چرا پايتخت‌نشينان كه هر هفته میهمان اين جاده هستند نسبت به اين مساله اين‌قدر بي‌تفاوت هستند؟ و هزاران چراي ديگر كه بي‌جواب مانده است! 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی