• منتشر شده در دوشنبه, 14 بهمن 1398 12:43
«خبرشمال» در گفت‌و‌گو با یک فعال محیط زیست از تلاش برای رو نشدن دست عاملان اصلی فاجعه میانکاله گزارش می‌دهد؛

متهمان در حاشیه امن!

 
 
 
 

مائده مطهری زاده /


فاجعه میانکاله از آن پرونده‌هایی است که هرچه روزهای بیشتری بر آن می‌گذرد ابعاد آن، گسترده‌تر و زوایای پنهان آن آشکارتر می‌شود و در این بین، هنوز هم اخبار و اطلاعات ضد و نقیض و اظهارنظرهای کارشناسان و فعالان محیط زیست و مسوولان ادامه دارد.
آخرین اظهارنظر قابل تامل در سطح استان هم مربوط می‌شود به استاندار مازندران که در نشست خبری به مناسبت دهه فجر، حفظ و احیای میانکاله را دارای اهمیت فراوان دانست و با بیان اینکه ‌راه‌های مختلف برای افزایش سطح آب میانکاله بررسی شده است، گفت: تصمیم نهایی در کارگروهی که با دستور معاون رییس‌جمهور تشکیل شد، گرفته خواهد شد.
احمد حسین زادگان با توجه به تلف شدن هزاران پرنده مهاجر در میانکاله و اینکه دخالت عامل انسانی نیز در دست بررسی است و اینکه عاملش بیماری بوتولیسم بوده یا خیر و وجود تناقضات در این مساله گفت: میانکاله طی ماه‌های گذشته با مساله خشکسالی مواجه بود که برای احیای مجدد میانکاله جلساتی با معاون رییس جمهوری نیز گذاشته شده است، راه‌های مختلف برای افزایش سهم آب میانکاله بررسی شده و کارگروهی به دستور جهانگیری معاون رییس جمهور تشکیل شد و راه‌هایی چون انتقال آب از دریا و غیره مطرح شده است، اما درباره مرگ پرندگان نیز مرجع بیان کردن علت این مساله، دامپزشکی استان است که تاکنون بحث بوتولیسم را مطرح کرده هر چند نمی‌توان بحث دست داشتن عده‌ای در مرگ پرندگان و یا بحث جلبک‌های خود میانکاله را رد یا تایید کرد چون مساله در دست بررسی نهایی قرار دارد.

*روزنی به سوی کشف حقیقت
سهیل اولادزاد، فعال برجسته محیط زیست نیز از آن دست آدم‌های دلسوز و انسان‌های شریفی است که وقتی پای محیط زیست در میان باشد، حتما در میدان حضور دارد و خود را به آب و آتش می‌زند تا روزنی به سوی کشف حقیقت باز کند.
«خبرشمال» با توجه به میزان بالای دغدغه‌مندی این فعال پرتلاش محیط زیست، به سراغ او رفت تا از مشاهدات میدانی او در روزهای اخیر (که گویی چندان هم برای او بی دردسر نبوده است)، به سرنخ‌های تازه‌تری دست پیدا کند.

*لاپوشانی در فضای باز؟!
سهیل اولازاد در ابتدا در پاسخ به این پرسش «خبرشمال» که چرا هرچه جلوتر می‌رویم سخنان مسوولان از اظهارات کارشناسان بیشتر فاصله می‌گیرد و آیا این شکاف عمیق، به معنای آن نیست که مسوولان به فرافکنی روی آورده و به نوعی می‌خواهند حقیقت ماجرا از دید افکار عمومی پنهان بماند، گفت: مساله محیط زیست، از جمله مسائلی است که اتفاقا، جای هیچگونه لاپوشانی را باقی نمی‌گذارد، چون همه چیز روی زمین اتفاق می‌افتد و برای افرادی که در جست‌و‌جوی کشف حقیقت باشند، همه قطعات پازل برای نتیجه‌گیری نهایی روشن و در دسترس است، ضمن اینکه اساسا هیچ دلیلی برای پنهان کاری وجود ندارد و مسوولان می‌دانند که حقیقت هر قدر هم دیر بالاخره روشن می‌شود.

*همه کاسه و کوزه‌ها را سر بوتولیسم شکستند
این فعال محیط زیست در ادامه با بیان اینکه در حال حاضر، مسوولان همه همت و تلاش‌شان را برای جمع‌آوری لاشه‌ها گذاشته‌اند و متاسفانه آنطور که پیداست همه چیز هم به نام طبیعت و تالاب تمام شده و قصد دارند پرونده این فاجعه را با صِرفِ نام بردن از بوتولیسم به پایان ببرند، اضافه کرد: متاسفانه مسوولان در پی پاک کردن صورت مساله بوده و این در حالی است که از سازمان عریض و طویلی همچون دامپزشکی انتظار می‌رفت تا کاملا حرفه‌ای و علمی‌ به موضوع ورود کنند، نه اینکه موضوع را سرهم بندی کنند.
وی ادامه داد: دامپزشکی در حالی عامل اصلی بروز این فاجعه را سمِّ بوتولیسم اعلام می‌کند که میکروب مولّد این سم، عمدتا در فصل گرم سال و به کمک جلبک‌ها فعال می‌شود و چنانچه این موضوع صحت داشته باشد، می‌تواند به معنای آن باشد که این میکروب به صورت مستقیم توسط شرکت‌ها به صورت پساب وارد تالاب شده است!

*محصور در میان آلودگی‌ها
اولادزاد البته در ادامه با اشاره به اینکه هنوز بررسی‌های آزمایشگاهی در این باره صورت نگرفته است، عنوان کرد: متاسفانه دور تا دور میانکاله با صنایع آلاینده محصور شده است؛ از صنایع سنگین همچون کشتی سازی و نیروگاه و...، کارخانجات شیلات، شهرک صنعتی بهشهر با آن حجم عظیم واحدهای کنسرو سازی مثل شنگر و سایر برندها، که هیچ یک به سیستم تصفیه فاضلاب مجهز نیستند و فاضلاب‌شان مستقیم راهی محوطه تالاب می‌شود تا کارخانه کمپوست بهشهر که در محدوده 5/1 کیلومتری تالاب رها شده و همچنین شیرابه‌های زباله که مسیر زهکش‌های ورودی تالاب را در پیش می‌گیرند تا حتی فاضلاب خام شهرهای گلوگاه، بهشهر و نکا و بندرترکمن و بندرگز که گویی جایی بهتر از تالاب فراموش شده میانکاله (ذخیره‌گاه بین‌المللی زیست‌کره) نیافته‌اند، همه و همه بلای جان تالاب شده‌اند و حتی این فرضیه هم چندان دور از انتظار نیست که به دلیل غفلت تلنبار شده، این آلودگی به یکباره و این چنین دهشتناک به شکوفایی و ظهور و بروز رسیده باشد!

*احتمال وجود وبا
اولادزاد با اشاره به اینکه در اظهارات اخیر دامپزشک معتمد محیط زیست که در صفحه اینستاگرام ایشان نیز قابل دسترسی است، احتمال بروز وبا نیز مطرح شده است، تاکید کرد: خونریزی در غشای سنگدان از جمله نشانه‌هایی است که برخی دامپزشک‌ها از جمله دامپزشک معتمد محیط زیست را به فرضیه بروز وبا در میان پرندگان مهاجر رسانده است.

*مهاجران بی نوا
به گفته این فعال محیط زیست، آنچه که در همان ابتدا هم مثل روز مشخص بود، این بود که مسلما منشاء این فاجعه، بیماری پرندگان نبوده است، زیرا این حادثه دلخراش، دو ماه بعد از مهاجرت نخستین گروه‌های پرندگان مهاجر رخ نمود و بنابراین احتمال هرگونه بیماری از همان ابتدا منتفی بود.
اولادزاد با اشاره به اینکه متاسفانه بیش از 15 هزار بال پرنده مهاجر در این فاجعه مرگبار به سفری بی‌بازگشت رهسپار شدند، ادامه داد: متاسفانه اظهارنظرهای فراوان در خصوص این فاجعه، شبهات را بیشتر کرده است.

*فریاد از فضای بسته
این فعال زیست محیطی، با بیان اینکه دامپزشکی، قدرت حرف زدن و اظهار نظر را از محیط زیست گرفته است، اظهار کرد: معمولا در چنین مواقع حساسی، اکثر کشورها اجازه بحث و بررسی را به همه کارشناسان خبره (غیردولتی) نیز می‌دهند تا هیچ بُعدی از ماجرا، مغفول نماند و هرچه سریع‌تر منشاء و عوامل دخیل در آن، مشخص شود، اما در ایران و برای نمونه در موضوع فاجعه تالاب میانکاله راه بر بسیاری از کارشناسان و فعالان محیط زیست بسته شده و حتی وقتی خود من، برای مشاهده میدانی به تالاب رفتم، با برخورد خشن و بسیار بد مسوولان امر مواجه شدم که این امر در خوشبینانه‌‌ترین حالت، نشان از عدم تمایل دولتی‌ها برای آشکار شدن حقیقت دارد. اولادزاد، افزود: اگر قرار است، برخوردی هم صورت گیرد، باید با شهرداری بهشهر که پسماند شهری را در محدوده تالاب رها می‌کند، یا با شکارچیان که بیست و چهارساعته در محوطه تالاب مشغول شکار هستند و هیچ مرجع و مامور دولتی هم جرات نگاه چپ به آنها را ندارد، یا با شهرک‌های صنعتی که با گذشت بیست سال، از تاسیس پاگرفتن شهرک‌های صنعتی در ایران، هنوز به سیستم تصفیه فاضلاب مجهز نشده‌اند و صنایع آلاینده و گردشگران بی مبالات و غیر طبیعت‌گرد، صورت گیرد، نه با کسانی که محیط‌زیست را چو جان خویش دوست دارند و اگر خاری به پای جانداری برود، گویی تیری به قلب‌شان اصابت کرده است.

*دولت محیط زیستی!
آنطور که پیداست و از سخنان این فعال و دوستدار محیط زیست نیز مشخص است، متاسفانه مسوولان دولتی، رغبت چندانی برای روشن شدن زوایای پنهان ماجرا ندارند و عجیب است که همه این پنهان‌کاری‌ها برای رو نشدن دست عاملان اصلی این فاجعه مصیبت‌بار در زمان روی کار بودن دولتی صورت می‌گیرد که همواره خود را دولتی محیط زیستی معرفی کرده و گویی هرچه پیش‌تر می‌رویم، ابعاد تازه‌تر و فاجعه‌بارتری از الطاف و الطفات این دولت نسبت به حوزه حساس و پرچالش محیط زیست آشکار می‌شود.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی