آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 04 دی 1397 11:51
گفت‌وگوی «خبرشمال» با هادی اسماعیلی؛ نویسنده کتاب «وارثان لینکلن»؛

از پنجره ادبیات و هنر به جهان نگاه می‌کنم

 
 
 
 

/هومن حکیمی

اشاره: هادی اسماعیلی، هم جوان است و هم پسر نماینده مجلس و هم علاقه‌مند به ادبیات و کتاب و موسیقی و... . در مواجهه‌های موردی انسانی گاه‌گاهی که با او داشتم، تلفیق این مواردی که درباره‌اش اشاره کردم با صمیمی بودنش، مجابم کرد که وجه غیر پسر نماینده بودنش، بیشتر نمایان است. با او درباره اینهایی که گفتم و نویسندگی‌اش و علاقه‌اش به فرهنگ و هنر صحبت کردیم؛ در چند قدمی ساری، به صرف کتاب و قهوه.

* برای شروع، طبق روال همه
 مصاحبه ها، یک معرفی اجمالی از خودتان برای خوانندگان ما داشته باشید.
با سلام خدمت شما و خوانندگان محترم نشریه تان. هادی اسماعیلی هستم، متولد شهریورماهِ 1367. دانش آموخته رشته کارشناسی مدیریت دولتی و کارشناسی ارشد مدیریت سیستم های اطلاعاتی از دانشگاه شهید بهشتی تهران.

* سوالی که برای من پیش آمد این بود که در این آشفته بازارِ کتاب چه شد که به سراغ ترجمه و تالیف کتاب رفتید؟
از دورانِ کودکی، علاقه زیادی به مطالعه در حوزه‌های مختلف ادبیات، فلسفه، روانشناسی، تاریخ و... داشتم. در دهه 1370، فضای مطالعاتم، اکثرا، ادبیات مذهبی بود و پدر، کتابی در این حوزه به من می داد و می‌گفت شب که از سر کار به خانه برگشتم باید برایم داستان کتاب را به طور خلاصه توضیح دهی. و این گونه، جرقه مطالعه در ذهن من زده شد و از همان دوران تا امروز، مطالعه، جزء مهمی از زندگی مرا تشکیل می‌دهد. نتایج اصرار و توصیه مداوم پدرم بر مطالعه و نوشتن، موجب شد تا در نهایت بتوانم دو کتاب تالیف کنم و نیز مقالات و یادداشت‌هایی در مجلات و روزنامه‌ها به چاپ برسانم.

* شما چه بخواهید چه نخواهید یک وجه سیاسی دارید، به خاطر شغل و موقعیت نمایندگی مجلس پدرتان؛ آقای علی اسماعیلی.  اولین ذهنیتی که برای مخاطبان ممکن است ایجاد شود این است که هادی اسماعیلی اگر فرزندِ یک نماینده مجلس نبود و از ارتباطات سیاسی پدرش استفاده نمی‌کرد شاید نمی‌توانست کتابی را به چاپ برساند. به نظر شما آیا این موضوع تاثیری دارد؟
شما زمانی می‌توانید یک مقاله یا کتاب بنویسید که مطالعه داشته باشید. نوشتن از خواندن نشأت می گیرد. اصولا در تاریخ تحولات سیاسی ایران این نظریه وجود دارد که افراد از سیاست به ثروت می‌رسند اما این موضوع وجود ندارد که سیاست منجر به چاپ کتاب فرزند یک پدر سیاسی می‌شود (با خنده). در شبکه اجتماعی که پدرم در آن فعال بود، دوستان روشنفکر و باسوادی حضور داشتند که این ارتباطات، به قطع و یقین، در افزایش توانمندی و جهت‌دهی به افکارم کمک شایانی می‌کرد. پدرم در فرایند چاپ و تامین هزینه‌های مادی تالیفاتم نقش تاثیرگذاری داشت اما محتوای کتاب و مقالاتم، محصول فکر و زحمت خودم بوده است.

* محتوای کار شما بیشتر در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی است تا سیاسی. آیا پدر شما در این جهت‌دهی نقش داشت؟
پدر فعالیت سیاسی می کرد اما هرگز دوست نداشت که فرزندانش، درگیر امور و فعالیت‌های سیاسی شوند. فضا را نمی برد به سمت سیاست و اینکه ما را در قالب خواسته های خودش ببیند، البته این اصلا بدان معنا نیست که ما با سیاست کاملا بیگانه‌ایم. پدر من مدت چهل سال در عرصه پرپیچ و خم سیاست تلاش کرد و نتیجه کارش را با رأی اعتماد مردم شهرستان‌های نور و محمودآباد در انتخابات مجلس دهم مشاهده کرد، اما من اعتقاد دارم که فرزند باید از صفر شروع کند و با توجه به تلاش و برنامه‌ریزی‌های خودش به جایی برسد. توجه و گرایش من به فرهنگ و هنر صرفا از علایق درونی خودم بوده است.

* به سراغ کتاب هایتان برویم. عنوان اولین کتاب شما «نوبل، ضیافت دانش» و دومین کتاب‌تان نیز «وارثان لینکلن» بود. چه شد به فکر تألیف این کتاب‌ها افتادید؟ 
من در دوران دبیرستان، کم و بیش رمان می خواندم اما بیشتر تمرکزم روی مطالعه کتاب های درسی‌ام بود. به دانشگاه که وارد شدم و از یک محیط روستاییِ کوچک به یک محیط بزرگ‌تر رفتم، در آن محیط تازه، دوستان جدید، خیلی روی من و اهدافم تاثیرگذار بودند تا آنجا که از همان سال اول دوران تحصیلات دانشگاهی‌ام، مطالعات جدی و مداومم در حوزه‌های مختلف آغاز شد.
همواره اعتقاد داشته و دارم که رشته‌های مختلف علوم انسانی به هم ارتباط دارند و به مثابه حلقه‌های یک زنجیره هستند؛ به همین دلیل، با آنکه در دانشگاه، رشته تحصیلی ام مدیریت دولتی بود اما در رشته‌های دیگر علوم انسانی نیز به صورت جدی و مستمر مطالعه داشتم. مثلا کتاب‌های آلبر کامو، ژان پل سارتر، فریدریش نیچه، علی شریعتی، سیمون دوبوار، ارنست همینگوی، زیگموند فروید، صادق هدایت، فئودور داستایوفسکی، ویل دورانت، کتاب‌های مرتبط با تاریخ چپ، زندگينامه مشاهير ايران و جهان، و... شروع کار مطالعاتی من بودند و از لابه لای صفحات این کتاب‌ها توانستم مسیر آینده خودم را پیدا کنم تا اینکه به تدریج جرقه‌های تالیف دو کتابم در ذهن من زده شد. همچنین باید اشاره کنم که در ایام دانشجویی وقتی به هواي كتاب‌گردي به خیابان انقلاب تهران می‌رفتم، در پرسه‌گردي هاي انقلاب و ديدن ويترين کتابفروشی ها، همواره رؤیای شیرینی را در سر می‌پروراندم که آیا می شود من هم روزی در ویترین کتابفروشی‌های میدان انقلاب یک کتابی داشته باشم!؟

* این رویای خیلی‌ها بوده و هست!
 اما داستان جالب شروع به کار نوشتن کتاب «وارثان لینکلن: تاریخ تحولات سیاسی ـ اجتماعی آمریکا (۱۹۰۰ - 2000)»؛ زمستان سال 1390 که به طور اتفاقی سخنرانی تاریخی مارتین لوترکینگ با عنوان «رؤیایی دارم» ـ که بسیاری از نظرسنجی‌های مردمی آن را از برترین سخنرانی‌های تاریخیِ ایالات متحده آمریکا برشمرده است ـ را مطالعه می‌کردم، عبارتی از متن سخنرانی، به غایت، ذهنم را به خود مشغول ساخت: «اگرچه با دشواری‌های امروز و فردا رودررو هستیم، اما من هنوز هم رؤیایی دارم. این رؤیا، رؤیایی است که ریشه‌های ژرفی در «رؤیای آمریکایی» دوانده است.» براستی «این رؤیای آمریکایی» چیست؟ این پرسشی بود که در آن زمان، شب و روز به دنبال پاسخ آن بودم. در نتیجه، به مطالعه سخنرانی‌های مشابه پرداختم تا اینکه با مجموعه «100 سخنرانی برتر تاریخ آمریکا در قرن بیستم» آشنا شدم. جسته و گریخته و با علاقه فراوان، سخنرانی‌ها را مطالعه کردم. نوع نگرش و ادبیات سیاسی نخبگان قدرت در ایالات متحده آمریکا، برایم بسیار جالب توجه بود. بنابراین تصمیم گرفتم که سیر تحولات سیاسی ـ اجتماعی آمریکا در قرن بیستم را با بهره‌گیری از دکترین‌ها و منویّات سران آن کشور، و از همه مهم‌تر با ترجمه برخی از سخنرانی‌های تاریخی و مشهور نخبگان سیاسی آن کشور اعم از رؤسای جمهور، وزاری خارجه و چهره‌های ذینفوذ و برجسته ارتش، بیان کنم. مسیر ابتدا تا انتهای کتاب که حدودا 6 سال به طول انجامید، مسیری به غایت سخت و پُرمشقّت بود، و اگر نبود مشورت و همفکری و همدلی دوستان نازنین و ارجمندم بالاخص دوست مهربان و وفادارم که در واقع آدم عطف زندگی‌ام به شمار می‌رود، قطعاً مجموعه «وارثان لینکلن» به سرانجام نمی‌رسید.  بد نیست بدانید که ایالات متحده آمریکا کشوری است با جغرافیای وسیع و تاریخ کوتاه که در حال حاضر پس از چین و هند، سومین کشور پرجمعیت جهان و پس از روسیه و کانادا، سومین کشور پهناور دنیا، و از لحاظ نژادی و گوناگونی مردم، متنوع‌ترین کشور جهان شناخته می‌شود. آمریکا، هم اکنون، بزرگ‌ترین اقتصاد جهان را در اختیار دارد و پس از اتحادیه اروپا، دومین صادرکننده (کالاها، خدمات و درآمد) در صحنه اقتصاد جهانی است. در حوزه های بهداشت و سلامت، صنایع هوا فضا و صنایع کامپیوتری، انرژی، آموزش عالی، فرهنگ و هنر و... نیز کشور آمریکا وضعیت به مراتب قابل قبول و مناسب‌تری در قیاس با سایر کشورهای جهان دارد. با این همه، در خلال تحقیق و پژوهش پیرامون مباحث مطروحه در کتابم، متاسفانه دریافتم که در عرصه شناخت و بررسی موضوعات مرتبط با کشور آمریکا، تا چه اندازه، منابع علمی، تاریخی و پژوهشی در کتابخانه‌های ما اندک است. و این فقر منابع پژوهشی در حوزه آمریکا که در حقیقت به‌عنوان یکی از قدرت‌های طراز اول جهانی به شمار می‌رود، یک انگیزه بسیار قوی در من ایجاد کرد تا با به سرانجام رساندن کتاب «وارثان لینکلن»، منبعی غنی و باارزش بر منابع موجود در حوزه آمریکاشناسی اضافه کنم.

* و کتاب دیگر؟
در مورد کتاب «نوبل، ضیافت دانش» نیز باید خدمت‌تان عرض کنم که خطابه‌های برندگان آمریکایی نوبل ادبیات که در ضیافت نوبل ـ از نخستین ضیافت تاکنون ـ ایراد شده، در این کتاب، گردآوری و ترجمه شده است. کتاب «نوبل، ضیافت دانش» زاییده عشق بی حد و حصر من به مقوله ادبیات است و خوشبختانه توانستم آن را در تابستان سال 1393 منتشر کنم.

* تجربه شما از نشر دو کتاب تان در ایران چیست؟ در حال حاضر، وضعیت بازار کتاب و صنعت چاپ و نشر در کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟
برای من واژه‌های فرهنگ، هنر، مطالعه و کتاب‌خوانی، واژه‌های به غایت مقدسی هستند و در هر شرایطی تمام تلاشم را برای اعتلای حوزه فرهنگ و کتابخوانی در کشورم به کار خواهم بست اما متاسفانه واقعیت این است که در فرایند تولید محتوا و چاپ و نشر کتاب‌هایم بسیار اذیت شدم و سختی‌های زیادی را به جان خریدم و به همین دلیل، خاطرات شیرین و جذابی از حوزه نشر و کتاب در ذهنم به یادگار نمانده است. اجازه دهید راز دلم را و کمی از تجربه‌هایم پیرامون دشواری‌های حوزه نشر و کتاب در ایران برای شما و خوانندگان محترم‌تان بگویم. قطعا با مراحل چاپ یک کتاب آشنا هستید. آماده سازی محتوای کتاب، آماده سازی اولیه کتاب شامل بررسی غلط‌های املایی و نگارشی، تایپ، صفحه‌آرایی و ویراستاری، دریافت شابک، دریافت فیپا، دریافت مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ و صحافی، و ارسال کتاب به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اعلام وصول، هفت خوان چاپ کتاب در ایران است که یک نویسنده برای چاپ کتابش باید این مراحل را گام به گام سپری کند. شاید برایتان باورکردنی نباشد که صفر تا صد تولید دو کتابم، تماما به دوش خودم بوده است و مراحل پیچیده اداری، ممیزی‌ها، پخش کتاب در کتابفروشی‌ها و از این شهر کتاب به آن شهر کتاب رفتن‌ها، همه و همه مزید بر علت می شد و دشواری کار را برای من دوچندان می‌کرد. با این همه، من در طول مسیر پرپیچ و خم نشر آثارم و وقتی که سختی‌های کار بر من غلبه می‌کرد، این بیت استاد سخن سعدی شیرازی را در درون خود نجوا می‌کردم و به آینده روشن امیدوار می‌شدم: «پس از دشواری آسانیست ناچار / و لیکن آدمی را صبر باید» .

* و وضعیت چاپ امروز کتاب؟
در مجموع، به عقیده من، وضعيت فعلی نشر کتاب در ايران، حال و روز خوبی ندارد؛ اين يك واقعيت تلخ، جانكاه و غيرقابل انكار است و باید هر چه سریع‌تر برای سانسور و ممیزی کتاب، گرانی و نوسان قیمت کاغذ، فرهنگ‌سازی کتاب‌خوانی، افت تیراژ کتاب، ساماندهی بازار پخش کتاب، عدم حمایت از نویسندگان، ناشران و مترجمین، و مشکلاتی از این دست، تدابیر و تمهیدات درست و لازم الاجرایی اتخاذ شود.

* با همه این مشکلاتی که اشاره کردید، همچنان می خواهید در حوزه فرهنگ و هنر و کتاب‌خوانی فعالیت داشته باشید؟
بله. صد در صد. پاسخ سوال شما را با این بیت خاتم الشعرا عبدالرحمان جامی می‌دهم که «انیس کنج تنهایی کتاب است / فروغ صبح دانایی کتاب است».
در نگاه من، کتاب، یار مهربان، دوست صادق و چراغ راه آینده است و از صمیم قلبم امیدوارم روزی برسد که کتاب، جزء سبد خانوار ایرانی، و مطالعه و کتاب‌خوانی، یک ضرورت و نیاز شخصی مردم شود.

* غیر از کتاب، اوقات فراغت‌تان چطور می گذرد؟
گوش دادن به موسیقی به ویژه موسیقی‌های بیکلام و همچنین ورزش کردن. تنها قدم زدن در ساحل دریا و پیاده‌روی در جنگل‌های سرسبز را نیز به غایت دوست دارم چون آرامش خاصی به روح و روان انسان هدیه می‌دهد. و البته سفر کردن!

* من سوال خاص دیگری ندارم فقط یک نکته ای را در آخر می گویم، «اسکات پلی» مجری و روزنامه نگار خیلی معروفی است در آمریکا که اخیرا بازنشست شد. جمله خوبی در مصاحبه تلویزیونی اش داشت که می گفت اگر بخواهم به شاگردان خود بگویم بین بهترین دانشگاه روزنامه نگاری در دنیا و سفر کردن کدام یک می تواند به شما کمک کند که نویسنده، روزنامه نگار و محقق بهتری شوید، ترجیح اول و دوم و سومم سفر است. البته قطعا منظورش، سفر با نگاهی دقیق و محققانه بوده نه با نگاه خوش‌گذرانی! راستی، یادم رفت بپرسم برنامه تان برای آینده چیست؟ برنامه سیاسی دارید؟!
من با حفظ احترام به واژه سیاست، صرفا از پنجره ادبیات و هنر به جهان هستی نگاه می‌کنم، چراکه اعتقاد دارم اگر در روابط با انسان‌ها و ﻣﺤﻴﻂ اﻃﺮاف‌مان از دریچه ادبیات و هنر وارد شویم، جهان بشریت با تمام متعلقاتش برای ما بسیار زیباتر و جذاب‌تر جلوه خواهد کرد.
 در مورد برنامه آینده زندگی‌ام هم باید بگویم که فعلا به جد مشغول یادگیری و تقویت زبان انگلیسی هستم چون قصد دارم برای مقطع دکتری، در یکی از دانشگاه‌های قاره اروپا یا آمریکا ادامه تحصیل دهم تا هم در رشته تخصصی دانشگاهی‌ام با مطالعه به‌روزترین بانک‌های اطلاعاتی، کتب مرجع و منابع علمی کسب علم و دانش کرده باشم و هم با سفر به اقصی نقاط دنیا و بازدید از مکان‌های تاریخی، فرهنگی، موزه‌ها و دیدن هنر و معماری کشورهای مختلف جهان بتوانم یافته‌ها و تجربیات ارزشمندی از جهان غرب به عاریت گرفته باشم.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی