• منتشر شده در چهارشنبه, 12 مهر 1396 10:39
اخلاق، حلقه گمشده امروز مدعیان سیاست در مازندران

ربیع فلاح و یک لشگر کوفی!

سرمقاله/

 

ساختمان سفید استانداری نیز این روزها به حال خود می‌خندد. یک تن قرار است در نهایت استاندار مازندران شود اما تا این لحظه بدون اغراق یک لشگر از مدیران کل و معاونان، رجال سیاسی و فعالان حاشیه نشین مشغول لابیگری در اتاق‌های وزارت کشور، ساختمان‌های نهاد ریاست جمهوری و پشت میز برخی مازندرانی‌های ذی‌نفوذ در پایتخت هستند تا مگر "فیض روح القدس" مدد فرماید و آنان نیز تکیه بر مصدری بزنند که ربیع فلاح در سال 92 زد.
از دو سه نفری که در لیست مجمع نمایندگان مازندران هستند و گروه‌های سیاسی اصلاح طلب نیز به آنان رای دادند که بگذریم اخبار از فوج فوج افرادی حکایت دارد که معلوم نیست بر پایه کدام مبنای منطقی و با حمایت کدام جریان سیاسی و کارتل اقتصادی، ردای استانداری مازندران را برازنده قامت خود تصور کردند و از تیرهای شکسته‌ای که در کمان فرسوده خود دارند استفاده می‌کنند و فریادی از سر تواضع بر می‌آورند که "انا رجل" تا بلکه قرعه فال را بقاپند و استاندار مازندران شوند. گویا سمت استانداری مازندران با این وضعیت پیچیده ژئوپلتیک خود، ریاست فلان اداره استانی است که صد و چند پرسنل دارد. این مدیران متوهم، یا تلقی درستی از جایگاه استاندار به عنوان نماینده عالی دولت و قائم مقام رییس جمهوری در استان ندارند و یا ارزیابی درستی از توان مدیریت و قدرت رهبری خود ندارند. 
از این صدارت طلبان، مردان و مدیران کل و معاونانی هستند که تا رگ گردن مدیون ربیع فلاح هستند بیشتر به این خاطر که از همان یک هفته اول مدیریت شان، تمام رسانه‌ها و کارشناسان فن، عمق ناتوانی آنان را دریافتند و متوجه این موضوع شدند که این مدیران، همانند "مسعودخان شصت چی" در سریال مرد هزارچهره، اشتباهی بودند و اشتباهی سر از مناصب مدیریت و معاونت درآوردند. فریاد انتقادها بلند شد اما ربیع فلاح جلودار، به دادشان رسید و هربار آنان را از دم تیغ تند منتقدان، نجات داد و با تایید خود، استمرار مدیریت آنان را ممکن ساخت.
امروز همان افراد که به ربیع فلاح بدهکارند و همین چهار سال سابقه مدیریت و معاونت استانی خود را مدیون استاندار مازندران هستند، پس از اینکه دیدند و شنیدند انتخاب استاندار جدید، به درازا کشید و اسیر دست لابیگران حرفه‌ای شد به خود جسارت دادند تا به دستی که از آن دست عسل خوردند حمله کنند و گازش بگیرند. برخي از مديران كل هم با كانديداهاي احتمالی استانداري نشست و برخاست دارند تا جايگاه مدیریتی آینده خود را تثبيت و يا ارتقا دهند.
ربیع فلاح استاندار مازندران احتمالا تا این لحظه دریافته است که چه مارهایی در آستین خود پرورده است و چه لشگریان کوفی ضمیری در اطراف خود، جمع کرد تا دیروز که به فلاح احتیاج داشتند، ضعف‌ها و ناتوانی‌های خود را پشت سر او پنهان می‌کردند اما امروز که حدس زدند ربیع فلاح ضعیف و رفتنی شده است، خودشان به کانون‌های مختلف تاثیرگذار می‌روند و می‌آیند و از کوتاهی‌های استاندار مازندران و لزوم تغییر ربیع فلاح سخن می‌گویند و در نهایت ظرفیت‌های خود را برای تصدی جایگاه استانداری، به نمایش می‌گذارند.
صرف نظر از اينكه ربيع فلاح استاندار بماند و يا شخص ديگري سكاندار استانداري مازندران را در دست گيرد، اخلاق سیاسی حکم می‌کرد این افراد، حرمت و معرفت نگاه می‌داشتند و مستقیم برای خود لابیگری نمی‌کردند یا اشاره می‌کردن تا افراد یا جریانات سیاسی دیگری، به نمایندگی آنان وارد رایزنی و لابیگری می‌شدند. اما اینجا مازندران است و اخلاق برای مدیران تنها لق‌لقه زبان است و تظاهر به تعهدات اخلاقی، تنها با هدف صید ماهیان مراد در برکه تمتعات دنیایی انجام می‌گیرد.
بر اساس آخرین برآوردهای خبر شمال، لیست افرادی که مدعی استانداری شدند از تعداد تمام کارکنان استانداری مازندران تجاوز کرد. بدیهی است این کنایه و تعریض ما شامل چند بزرگواری که هم رای مثبت مجمع نمایندگان و گروه‌های سیاسی و هم رضایت عمومی مردم نجیب سراسر استان را باخود دارند و شایستگی شان حتی از استانداری مازندران فراتر است نمی‌شود بلکه شامل فرصت طلبانی است که نامی بجز "کوتوله‌های سیاسی منفعت طلب" نمی‌توان بر ایشان نهاد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی