آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 18 مهر 1396 06:18

ماهیت اصلاحات و تفاوت آن با انقلاب

 

 

چندی‌ست که خبر تحولات سیاسی، در کشور عربستان، در میان ایرانیان و به ویژه در کانال‌های تلگرام و صفحات اینستاگرام و کاربری‌های توییتر، کولاک کرده است!
همه جا سخن از تغییرات بنیادین و تحولات ساختارشکنانه (البته از نوع خوب آن!) نَقلِ مجالس و نُقلِ محافل شده است.
بسیاری از ایرانیان، در داخل کشور، با یک علامت سؤال بزرگ در ذهن خودشان مواجهند که چگونه است که ما در ایران، به تغییر برخی رویه‌های خطرناک و نادرست رأی داده‌ایم و آنگاه، آثار و برکات آن در کشور عربستان، کشوری که تا دیروز، هیچ خبری از تغییر به نفع مردم و به ویژه زنان نبوده است، شاهد هستیم؟!
احمد دستمالچیان، کاردار اسبق ایران در عربستان، با تشریح دلایل انجام اصلاحات در عربستان با اشاره به نقش ملک‌سلمان در اصلاحات عربستان، گفت: ملک سلمان درصدد است تا قبل از انتقال قدرت به ولیعهد جوان خود، تغییرات آشکاری را در اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی عربستان صورت دهد تا بتواند اوضاع را از یک سو آرام کند و از سوی دیگر ثبات نسبی وضعیت جاری را برای پسرش به ارمغان بیاورد. به بیان گویاتر پادشاه عربستان می‌داند که ولیعهد جدید دچار چالش‌های زیادی خواهد بود و از این منظر سلمان به دنبال برطرف کردن موانع برای هموار کردن راه پسرش است.
عربستان سعودی برای اولین بار در تاریخ خود رهایی از اقتصاد نفتی را در دستور کار قرار داد و محمد بن سلمان پسر پادشاه عربستان که در آن زمان جانشین ولیعهد این کشور بود، با مشورت کارشناسان طرحی موسوم به «چشم‌انداز 2030» را برای انجام اصلاحات اقتصادی زیربنایی در کشور ارائه کرد و خود مستقیماً مسئولیت پیاده‌سازی آن را برعهده گرفت تا عربستان را به نقطه‌ای برساند که به گفته او، "بدون نفت هم بتواند زندگی کند."
اما عباس عبدی، تحلیلگر و روزنامه‌نگار، نظر دیگری دارد.
او معتقد است: مسأله در واقع يك ضرورت است؛ ضرورتي كه گريزي از آن نيست و هرچه بيشتر در برابر آن مقاومت شود، هزينه‌هاي بيشتري را بر حكومت و جامعه عربستان بار خواهد كرد. اين ضرورت از كجا آمده است؟ واقعيت اين است كه تضييقات اعمال شده در جامعه عربستان عليه زنان بيش از آنكه ماهيتي اسلامي و ديني داشته باشد، ريشه در نظام به ‌شدت مردسالار عربستان و نظام قبيله‌اي اعراب باديه‌نشين دارد. اين ارزش‌هاي مردسالارانه به مرور خود را در فتاوا و دين روحانيون وهابي بازتاب داده و مشروعيتي ديني نيز براي اين محدوديت‌ها عليه زنان به وجود آمده است.

*نتیجه‌گیری
بنابراین، آنچه که از اصلاحات بنیادین در عربستان سراغ داریم، اساسا با ضرورت اصلاحات در بخشی از نظامات سیاسی و اجتماعی ایران قابل قیاس نیست!
در کلیت امر اینگونه به نظر می‌رسد که مراد از وقوع اصلاحات در ایران و گلایه و کنایه‌های گاه تند و گزنده مردم و فعالان سیاسی در شبکه‌های اجتماعی برای انگشت‌نما کردن اصلاحات در عربستان با عناوینی همچون، طوفان تغییرات و یا کولاک اصلاحات در عربستان، و یا این جمله معروف که می‌گوید: «ما در ایران به تغییر رای می‌دهیم اما صدای تغییر از عربستان به گوش می‌رسد!» تنها تحریک و تشویق دولت دوازدهم، برای انجام تغییرات و اصلاحات وسیع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، آنهم به شکلی بی مهابا و بی باکانه است و حال آنکه، دولت دوازدهم، محتاط‌تر از این حرفهاست که گوشش، بدهکار چنین تحریکات کودکانه و غیر قابل تأملی باشد...!
قصد این مقال تنها این بوده است که با ارائه تحلیل‌های متفاوت و متنوع از وقوع اصلاحات به اصطلاح اساسی در عربستان، نشان دهد: تفاوت ضرورت اصلاحات در عربستان با آنچه که ما از اصلاحات در ایران، در سر داریم از زمین تا آسمان است و به هیچ وجه، نمی‌توان کشور عربستان را که تازه، دربهای مدرنیته را به روی کشورش باز کرده است، با ایران که مدتهاست، پایبندی‌اش را به این ظواهر نشان داده، مقایسه کرد!
در نهایت لازم است به طعنه‌زنندگان گرامی یادآور شویم که اصلاحات با آنچه که آنها در ذهن می‌پرورانند، فرقی اساسی دارد! اصلاحات، یک روند تدریجی و بازگشت‌ناپذیر است و بالعکس، انقلاب، یک اقدام فوری و احیانا بازگشت‌پذیر! بنابراین، بهتر است به جای آرزوی انقلاب در سیستم فرسوده مدیریتی در ایران، آرزوی اصلاحات داشته باشیم تا شاهد بازگشت تلخ به دوران قبل از آن نباشیم.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی