• منتشر شده در یکشنبه, 27 بهمن 1398 12:26
خبرشمال از فراوانی چاله‌های شهری در خیابان‌ها و کوچه پس کوچه‌های شهر و غفلت مسوولان شهری گزارش می‌دهد؛

استقبال بهاری با چاله‌های فضایی!

 
 
 
 

مائده مطهری زاده /


بوی بهار خرامان خرامان در فضای شهر می‌پیچد! روزهای سرد و یخ بهمن‌ماه آرام آرام جای خود را به روزهای سرخوشانه و لطیف اسفندماه می‌دهد و نسیم صبحگاهی، این روزها با شیطنت خاصی گرد شهر می‌گردد و خیابان‌ها را مملو از حسّ دل‌انگیز بهار می‌سازد؛ اما یکی از چالش‌هایی که می‌تواند خیابان‌گردی‌های این روزها را اندکی به کام همگان، به ویژه رانندگان تلخ کند، چاله چوله‌های شهری است که در برخی خیابان‌ها دیگر نمی‌توان از آن، به عنوان چاله یاد کرد، بلکه باید از آن با عنوان چاه یا چاله‌های فضایی نام برد!
اصلا نیازی نیست، به دنبال تپه چاله‌های خیابان بگردید، همین که چرخ اتومبیل‌تان از درب خانه به بیرون می‌غلتد، یکی یکی عین قارچ جلوی چشم‌تان سبز می‌شوند! حالا اگر روز آفتابی یا ابری باشد، که حداقل چاله‌ها را می‌بینید، اما خدا نکند در روز بارانی یا در شب، راهی خیابان شوید، این چاله‌های کوچک و بزرگ، چنان بی‌مهابا خود را به شما نشان می‌دهند که تا بخواهید بجنبید، لاستیک و نیمی از جلوبندی‌تان درون آن رفته و بیرون آمده است. تازه اگر خیابان را سیلاب فراگرفته باشد و لاستیک اتومبیل‌تان درون یکی از این چاله‌های مخوف بیفتد که باید منتظر باشید، یک ماشین یدک‌کش، شما را از این وضعیت مصیبت‎بار بیرون آورد!
*زخم بر پیکره خیابان‌ها
اين زخم‌ها در كوچه پس كوچه‌ها و نقاطي كه كمتر در ديد عموم يا مسوولان است بيش از ديگر نقاط خودنمايي مي‌كند.
نارضايتي مردم از آسفالت شهر به صورت خودجوش در تاكسي‌ها، معابر عمومي و ديگر مكان‌ها بروز كرده و رانندگان تاكسي نيز از اين موضوع براي درد و دل با مسافران استفاده مي‌كنند و در اين بين سخن از بي‌كفايتي مديران شهري به ميان مي‌آيد.
در یکی از همین روزها که شهر کم کم عطر بهار به خود گرفته است، تاکسی‌ دربست گرفته بودم و راننده محترم هم که مرد میانسالی بود، وقتی دید خیلی دیرم شده، سعی کرد مرا از راه‌های میانبر به مقصد برساند که چشم‌تان روز بد نبیند، به ناگاه درون یکی از همان چاله‌ها که معلوم است، مدتهاست به حال خود رها شده، افتاد! خیلی سعی کرد تا مراعاتم را بکند و زبان به فحاشی‌های معمول در چنین مواقعی باز نکند، اما دلش طاقت نیاورد و زیرلب، دو تا از این کمترین‌هایش را نثار جان مسوولان شهری کرد و گفت:« مگر چقدر در می‌آوریم که بخواهیم هر یکی دو ماه یکبار به خاطر افتادن در این چاله چوله‌ها جلوبندی را پیاده کنیم؟! قطعات یدکی خودرو هم که سر به فلک کشیده است! یعنی پر کردن چاله‌های شهر آنقدر سخت است که به خودشان زحمت نمی‌دهند سری به آنها بزنند و آنها را ساماندهی کنند؟!»
اما بیشترین دلیل به وجود آمدن چاله‌چوله‌های شهری، حفاری‌هایی است که از پسِ لوله‌گذاری‌های آب، گاز و تلفن، بر جای می‌ماند و متاسفانه به خاطر بی‌سلیقگی‌های پیمانکاران و عدم نظارت درست و دقیق کارفرمایان (مسوولان شهری)، آنقدر می‌ماند تا به یک چاله فضایی مخوف تبدیل شود و رانندگان بخت برگشته را دچار عذاب الیم کند. در واقع می‌روند یک جا را درست کنند، می‌زنند صد جای دیگر را هم خراب می‌کنند!
*بیشترین صدمه بر سیستم تعلیق خودروها
به طور کلی افتادن درون یک چاله بزرگ در هنگام رانندگی یک اتفاق بسیار محتمل برای رانندگان است. در صورت رخ دادن چنین اتفاقی، فشار زیادی به سیستم تعلیق خودرو وارد شده و در برخی موارد شدید حتی ممکن است صدمه‌ای به قسمت‌های مختلف خودرو، مخصوصا قطعات سیستم تعلیق وارد شود.

*کاش نهضت پر کردن چاله‌های شهری نیز به راه بیفتد
یادمان نمی‌رود که زمانی چگونه نهضت پیاده‌روسازی در خیابان‌های اصلی و فرعی شهر به راه افتاده بود و پیاده‌روها از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب شهر، همه به طور همزمان در حال ساماندهی بودند.
اکنون با توجه به نزدیک شدن بهار دلربا و در آستانه سفرهای نوروزی و حضور خیل عظیم مسافران که اغلب نیز با اتومبیل‌های شخصی راهی شمال و به ویژه شهر ساری می‌شوند، به نظر می‌رسد بهترین فرصت برای به راه افتادن نهضت ساماندهی چاله چوله‌های شهری است، همان چاله‌های عمیقی که به محض بارش باران، به دریاچه‌ای پرآب تبدیل می‌شوند و وقتی اتومبیلی درون آن بیفتد، یک فحش از راننده نثار مسوولان شهری می‌شود و یک فضیحت هم از عمق جان عابران پیاده نثار راننده بی‌نوا و بخت برگشته که خودش نیز قربانی سوء مدیریت مسوولان شهری در ساماندهی چاله‌های فضایی شهری است!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی