آخرین اخبار :
  • منتشر شده در شنبه, 29 مهر 1396 06:45

ما متهمیم!

سرمقاله/

 

 

در تمام فرهنگ‌ها از طبیعت با عنوان احترام آمیز مادر( mother nature) یاد می‌شود که می‌تواند تاییدی باشد بر مهربانی‌هایی که آب و هوا و زمین در تامین نیازهای اولیه انسان در طول قرون و اعصار داشته اند و مادرانه بر تامین نیازهای جامعه انسانی تاکید کردند. اما گویا این مادر برای مازندران، چندی است مهر مادری را از خاطر برده است یا دست کم به مهربانی سابق نیست. هرساله تنش‌های آب و هوایی هم برای کشاورزی و هم برای مردم، مشکلات عدیده‌ای ایجاد می‌کند، مشکلاتی که طاقت همه را طاق و مردم را عمیقا نگران کرده است. 
خوشبختانه تندباد شب گذشته خسارت زیادی برای کشاورزی مازندران نداشته است، اما سالهاست که سیل، طوفان‌ و تندباد خط سبز مازندران را در هم می‌کوبد، حوادثی که دیگر جدید و غیرمنتظره محسوب نمی‌شود و گویا ذهنیت ما با تکرار آن خوگرفته است. 
در یکی دو دهه اخیر که عوارض و تبعات پدیده گرمایش زمین تشدید شده است، شاهد بودیم در تابستان‌ها، باران‌های شدید و سیل‌آسا و در زمستان‌ها نیزبرف، طوفان و تندباد، به مازندران حمله‌ور می‌شود و خسارات جدی به درختان، باغات و محصولات کشاورزی وارد می‌کند. نخستین سیل نابودگر از این دست در روزهای پایانی مرداد 78 آمد و در مسیر خود بسیاری از مزارع و شالیزارها را زیر گرفت درختان مرکبات را کند و امید بسیاری از زحمت‌کشان را ناامید کرد. شالیکاران خسارت دیده آن سال محصول برنج خود را در میان خروار خروار خاک و ریزگرد، برداشت کردند. به خاطر دارم برای تهیه گزارش به یکی از شالیزارهای حاشیه تجن رفته بودم که کمباین مشغول کار بود. گردوغبار آنقدر زیاد بود که فقط صدای کمباین شنیده می‌شد و پس از برداشت محصول نیز در هر یک کیلو شالی، بیش از یک کیلو خاک دیده می‌شد، خاکی که چندروز قبل در اثر سیل و آب گل‌آلود در لابلای شاخ و برگ و غلاف شالی رسوب کرده بود و بسیاری از کشاورزان به همین خاطر محصول خود را به "ثمن بخس" فروختند. در برف و سرمای زود رس سال قبل، نامهربانی مادر طبیعت به حدی خشونت‌بار بود که بسیاری از باغداران، حتی همان ثمن بخس را نیز برداشت نکردند و ناچار شدند پرتقال و تامسون را به آب دریای خزر بسپارند. اما انسان موجود هوشمندی است و در شرایط سخت، بیش از پیش باید به هوش و خرد خود تکیه کند تا از این خطر که بی‌شباهت به عصر یخبندان نیست نیز به سلامت عبور کند و شرایط را در کنترل خود بگیرد.
در سال‌های اخیر، بیش از گذشته جریانات عوارض و تبعات مربوط به تنش‌های آب و هوایی ازجمله برف و سرما، سیل، طوفان و حتی کم‌آبی برای مردم به پدیده‌ای عادی بدل شد. پیشنهاد می‌کنیم اداره جهاد کشاورزی مازندران، اطلسی از این اتفاقات، تاریخ و جغرافیای آن، میزان خساراتی که به زمین، درخت و محصولات کشاورزی وارد آمده است و سایر اطلاعات مربوط را ترسیم کند. در این اطلس می‌توان عمق خسارات وارده به کشاورزی استان طی دو دهه را یکجا در مقابل چشم مردم آورد و به این شکل هم به مردم و هم به مسوولان فهماند چشم انداز بدی از کشاورزی در آینده نزدیک وجود دارد و به این صورت می‌توان انتظار یک همدلی را برای کنترل مشکل داشت. ضمن اینکه داشتن آمار و اطلاعات دقیق از هر مسئله یا مشکل پیچیده، پیش نیاز یافتن راه حل آن است.
در خصوص نامهربان شدن طبیعت نیز باید گفت همه در معرض اتهام قرار داریم. ما در چند دهه اخیر با طبیعت بد رفتار کردیم و نامهربان بودیم. به او آزار رساندیم. سطح پوشش جنگل‌ها در مازندران، گیلان و گلستان را بیش از نصف کاهش دادیم. سواحل را محصور کردیم و ساحل و جنگل های باقیمانده را به زباله آلودیم و هربار طلبکارانه انگشت اتهام را به اداره جهاد کشاورزی، استانداری و فرمانداری اشاره و به این شکل از خود سلب مسوولیت کردیم، سر در زیر برف گذاشتیم تا سهم خودمان را در این نابودگری‌ها، فراموش کنیم. اما حقیقت این است که همه ما مقصر هستیم. ما با طبیعت بد کردیم و مادر طبیعت بخشی از آن نامهربانی ها را به ما بازگردانده است. به قول مولانا در مثنوی:

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی