• منتشر شده در شنبه, 15 مهر 1396 12:17

سقوط آزاد اخلاق در روز بارانی

 

 

 
 

محمدباقر محسنی/

باران بی‌وقفه می‌بارد و به قول خودم، شدید و ریسمانی است، به این معنا که قطرات باران، به شکل ریسمانی نقره فام دیده می‌شوند که از آسمان آویزان شدند و در اثر باد، به رقص در آمدند و می‌درخشند. اگر چند لحظه کوتاه به اندازه‌ای که بخواهی "اشهد"ت را بگویی زیر باران بمانی، به گونه‌ای خیس می‌شوی که انگار در بخش عمیق استخر، غسل ارتماسی کردی، خیس و آبگرفته می‌شوی.
ابتدای خیابان فرهنگ چترم را بستم و جلوی تاکسی نشستم. سه مسافر دیگر در صندلی پشت تاکسی سوار شدند و راننده که فردی میانسال بود "توکل به خدا"یی گفت و حرکت کرد. در ادامه مسیر یکی از مسافران، پیاده شد. در همان لحظه فردی که در پیاده‌رو پناه گرفته بود تا از شدت باران در امان باشد، به سمت تاکسی دوید، "ساری کارت" را نشان داد و گفت: پول همراه ندارم. راننده هم در کمال خونسردی به جای خالی دستگاه "پوز" مخصوص تاکسی اشاره کرد و گفت: ندارم! و حرکت کرد. چند لحظه کوتاه گذشت، حدس زدم مردی که زیر بارش شدید باران در خیابان بدون چتر مانده بود، سوار تاکسی نشد، چون نگاهم به جلو بود متوجه نشدم دقیقا چه اتفاقی افتاد. سرم را برگرداندم و در کمال حیرت، دیدم صندلی عقب تاکسی دونفر نشسته‌اند و آن مرد، که پولی با خود نداشت، سوار نشد. در حقیقت راننده تاکسی اجازه نداد او سوار شود!
چند لحظه در ذهنم، فیلم را به عقب برگرداندم، یک انسان و یک هم‌نوع در زیر باران شدید منتظر تاکسی بود، تاکسی خالی رسید. شهروند مورد نظر از آن میزان شعور و انصاف بهره‌مند بود که راضی نشد حق شهروند دیگری را ضایع کند و به همین دلیل پیش از سوار شدن، ساری کارت را به راننده نشان داد و گفت پول همراهش نیست. راننده تاکسی او را در زیر باران در خیابان رها کرد و حاضر به اعمال این میزان گذشت و سخاوت در آن شرایط نشد! 
در چند لحظه کوتاه به راننده نگاه کردم، ظاهری موجه داشت. با خودم فکر کردم کرایه مسیر "600 تومان" است و آسیب مالی به او نمی‌رساند راننده هم ناچار به طی کردن مسیر است و سوار کردن یک مسافر اضافه، تاثیری بر استهلاک تاکسی ندارد، مسافری که در زیر باران ماند هم فردی جوان و رشید بود و کمترین شباهتی به افراد معتاد یا دزد و قاتل نداشت که این بی‌توجهی و کم ارزش داشتن هم‌نوع راننده، قابل درک و توجیه پذیر باشد. چه چیزی موجب شد راننده، راضی شود یک انسان را به خاطر رقمی ناچیز در زیر باران تند، رها کند حس انسان دوستانه را زیر پا بگذارد و به راه خود برود؟ به نظر من پاسخ این چراها چیزی جز "فروپاشی اخلاقی" نیست. حقیقت این است که تمام ادعاها از جمله انتساب به یک فرهنگ غنی چند هزارساله و علی‌رغم اینکه ما تابع دینی هستیم که اخلاق، سنگ محور آن دین است و قرآن خطاب به پیامبرش می‌فرماید: "انک لعلی خلق عظیم"(آیه 4 سوره قلم ) و همچنین مردم در حدیث شریف نبوی، به عنوان عیال و خانواده خدا معرفی شدند همه موظف به رعایت حداکثرگذشت، اخلاق و انسانیت نسبت به هم‌نوع خود هستیم اما در عمل دچار یک فروپاشی عظیم اخلاقی شدیم. اگر نگاهی در عمق و نه در سطح به خود و جامعه بیندازیم متقاعد می‌شویم که در هیبت انسان‌هایی خودمحور، جامعه‌ای سوداگر ساخته‌ایم. آمار بالای پرونده‌های نزاع و درگیری، دادخواست‌های مکرر طلاق و انواع آسیب‌های ا‌جتماعی همه نشان از همین حقیقت تلخ دارد. ریشه آنچه که موجب شد به وضعیت امروز دچار شویم یک چیز است و آن اینکه ما تنها خودمان را می‌بینیم و محور همه مسائل می‌دانیم و این معنای دقیق سقوط آزاد اخلاق و مرگ انسانیت است، چون الفبای اخلاق بر نفی این نگرش، استوار شده است. از راننده دلیل این اقدام را پرسیدم و از نقل پاسخش که تاییدی دیگر بر فروپاشی اخلاق بود در این سطور شرم دارم.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی