آخرین اخبار :
  • منتشر شده در چهارشنبه, 24 خرداد 1396 07:26

از ترور شخص تا ترور شخصیت

یادداشت رسیده

بحث ترورهای دهه شصت، همزمان با کاندیداتوری یکی از نامزدهای ریاست جمهوری که روزگاری دور، دستی بر آتش حوزه قضا داشت، کلید خورد. برخی با این ادعا که وی یکی از مهره های اصلی در اجرای اعدام های آن سال بوده است اینگونه القاء کردند که او با آن کارنامه نه چندان درخشان و خاکستری، هرگز نمی تواند به ریاست جمهوری حتی فکر هم بکند! 
فارغ از درست یا غلط بودن اعدام های دهه شصت، ابهامات بسیاری در زمینه وقوع این اعدام ها همچنان در اذهان عمومی ته نشین شده است که رسوبات حاصل از آن، هر از گاهی از چشمه زلال انقلاب اسلامی به بالا می آید، کام همگان را تلخ می کند و شاید اگر مسئولان یک بار برای همیشه تکلیف و چگونگی اجرای اعدام های دهه شصت را روشن سازند و به تمامی سوالات و ابهامات در این زمینه پاسخ گویند، دیگر جای هیچگونه سوالی باقی نمانَد.
اما آنچه که بر همگان واضح و مبرهن است، این نکته است که همه مردم، متفق القول بر این اعتقاد بوده و هستند که در سالهای دهه شصت، ظلمی که از ناحیه منافقین و مجاهدین خلق و ترورهای وحشیانه آنها( از ترور مسئولان عالی رتبه نظام گرفته تا تئوریسین های رده بالا و حتی اقشار عادی) به کشور وارد آمد، ایران را به درون یک جنگ داخلی بسیار تلخ و دردناک سوق داده بود که اگر اثرات آن را بیش از آثار مخرب جنگ تحمیلی هشت ساله ندانیم، کمتر از آن نیز نبود.
اما از آنجا که هر اتفاقی را باید در ظرف زمانی و مکانی خویش و با توجه مقتضیات زمانه خودش بررسی کرد و اگر در شرایطی غیر از آن بازه زمانی سنجیده شود، دست ذهن را برای هر گونه تجزیه و تحلیلی، ولو با فاصله بسیار زیاد از واقعیت باز می گذارد، در خصوص اعدام های سال شصت نیز اوضاع به همین شکل است که هر بار حرف آن به میان می آید، تحلیل های فراوانی را در پی دارد که شاید از هر صد تای آن، تنها یک کدام از آنها به واقعیتی که در آن سالها اتفاق افتاده بود، نزدیک باشد.
بحث در خصوص این اعدام ها تا جایی بالا گرفت که رهبر معظم انقلاب نیز در روزهای اخیر با اشاره ای هرچند کوتاه به این موضوع، از آن غافل نشدند.
مقام معظم رهبری در سالروز ارتحال ملکوتی امام خمینی (ره) در میان خیل مشتاقان و دوستداران امام و انقلاب نسبت به تحریف وقایع دهه شصت هشدار داده و توصیه کردند: در روایت ‌ها دقت کنیم تا مبادا جای شهید و جلاد عوض شود!
آیت الله خامنه ای (دامت ظله العالی)، دهه شصت را "دهه حیات با برکت امام بزرگوار" و "دهه ‌ای مظلوم" خواند. ایشان
با اشاره به تروریسم، جنگ تحمیلی و سخت ‌ترین تحریم ‌ها در این دهه تصریح کردند: «دهه شصت، دهه‌ آزمون‌ های بزرگ و پیروزی‌ های بزرگ است، دهه خشن ‌ترین تروریسم، دهه مبارزه با تجزیه‌ طلبی است... در دهه ‌شصت، ملت ما و جوان ‌های ما محکم ایستادند؛ در دهه‌ شصت ملت ایران مظلوم واقع شد. تروریست‌ ها و منافقین و پشتیبان ‌های آنان به ملت ایران جفا کردند.»
بعد از آن بود که بسیاری از خبرگزاری ها و سایت های خبری-تحلیلی و روزنامه ها و... بسیج شدند تا هریک از زاویه ای، به بررسی موضوع بپردازد.
اما این فقط روزنامه ها و سایت ها و... نبودند که نسبت خود را با وقایع دهه شصت و سخنان بسیار مهم روزهای گذشته رهبر معظم انقلاب، روشن کردند، بلکه افراد بسیاری نیز از بالاترین سطح حاکمیت و دولت، تا خردترین سطح آن، به بررسی و تحلیل مسائل حول محور اتفاقات دهه مزبور پرداختند.
از آن میان حجت الاسلام والمسلمین محمد مهدوی، امام جمعه شیرگاه نیز در خطبه های نماز جمعه این شهر در جمعه گذشته با اشاره ای کوتاه به این مسئله بیان داشت: ترقه ‌بازی ‌های سگ ‌های امریکایی، خللی در عزم ملت ایران ایجاد نمی ‌کند و مست‌ های بدون‌ عقل نمی‌ دانند که ملت ایران سخت‌ ترین ترور‌های دهه 60 را تجربه کرد ولی خم به ابرو نیاوردند.
فارغ از نگاه های مثبت و منفی به این موضوع، باید به برخی گفت اگر بناست از ترورهای شخص در سالهای دهه شصت بگوییم، آیا کسی هم پیدا می شود که از ترورهای شخصیت در روزهای منتهی به انتخابات و روزهای بعد از آن نیز حرفی بزند؟ آنها که در این روزها، آماج تهمت ها و افتراهای بزرگ و کوچک شدند و به خاطر خدا و رضای ملت، خم به ابرو نیاوردند و چیزی نگفتند. این تهمت ها که اغلب با رنگ و بوی اتهام، بیش و پیش از آنکه در هیچ محکمه ای اثبات بشوند، از تریبون های نمازهای جمعه و... فریاد زده شدند که اگر اندکی انصاف را چاشنی عمل خویش قرار دهیم، خواهیم دید که آثار مخرب این ترورهای شخصیت، اگر بیشتر از ترورهای شخص در آن سالها نباشد، کمتر هم نیست!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی