آخرین اخبار :
  • منتشر شده در چهارشنبه, 08 مرداد 1399 05:55
«خبرشمال» از احوال اداره آموزش و پرورش استان مازندران می‌نویسد؛

چـیزی شـبیه آرزو!

 
 
 
 

ماه‌بانو صالح‌نژاد /


اشاره: با حال و روز معلمان و کارمندان آموزش و پرورش غریبه نیستم؛ مادرم مدرس و معاون مدرسه بود، از کودکی «ناظم» صدایش می‌کردم و ناظم در خستگی و نارضایتی تمام خودش را از این شغل بازخرید کرد. تلاش‌های مداومی که کسی قدرش را نمی‌دانست، مشکلات مالی و بیش از هر مشکل‌ دیگری، مسایلی که در مواجهه با دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان درگیرش می‌شد، او را از این کار زده کرده بود. تمام این سختی کار با شیوع کرونا و ادامه شرایط بحرانی، باید چندبرابر شده باشد. به دنبال کسی می‌گردم که در عین مطلع بودن از امور این اداره، جانی و حوصله‌ای درخور گفت‌وگو برایش باقی مانده باشد و هم‌صحبتم را پیدا می‌کنم. به دلایل شخصی و حرفه‌ای خواست تا نام و سمتش ناگفته بماند تا بتواند با خیال راحت از ناگفته‌های درون این اداره بگوید.

*از کرونا بگویید؛ این چندماه چه شرایطی را از سر گذرانده‌اید و چه مراحلی را طی کردید؟
از اسفندماه که شیوع کرونا تبدیل به بحران جامعه شد، مراحل مختلفی را گذراندیم. در مرحله اولیه به دستور وزارتخانه و ستاد ملی مبارزه با کرونا، تمامی مدارس تعطیل شدند و آموزش مجازی رونق گرفت. در زمینه آموزش مجازی، آموزش و پرورش ناحیه ۱ شهر ساری تراز بالایی از فعالیت و موفقیت را داشت؛ تولید محتوا و تدریس در شبکه شاد، شبکه رسمی آموزشی کشور، همکاری معلمان این ناحیه و همچنین بازرسی و سرکش مداوم به تمامی مدارس این ناحیه.
پروتکل‌های بهداشتی در مدارس ناحیه حتی در شرایط قرنطینه و خانه‌نشینی دانش‌آموزان رعایت می‌شد، چراکه بعضی خانواده‌ها برای پرسش یا ملاقات مسوولان مدرسه به این ساختمان‌ها مراجعه می‌کردند و نمی‌خواستیم هیچ ریسکی را بپذیریم. ورودی بسیاری مدارس با پوشش نایلونی محافظت می‌شوند، دریچه‌هایی برای پاسخگویی تعبیه شده و بیرون از این فضا صندلی‌هایی برای حضور اولیای دانش‌آموزان قرار گرفته‌اند که فاصله‌گذاری فیزیکی و اجتماعی در چینش آن‌ها رعایت شده است. زمانی که خانواده‌ها برای ثبت‌نام فرزندان به مدارس مراجعه کنند با چنین پروتکل‌هایی روبه‌رو می‌شوند.

*سوالات و مشکلات متداول دانش‌آموزان و والدین درباره پروسه ثبت‌ نام چیست؟ چه توضیحی برای آن‌ها دارید؟ شاید ما با چاپ این مطلب و اطلاع‌رسانی بتوانیم بر کاهش مراجعه حضوری که بسیار خطرناک است اثر بگذاریم.
امیدوارم که با پاسخ گرفتن از این توضیحات، مراجعه حضوری به اداره آموزش و پرورش و مدارس کمتر شود. گرچه ملاقات و ارتباط نزدیک با خانواده برای ما باعث افتخار است، اما در شرایط پاندمی فعلی هرچه کمتر در فضاهای عمومی جمع ایجاد شود، همه ما امن‌تر خواهیم بود. بسیاری بدون ماسک می‌آیند یا به محض ورود به اتاق‌های اداره یا مدرسه، ماسک را از صورت برمی‌دارند. این رفتار هم برای ما و هم ارباب رجوع خطرناک خواهد بود.
سوال اصلی خانواده‌ها که اخیرا تبدیل به انتقاد و پیش‌داوری شده و به گوش بعضی رسانه‌ها هم رسیده، درباره هدایت تحصیلی است. هدایت تحصیلی مختص دانش‌آموزانی‌ست که از مقطع اول متوسطه یا کلاس دهم به دوم متوسطه می‌روند؛ با توجه به نمرات درس‌های مختلف در کارنامه دانش‌آموز، مقایسه با توانایی‌های لازم در هر رشته تحصیلی، سوابق تحصیلی سال‌های گذشته، فرم علاقه‌مندی که خود دانش‌آموز پر می‌کند و صلاح‌دید مشاور تحصیلی، رشته تحصیلی آینده فرد به‌صورت پیش‌فرض تعیین می‌شود. این تعیین رشته نه به معلم‌ها و عوامل مدرسه ارتباطی دارد و نه به کارمندان اداره آمورش و پرورش، پس مراجعه به آن‌ها فایده‌ای‌ ندارد. این مساله هدایت تحصیلی برای خانواده‌ها توجیه‌شده نیست و می‌خواهند با نگاه به معدل نمرات که ممکن است ضعف‌ درس خاص یک رشته را بپوشاند و طبق سلیقه شخصی خودشان رشته دانش‌‌آموز را تعیین کنند.
یکی دیگر از دغدغه‌های خانواده‌ها مسایل بهداشتی در زمان شروع دوباره مدارس است و این‌که آینده تحصیلی فرزندشان در این پاندمی چه خواهد بود. در این زمینه باید بگویم فعلا به ما اعلام شده مدارس از ۱۵شهریور آغاز به کار کنند، اما بسته به میزان شیوع کرونا ممکن است این موضوع تغییر کند.

*ثبت‌نام امسال چه چالش‌هایی برای شما داشته؟ تغییرات و مشکلات بارز چه بودند؟
یکی از تغییرات فاحش این بود که با توجه به برخط شدن سیستم آموزشی و شرایط برابر برای دانش‌آموزان غیرانتفاعی و دولتی، همه خانواده‌ها تمایل دارند فرزندشان در مدرسه دولتی ثبت‌نام شود. با این تصمیم خانواده‌ها، حجم بالایی از دانش‌آموز به سمت مدارس دولتی با ظرفیت محدود می‌آیند که توسعه رشته‌ها در مدارس را به هم ریخته و در صورت بازگشت به شرایط عادی حضور در مدرسه، امکانات و فضای آموزش برای این تعداد دانش‌آموز مهیا نیست.
از طرفی امسال ثبت‌نام در دو نوبت انجام شده؛ دانش‌آموزان با توجه به نمرات و سابقه تحصیلی به رتبه الف و ب تقسیم شدند که رتبه الف تا ۶مرداد ثبت‌نامش تکمیل شده و رتبه ب پس از این تاریخ برای ثبت نام می‌آیند. این مساله سبب شده خانواده‌ها تصور ارزشیابی و تعیین سطح داشته باشند در صورتی که واقعیت غیر از این است و با ازدیاد دانش‌آموز و برای رعایت حقوق دانش‌آموزان کوشا این ترتیب از طرف وزارتخانه و اداره‌کل تعیین شده و مدارس نقشی ندارند.

*مخاطبان روزنامه، غیر از مردم همشهری، بسیاری از مدیران و مسوولان ادارات هستند. با آن‌ها چه حرف ناگفته یا ناشنیده‌ای دارید؟ آیا درخواست به‌خصوصی برای مسوولان رده بالاتر دارید؟
یکی از مسایلی که مدت‌هاست مطرح شده، بودجه‌ای برایش نداشتیم و نداریم و امروز کمبود آن احساس می‌شود، طراحی سایت اینترنتی مناسب برای آموزش و پرورش ‌و مراکز تحصیلی است؛ پروسه‌ای هزینه‌بر که هرگز با اقبال مواجه نشده، حتی امروز که مراجعه حضوری ظلمی در حق خود مراجعه‌کننده و ماست.
تاسیس کارگاه‌هایی در هنرستان و ایجاد فضای آموزشی مناسب در مکانی گسترده دیگر دارد شبیه آرزو می‌شود. ما برای ایجاد فضای یادگیری مناسب که به ازای هر دانش‌آموز خدماتی چون میز رسم و وسایل کارگاه موجود باشد، رو به برون‌سپاری آوردیم و از آموزشگاه‌های خصوصی کمک می‌گیریم. هزینه این کار را هم نمی‌توانیم با بودجه دریافتی سالانه پرداخت کنیم و به تعویق افتادن اجاره‌ها سبب شده دیگر آموزشگاه‌ها با ما همکاری نکنند.
یک مثال مهم دیگر این‌که ما در مدارس، هنرآموز کافی و حرفه‌ای نداریم. استخدام، تربیت معلم و میزان نیروی انسانی در نظر گرفته‌شده برای شهر ساری، پاسخگوی نیاز ما نیست. رشته‌هایی چون صنایع چوب، صنایع فلز و مکانیک، مدرس ندارند چراکه مدرس مناسب این رشته‌ها استخدام نمی‌شود.

*با توجه یه همه این مشکلات، انگیزه و پیشران شما در ادامه این شغل چیست؟ درباره شغل آموزش و پرورش چه نظری دارید، امروز که در این جایگاه هستید؟
من ۱۳سال سابقه کار دارم. در مورد خودم‌ و بسیاری همکارانم به چشم دیدم که با عشق وارد کار می‌شویم و با هزار ایده و آرمان، اما این کار ما را از لحاظ روحی و حتی جسمی و ظاهری فرسوده می‌کند. من در رشته گرافیک و هنر تحصیل کردم‌ و به عشق خلق اثر و تاثیرگذاری بر آینده هنر کشور به آموزش مشغول شدم.
واقعیت این است که در این شغل ما با جان، مال و حتی نام خود برای دانش‌آموزان‌ می‌جنگیم و اما احساس ارزشمند بودن ندارد این کار. دانش‌آموزی که شرایط ثبت نام ندارد و پدر تهدید می‌کند اگر مشغول تحصیل نشود در خیابان رهایش می‌کند، برخوردهای عجیب گاهی زیاده مغرور و گاهی عصبی و بدون اعتماد به نفس بعضی خانواده‌ها و هزار داستان دیگر که کسی نمی‌داند اما به من فشار روانی زیادی وارد کرد.
حتی رتبه‌بندی و امتیاز درون خود سیستم اداره هم ناعادلانه است؛ من امروز کارشناس ارشد هستم و می‌خواهم دکترای رشته‌ام را بگیرم اما آموزش و پرورش به من اجازه ارتقای تحصیلی نمی‌دهد و امتیازی قایل نمی‌شود، بنابر قانونی به نام یک مدرک بالاتر! حتی مواردی که در دادن امتیاز به معلمان و مسوولان در نظر می‌گیرند، مرتبط با علم و تلاش ما نیست و قواعد عجیبی دارد. همه این‌ها مرا به نقطه‌ای از خستگی رسانده که شاید در سال‌های آینده در پایه حقوق کمتر خودم را بازخرید و از این مجموعه جدا کنم.
پ.ن. خاطرم هست وقتی مادرم بازخرید کرد و برای جمع کردن وسایلش به مدرسه رفت، با چشم‌های سرخ و بینی خشکی‌زده برگشت. با خودم گفتم اصلا منصفانه نبود.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی