• منتشر شده در چهارشنبه, 08 آذر 1396 06:46

بازگشت امید و نا امیدی‌های بسیار

سرمقاله/

 

 

امید بالاخره آمد تا امید در دل دوستداران محیط‌زیست نمیرد! تک درنای سیبری که به نام امید در میان مازندرانی‌ها شناخته می‌شود، حالا حدود10سالی می‌شود که به تنهایی راه هزاران کیلومتری سیبری تا مازندران را به امید ادامه حیات در این حیاط سرسبز خدا، طی می‌کند.
بسیاری از دوستداران محیط‌زیست، روزهای زیادی را به امیدِ بازگشت «امید» چشم انتظار نشستند تا او دوباره بال در بال گشاید و با جلو‌ه‌گری‌هایش، همه را مسحور زیبایی‌های خود کند.
امید بالاخره در روز شنبه، مورخ چهارم آذرماه سال جاری، به تالاب فریدونکنار بازگشت و باعث خوشحالی و مسرت دوستداران محیط‌زیست شد تا جایی که معصومه ابتکار، مدیرکل امور بانوان و خانواده دفتر ریاست جمهوری، نتوانست از کنار خبر مهم زیست‌محیطی بگذرد و همچون روزگارانی که به عنوان رییس سازمان حفاطت محیط‌زیست ایران در دفتر ریاست جمهوری مشغول به کار بود، در کانال تلگرامی‌ خود، آمدن امید را اینگونه پاس داشت که: تک درنای سیبری که او را «امید» نامیده‌اند، صبح امروز، 4 آذر در فریدونکنار فرود آمد.
حالا با بازگشت امید، همه مسئولان و مردم مازندران و حتی خارج از استان که سرنوشت «امید» برایشان بسیار دارای اهمیت بوده، خوشحال هستند و در پوست خود نمی‌گنجند! 
اما آنچه که در این میان، جای بسی تأمل دارد، این نکته است که این همه اظهار مسرت و خوشحالی نسبت به بازگشت مقتدرانه امید به فریدونکنار، در حالی صورت می‌گیرد که بسیاری از همین مسئولان و بعضا مردم، در مواجهه با بسیاری از تخلفات و اتفاقات تلخ و نامبارک محیط‌زیستی، زبان در کام گرفته و به طور کلی هیچ اظهار نظری نمی‌کنند.
البته که کسی منکر این احساسات پاک و ناب انسانی در مواجهه با یک اتفاق زیبای زیست‌محیطی نیست، اما سوال اینجاست که چرا نسبت به برخی از اتفاقات، این چنین به سرعت از خود، واکنش نشان می‌دهیم، اما در مقابل، برخی از اتفاقات دردناک، کوچک‌ترین تاثیری هم در ما نمی‌گذارد...!
چگونه است که وقتی تک درنای سیبری به مازندران و تالاب فریدونکنار مهاجرت می‌کند، این چنین قند در دل‌هایمان آب می‌شود، اما وقتی دسته دسته، پرنده بی‌زبان مهاجر، در دام صیادان بخوانید (شیادان بی‌رحم) گرفتار شده و به مسلخ مرگ می‌روند، بند دلهایمان پاره نمی‌شود؟!
«امید» نیز تنها بازمانده دسته بزرگی از درناهای غرب سیبری بوده است که به دلایل مختلفی اکنون دیگر از آن دسته بزرگ تنها، یک درنا باقی مانده و بس!
کاش شادی برای بازگشت «امید» ما را از اندوهِ گرانِ پرندگان دیگر مهاجر در این سرزمین بازندارد که اگر چنین شد، بدانیم امید برای همیشه از دست رفته است.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی