آخرین اخبار :
  • منتشر شده در پنج شنبه, 13 خرداد 1400 04:09
رازی که« الهه منصوریان» بعد از 10 سال فاش کرد؛

همیشه تلاش می کنم مثل «علی کریمی» باشم

دختر ووشوکار ایرانی بعد از یک دهه از تصمیم بزرگ خود در زندگی که سرآغازی برای موفقیت های دوباره اش بوده، می گوید.
الهه منصوریان که در سال های اخیر خیلی به حواشی موجود در فدراسیون ووشو توجه نداشته و با قدرت کار خود را در لیگ حرفه ای چین پیش برده، بعد از مدت ها تمرین در سرزمین اژدهای زرد در یک مبارزه دشوار با قهرمان چینی که سابقه چندین عنوان جهانی داشت، شرکت کرد. الهه خیلی مقتدرانه روی رینگ ظاهر شد و رقیبش را در کشور میزبان شکست داد تا نشان دهد تمرینات سخت و طاقت فرسای او به نتیجه خوبی منجر شده است.
* از مسابقه ات با سوپر استار چینی در Wlf بگو.
خدا را شکر می کنم به خاطر این پیروزی و تشکر می کنم از همه کسانی که در طول این مدت از من حمایت کردند و نشان دادند که چطور با شادی من به موفقیت های من شاد می شوند.
فایتر چینی که من با آن مبارزه کردم قبلاً صاحب کمربند Wlf بوده. مسئولان سازمان گاهی نفرات برتر را در همان مسابقات اول روبروی هم قرار میدهند. مسابقه من با ورزشکار چینی دقیقاً همین شرایط را داشت من به خاطر اتفاق های اخیر و ماجرای کرونا،شرایط ایده‌آل دور بودم به همین دلیل در طول این مدت تمرینات بسیار سخت و فشرده ای را پشت سر گذاشتم. حساب اینجور بازی ها با رقابت های جهانی و آسیایی کاملاً فرق می‌کند. من در این مسابقه شرایط بسیار خاص و حساسی را تجربه می کردم و می دانستم که ورزشکار چینی برای حفظ کمربند به میدان می‌آید. شاید برایتان جالب باشد که بدانید اگر کسی در هر بازی شکست بخورد از دور مسابقات حذف می شود و با توجه به این موضوع سوپر استار چینی حالا از دور مسابقات حذف شده است.من برای رسیدن به کمربند سه بازی مهم دیگر را پیش رو دارم که اگر در آنها موفق شوم میتوانم کمربند Wlf را به دست بیاورم و از آن پس می بایستی که از کمربندم دفاع کنم.
*در مورد درآمدت از سازمان Wlf میتوانی صحبت کنی؟
خیلی‌ها از من در مورد اینکه چقدر پول گیرت می آید می پرسند. می خواهم به شما بگویم که مگر به خاطر حضور در بازی‌های جهانی و آسیایی به من پول زیادی می دادند؟! اگر من در این مسابقات شرکت می کردم و مدال میگرفتم فقط به خاطر افتخار و شادی دل مردم بود. در مورد Wlf هم داستان همین است. اولین هدف و انگیزه من کسب کمربند Wlf است و بعد مباحث مالی. وقتی برای تیم ملی بازی کردم و مدال گرفتم، دو سال بعد جایزه اش را به من دادند! اما در اینجا دو ساعت بعد از پایان بازی پاداش من را پرداخت کردند.نمی گویم بحث مالی مهم نیست اما اولین هدف من افتخار آفرینی برای کشورم است.دوست دارم به همه زنان سرزمینم بگویم که آنها هم می‌توانند مثل من چنین کارهایی را انجام دهند. من در چین کار می کنم.در حال حاضر من مربی باشگاه شانگهای هستنم و آنها از من می‌خواهد تا تجربیاتم را در اختیار جوانان و نوجوانانشان قرار دهم. به هرحال زندگی من هم خرج دارد و باید از پس آن بر بیایم.
*واکنش فدراسیون به جام گرفتن تو در Wlf چه بود؟
بیست و پنجم مرداد می بایستی به صورت آنلاین در مجمع فدراسیون ووشو،به عنوان نماینده ورزشکاران حاضر شوم،اما جالب است این را بدانید که فدراسیون ووشو تا به امروز حتی یک تبریک خشک و خالی هم به من نگفته! ایرادی ندارد ،من دلخور نمی شوم، اما فدراسیون ووشو خانه من است جایی است که شب و روز در آنجا تمرین کرده ام و خودم را فرزند ووشو می دانم. خیلی عجیب است که خانواده‌ای نسبت به فرزندش تا این حد بی اهمیت باشد! پانزده سالم بود که راهی اردوی تیم ملی شدم. از همان کلنگی که آقای علی نژاد برای فدراسیون ووشو به زمین کوبید در آنجا حضور داشتم. در همان اتاق های ۴ متر در ۴ متر خوابگاه همراه با دوستانم روزها و ماه ها را سر کردم تا بتوانم در اردو حاضر باشم و برای کشورم مدال بگیرم.خدا را شکر که حالا فدراسیون ووشو جزو فدراسیون‌های موفق کشور ماست اما این فدراسیون موفق، رفیق و پدر هرگز یک پیام تبریک برای فرزندش نفرستاد!
البته من دیگر بزرگ شده ام، یک سری چیزها را نمی بینم و به دنبال اهداف بزرگتری هستم. می‌دانم که اولین مسابقه من آخرین مسابقه‌ام است و نمی گذارم چیزی تمرکز مرا به هم بریزد.از هم مردم تشکر می‌کنم. از آنهایی که مثل من در یک روستا زندگی کرده‌اند تا سلبریتی هایی که اسمشان را تریلی نمی کشد. همه آنها به من تبریک گفتند و مرا حمایت کردند. دست همه شان را میبوسم.
*درحالی که میگویند ورود خانم ها به Wlf آزاد شده اما متاسفانه هیچ خبری از پیروزی شما در رسانه ها منتشر نمی شود!
تلویزیون کوچکترین توجهی به این ماجرا ندارد. خبر جام گرفتن من فقط از طریق دوستان، همشهریان و مردم خوب کشورم پخش میشود. امروز من فیلم بازی ام را از زاویه دیگر و از جایی که دوستم با موبایلش فیلمبرداری کرده بود تماشا کردم وقتی من فایتر چینی را می‌زدم تماشاگران چینی و حتی نماینده های رسانه‌ها،چنان ناراحت می‌شدند که باورتان نمی شود راستش کمی احساس غربت کردم.احساس تنهایی. در حالی که تمام چینی ها این بازی را می‌دیدند و پشت سوپراستار شان بودند،من تک و تنها به روی رینگ رفتم و به قول شما او را لت و پار کردم.با تمام اینها دم همه آنهایی که به من تبریک گفتند،استوری گذاشتند و مرا حمایت کردند گرم. دست همه شان درد نکند و من به خاطر آنها تا گرفتن کمربند پیش
می روم.
*این بی تفاوتی و البته اهانت بعضی‌ها به ورزشکاران خانم چالشهای زیادی به وجود آورده.
بله...مثلا کار خانم یکتا جمالی بسیار بزرگ و قابل تقدیر بود و از همین جا به ایشان تبریک می گویم. نمیدانم چرا بعضی ها بی جهت موضع گیری میکنند!یک ورزشکار خانم و یک قهرمان می تواند یک مادر عاشق باشد ،یک همسر فداکار و کسی که وظایفش را به خوبی انجام می دهد. ضمن احترام به آقای داریوش ارجمند به هیچ وجه صحبت های ایشان را قبول نمی کنم و تصورم بر این است که ایشان نیز با توجه به موفقیت های ورزشکاران خانم نظرشان عوض خواهد شد.
*در جریان مسابقه‌ای که داشتی،حریف چینی بارها تلاش کرد تا با کشیدن حجابت،تمرکز تو را به هم بریزد درست می گویید در طول مسابقه حریف چینی بارها روسری من را کشید شاید چون زورش به من نمیرسید، می‌خواست از طریق حجابم تمرکزم را به هم بریزد.طبق قوانین اگر من مشغول مرتب کردن حجابم بشوم، داور می بایستی به من اخطار بدهد. اما کار خدا بود که داور چینی این کار را انجام نداد. در حالی که معمولاً داوران چینی هوای فایترهای کشورشان را دارند، این داور چینی معرفت به خرج داد. خیلی ها در مورد ماجرای حجاب از من میپرسند. باید به شما بگویم که این حجاب دیگر بخشی از وجودم شده و آن را دوست دارم قطعاً مبارزه کردن با مقنعه بسیار سخت است.جدا از گرما، تمرکز من به هم می‌ریزد و گاهی حریفان هم تلاش می کند تا از این طریق جلوی من را بگیرند اما من حجابم را دوست دارم و ترجیح میدهم تا به رغم همه این مشکلات به عنوان یک دختر با حجاب ایرانی در مسابقات حاضر شوم.
*می‌خواهم در مورد ماجرای چک های نقد نشده بپرسم!
من خیلی دوست داشتم تا در کشور خودم و در شهر خودم کاری انجام دهم و به همین دلیل تلاش کردم تا وارد یک بیزینس بزرگتر و شاید جهانی شوم و محصولات خودمان را به دیگران معرفی کنم. در این راه کلی تلاش کردم،پول خرج کردم و سرمایه گذاری کردم. اما درست در روزهایی که درگیر تمرین و مسابقه بودم،اتفاق های عجیب و غریب افتاد. کارم را خراب کردند، پولم را خوردند و چک هایشان هم برگشت خورد!چند وقت پیش از طریق وکیلم پیگیر چک ها شدم و بالاخره بعد از گذشت سال ها شکایت کردم،اما درست در آخرین روز دادگاه طرف با خانواده اش آمد و شروع به التماس کرد.دلم نیامد کاری کنم.وکیلم از آنجا خارج شد و هیچ کاری انجام ندادیم... دیگر حرفی ندارم.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی