• منتشر شده در سه شنبه, 14 آذر 1396 07:20

شــورا زن می‌خواهد

 

 

هومن حکیمی/
قدیم‌ها وقتی پسر جوان خانواده، گوشه‌گیر یا غمگین می‌شد، بزرگترها می‌گفتند «باید زن بگیرد» یا «زن می‌خواهد»، با این مفهوم که وقت ازدواج کردنش است تا سر و سامان بگیرد و... . 
چهار دوره از آغاز به کار شوراهای اسلامی شهرها گذشته است. شورایی که مطابق نصّ صریح قانون، می‌بایست نهادی نظارتی با در نظر گرفتن ظرفیت‌های مردمی باشد -گرچه این تنها یکی از وجوه مهم شوراهاست - تا بتواند نماینده‌ی همه‌ی اقشار در جهت رسیدن به منافع و توسعه‌ی شهری باشد. نهادی که نباید سیاسی باشد و باید از تمام ظرفیت‌ها استفاده کند. حالا یک سوال مهم پیش می‌آید. بانوان تا چه اندازه در این نهاد مردمی نقش داشته‌اند؟ واضح‌تر بگویم؛ به طور مثال در شهر ساری و خیلی دیگر از شهرها چرا تا به حال شاهد حضور موثر بانوان در بدنه‌ی این نهاد نبوده‌ایم؟ چطور می‌شود که در حرف‌ها و سخن‌رانی‌ها مدام درباره‌ی حضور فعال زنان و نقش اثرگذارشان در جامعه می‌شنویم اما در بهنگام انتخابات و در نقطه‌ی پایانی، معمولا شاهد یک شورای مردانه هستیم؟ اینجا البته بحث شایسته‌سالاری است، یعنی منظور این نیست که به واسطه‌ی جنسیت، حتما می‌بایست شورا را زنانه یا مردانه تصور کنیم اما به راستی مرکز استان مازندران در این سال‌ها از داشتن زنان توانمند محروم بوده است؟ اگر اینگونه است پس چرا در زمینه‌های مختلف ورزشی، فرهنگی، علمی و غیره مدام شاهد درخشش زنان و دختران ساروی بوده و هستیم؟ چطور همه‌ی ما زن را پایه و اساس خانواده و از ارکان سلامت جامعه می‌انگاریم اما در این سال‌ها هیچ نماینده‌ی زنی از ساری در مجلس نداشته‌ایم؟ البته جواب‌های زیادی را می‌توان برای این سوال‌ها متصور بود که در این مجال اندک نمی‌گنجند اما می‌توان از دو وجه کلی به این ماجرا نگاه کرد. اول؛ نگاهی که بانوان را تنها در حد حرف و شعار توانمند می‌نامد اما در واقع چنین اعتقادی ندارد و دلش می‌خواهد مردسالارانه بودن نهادی مانند شورا ادامه پیدا کند. اتفاقی که در این چهار دوره که از شروع به کار شوراها مثلا در شهر «ساری» می‌گذرد، بسیار ساری و جاری بوده است. دوم؛ عدم خودباوری در بخشی از جامعه‌ی زنان شهر که انگار هنوز خودشان هم به ظرفیت‌های فراوانشان ایمان قلبی پیدا نکرده‌اند. این دو نکته البته قابل بررسی و واکاوی بیشتری است اما تا برای این دو وجه به جواب جامع و قاطعی نرسیم، بخش زیادی از ظرفیت‌های نهادی مانند شورا بلااستفاده خواهد ماند. سیاسی‌نگری همچنان وجه غالب شوراهایی همچون ساری می‌ماند و این، عاملی می‌شود که شورا گام به گام از آنچه در قانون برایش درنظر گرفته شده است، فاصله بگیرد. حال و روز شوراهایی مانند شورای ساری چندان روبه‌راه نیست. گاه گوشه‌گیر است و گاه مانند جوانی عصیان‌گر رفتار می‌کند. یادش بخیر؛ اگر دوران قدیم بود شاید بزرگتری پیدا می‌شد و می‌گفت: «زن می‌خواهد»!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی