آخرین اخبار :
  • منتشر شده در شنبه, 19 تیر 1400 09:03

مروری بر دلایل بروز بی حجابی در برخی از زنان

سردار «مرتضی میرزایی» فرمانده انتظامی استان مازندران
بى ‏حيايى، زن را با همه ارزش والاى ذاتى‏ اش ابزارى براى سودجويان مى ‏سازد و غرور زنانه‏ شان را كه بخش جدا ناشدنى از شخصيت زنانگى آنان است خواهد شكست. انسان در پناه محافظ، احساس آرامش مى ‏كند، پوشش اسلامى نيز نگهبان زن است و به او امنيت و آرامش مى ‏بخشد، پس هر چه اين پوشش كامل‏تر شود درصد امنيت و حفاظت زنان بالاتر مى ‏رود. زحمت حجاب، حق بيمه‏ اى است كه زن براى تأمين سلامت خود مى ‏پردازد؛ زيرا حجاب مانع جريان يافتن هواى نفس و نگاه ‏هاى آلوده و فسادآميز به حريم پاك زنان مى ‏شود، پوشش، سدّى بزرگ در برابر تهاجم فرهنگ غرب است. جايگاه والاى زن مى ‏طلبد كه اين گوهر آفرينش در صدف حجاب قرار گيرد تا ارزش ‏هاى انسانى‏ اش در امان بماند، فلسفه نگهبانى و پوشش اشيا ارزش آنهاست و هر قدر اين ارزش بالاتر باشد، نسبت نگهدارى آنها نيز بيشتر مى‏ شود. پوشيدگى زن نماد پرهيزكارى اوست، وقتى زن تقواى جنسى را رعايت كند و خود را بپوشاند، وعده ‏هاى الهى كه براى پرهيزكاران داده شده است درباره او نيز محقق مى ‏شود و در واقع چيرگى بر هواهاى نفسانى و چشم‏ پوشى از لذت ‏هاى حرام، به انسان هيبت و وقار مى ‏بخشد. به صورت ناخودآگاه، برخورد مردان با زنانى كه پوشش ناقصى دارند برخوردى شهوانى و ابزارى است، ولى برخوردشان با زنان پوشيده و با حجاب اسلامى برخوردى همراه با احترام و تكريم قلبى است. نوع پوشش زن معرّف شخصيت عفيف يا هوس ‏انگيز اوست كه موضع‏ گيرى مرد را در برابر او مشخص مى ‏كند و تا وقتى بانوان خود را از ديد چشم ‏هاى حريص مردان مى‏ پوشانند درياى نفس آنها آرام است، ولى وقتى به جلوه ‏گرى دست مى‏ زنند تلاطم روحى و نابسامانى روانى را براى مردان فراهم مى ‏آورند.
بي حجابي و آسيب هاي اجتماعي:
كارشناسان و قضات دادگاه هاي خانواده بر اين باورند كه بدحجابي مديريت و تسهيل كننده جدايي زوجين در جامعه به شمار مي رود و هنگامي که در جامعه هنجارهايي كه نه تنها در دين ما بلكه در عرف و اصالت ايراني ريشه دارد زيرپا گذاشته شود و زنان و مردان با ظاهري نامعقول در بطن اجتماع حضور يابند اين شيوه پوشش و رفتار منجر به تحريك هيجانات و غرايز شده و افراد را از نظر روحي و رواني تحت فشار قرار مي دهد. به گونه اي كه افراد تعادل روحي و رواني خود را از دست مي دهند و از آنجايي كه براي غرايض انساني حد و مرزي وجود ندارد تحريك غرايض به واسطه گسترش بي حجابي و بي بندو باري در جامعه منجر به بسياري از آسيب هاي اجتماعي ازجمله ازهم گسيختگي خانواده ها و طلاق مي شود. گرمي خانواده ها، استحكام رابطه زن و شوهر،تداوم زندگي، آرامش و ثبات، دلبستگي و عشق و علاقه مرد به همسر قانوني و شرعي خود مرهون حجاب زنان است . مردان اگر به راحتي و به آساني در تمام صحنه هاي اجتماع دسترسي به زنان داشته باشند ضمانتي براي اثبات محبت و دلبستگي آنان به همسرانشان نخواهد بود، تحريك هوي و هوس آنان را از زندگي دلسرد كرده و اين امر عامل مهمي برای از هم پاشيدگي كانون خانواده خواهد بود.
ارتباط عاطفي با فرزندان:
بدحجابي نخستين لطمه را به خود فرد وارد مي سازد و زمينه برخوردهاي توهين آميز برخي افراد با فرد بدحجاب را فراهم مي سازد، برخي والدين با اين تصور كه رعايت پوشش اسلامي موجب محدوديت و آزار فرزندشان است آنها را از اين مصونيت محروم مي كنند. افزايش آگاهي ها، انگيزه و علاقه به رعايت موازين شرعي در وهله نخست وظيفه خانواده و سپس برعهده مسئولان اجتماعي بوده و وظيفه نيروي انتظامي در اين زمينه هشدار و برخورد با افراد خاطي است، والدين بايد محسنات حجاب اسلامي و مضرات بي حجابي را براي فرزندان خود بيان كرده و ارتباط عاطفي خود را با فرزندانشان تقويت كنند.
بي حجابي و از همگسيختگي عاطفي:
بي بندو باري و زيرپاگذاشتن ارزش هاي ديني، نهاد خانواده را از معنويت، صفا و پاكي تهي مي سازد و موجب ازهم گسيختگي عاطفي و هنجارهاي حاكم بر آن مي شود و بي بند و باري و زيرپا گذاشتن ارزش هاي ديني، نهاد خانواده را از معنويت، صفا و پاكي تهي مي سازد.
بي حجابي و علل آن:
دنياي امروز دنياي حاكميت رسانه ها و دنياي ارتباطات است و هر جامعه اي افكار خود را توليد و عرضه مي كند، و در اين ميان شانس برد و استيلاي تفكرات با گروهي است كه توانايي بيشتري در برخورداري از ابزار رسانه دارد؛ چيزي كه امروزه ما در مواجهه با تهاجم فرهنگ غرب چه از طريق اينترنت و چه ماهواره با آن روبه رو مي باشيم که در اين ميانه انفعال رسانه هاي خودي از ارائه برنامه هاي جايگزين و خوراك فكري مناسب به نسل جوان مزيد بر علت شده است. از سوي ديگر چشم و هم چشمي به وجود آمده در سايه اين همه رنگ و لعاب عرضه شده روسري ما را عقب تر كشيده و مانتوها را تنگ تر و كوتاه تر مي كند. در يك ارزيابي كلي درمي يابيم كه گروهي از بدحجابان از روي عمد بدحجابي مي كنند و اين بدحجابي ها شبكه اي و سازمان دهي شده است، اما گروه ديگر نه از روي عمد بلكه تنها به هدف عقب نماندن از غافله، بدحجاب مي شوند و از آنجايي كه ريشه اين رفتار يكسان متضاد است،طبعا برخورد متفاوتي را مي طلبد. برخي از روانشناسان معتقدند: دختراني كه از پوشش و آرايش هاي نابهنجار استفاده مي كنند از نوعي بيماري رواني به نام هيستريونيك رنج مي برند، اين بيماري شامل افرادي مي شود كه دچار كم توجهي در خانواده بوده و احساس ناامني شديدي در اجتماع مي کنند. اين افراد براي انكه احساس امنيت بيشتري داشته باشند از پوشش ها و ظواهر نابهنجار استفاده مي كنند تا توجه اطرافيان را به خود جلب كنند و احساس امنيت بيشتري كنند، اما اين رفتار آنها بالعكس موجب به وجود آمدن بيشترين آسيب هاي اجتماعي و نهايتا ناامني بيشتر آنان براي حضور در اجتماع مي شود و معمولا زندگي برده واري دارند.
راهکارها:
1- توجه به الگوي پوشش اسلامي و رعايت آن در تربيت فرزندان
2- تبليغ گسترش و اطلاع رساني صحيح از آسيب هاي بدحجابی در جامعه
3- نشر و ترويج ارزش هاي اسلامي و به کاربردن توصيه ها و فرمايشات امامان معصوم در اين زمينه
4- ترويج برنامه هاي فرهنگي در خصوص محسنات حجاب و مضرات بدحجابي از طريق رسانه هاي گروهي

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی