آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 03 تیر 1393 11:14

گفتگو با مدیرعامل تیم بدمینتون بانوان کلوای مازندران

گفتگوی خبرنگاران رسانه‌های ورزشی مازندران با افشار راغب را گزیده‌وار می‌خوانید:
o بنده ورزشکار بودم، ورزشکار هستم و سعی می‌کنم همیشه با ورزش باشم. در رده‌های نوجوانان و جوانان آن زمانی که سن ما جواب می‌داد، ورزش به صورت حرفه‌ای امروز نبود. ولی من دور از ورزش نبودم. مشکلات زندگی طوری بود که نمی‌توانستیم به مراحل بالاتر برویم اما علاقه‌مندی‌ام به ورزش همیشه سر جای خود بوده است.
o زمانی که به ساری آمدم، همبازی بازیکنانی مثل محمد و رضا تقوی بودم. علاقه خاصی هم به بچه‌های ساری در فوتبال داشتم. یکی دو سال که به اینجا (ساری) آمده بودم با آقای مسچی یک صحبتی انجام داده بودم که آقای عمادی را به من معرفی کردند. ما مسئولیت تیمی با حدود 150 نفر نونهال، نوجوان و جوان را در ساری به گردن گرفتیم. امتیاز این تیم به نام المپیک بود که از آقای عسگری محمدیان خریدیم و تبدیل به "قنادی بلوط" و بعد هم "کلوا" شد.
o همان سال اولی که ما آمدیم، در فوتسال کمی فعالیت‌مان گسترده و خوب بود که در پایان جام رمضان در رده جوانان، تیم‌های "بلوط الف" و "بلوط ب" به ترتیب عناوین اول و دوم را کسب کردند. این اتفاق نشان از پتانسیل فوق‌العاده بالای بازیکنان ما داشت. با این بچه‌ها ما یکی دو سالی به صورت حرفه‌ای کار کردیم که در سوپر لیگ فوتبال در رده‌های نونهالان، نوجوانان و جوانان شرکت می‌کردیم. این تیم بالاخره توسط شهرداری ساری تحت پوشش قرار گرفت و از همان بازیکنان در تیم فوتسال شهروند استفاده شد. بعد از آن تیم دو قسمت شد. یکسری از بچه‌ها به فوتسال ادامه دادند و یکسری دیگر هم سمت فوتبال رفتند. روح ا... عرب، سعید ستاری و چندین بازیکن دیگری که هم اکنون در سطح اول فوتبال کشور بازی می‌کنند، از این دسته بودند.
o زور من به فوتبال نرسید. حواشی فوتبال خیلی زیاد بود. من هم به عنوان کسی که یک قنادی در این شهر دارم نمی‌توانستم در لیگ‌های دسته دو و دسته یک تیمداری کنم. سعی کردیم تیم را به صورت آماده، تحویل نماینده ساری بدهیم. مثلاً در آن زمان به تیم نوژن که سرمربیگری‌اش بر عهده رضا تقوی بود، بازیکنان خوبی تحویل دادیم. بعد از این بود که من از ورزش کمی فاصله گرفتم. با توجه به اینکه دو تا از دخترانم پس از تست در چند رشته ورزشی، علاقه‌مندی خاصی به بدمینتون نشان دادند، بنده هم به این رشته علاقه‌مند شدم.
یکی از دخترانم خیلی زود قهرمان استان شد و در استان بی رقیب بود. همین بی رقیب بودن و نداشتن یار تمرینی باعث شد تا ناخواسته با افت مواجه شود. این تجربه خوبی شد تا برای دختر دومم که الان 14 سال سن دارد با برنامه‌ریزی بهتری جلو برویم. سعی کردیم با بدمینتون‌بازان استان‌های همجوار بازی کند تا رشد خوبی داشته باشد و ارتباطش با بازیکنان هم ردیفش بیشتر باشد. خوشبختانه الان هم به یک بازیکن ملی تبدیل شده و ترسی از رویارویی با حریفان قدرتمند ندارد و الان در لیگ برتر خیلی خوب بازی می‌کند. مجموعاً این ماجرا انگیزه‌ای شد تا در این رشته به تیمداری بپردازم
و سرمایه‌گذاری کنم.
o ما از لیگ دسته دوم بدمینتون شروع کردیم. بعد از 3 سال حضور در لیگ دسته دوم توانستیم قهرمان شویم به لیگ دسته اول صعود کنیم. تقریباً 4 سال پیش (1389) بود که توانستیم به لیگ یک صعود کنیم. در همان سال اول حضورمان در لیگ دسته اول به تقویت تیم‌مان پرداختیم و یک بازیکن خوب تهرانی را به تیم اضافه کردیم و با قهرمانی در لیگ یک توانستیم به لیگ برتر صعود کنیم.
o در لیگ برتر با توجه به اینکه تیم گاز تهران تمام ملی‌پوشان را جذب کرده بود، یک بازیکن اندونزیایی به نام خانم دیان پرماتا ساری را به خدمت گرفتیم. با تمرینات خوبی که انجام دادیم، توانستیم در همان سال اول حضورمان در لیگ برتر، به مقام قهرمانی دست پیدا کنیم. با اینکه حفظ قهرمانی از به دست آوردنش سخت تر است، خوشبختانه توانستیم در سال دوم (1392) هم قهرمان لیگ برتر شویم. البته در سال گذشته خیلی اذیت شدیم. از ابتدا برنامه‌ریزی به گونه‌ای بود که میزبانی مرحله پایانی با تیم کلوای مازندران بود. در حالی که ما 9 امتیاز گرفته بودیم و در آستانه قهرمانی قرار داشتیم، بدون هیچ دلیلی میزبانی را از ما گرفتند و به شیراز دادند! در صورتی که ما در همان مرحله اول هم به شیراز رفته بودیم.
o در بدمینتون شرایط محل مسابقه بسیار حائز اهمیت است. شیراز شهری است که آب و هوای خشکی دارد و بازیکن ما هم اندونزیایی است و در جای مرطوب بازی کرده بود. این قضیه آن قدر مهم است که ممکن بود تمام ضربه‌ها اوت می‌شد!! زمانی که رفتیم اعتراض کنیم متأسفانه دیدیم که توپ بازی را هم عوض کردند. ابتدای مسابقات همه امضا کرده بودند که با توپ پلاستیکی بازی کنیم اما برای بازی آخر از "توپ پری" استفاده کردند! ما هم قصد داشتیم ادامه ندهیم.
o رایزنی‌هایی را با مسئولان ورزش استان از جمله آقای جمشیدپناه و خانم کیومرثی انجام دادیم. خانم کیومرثی با مسئولان فدراسیون تماس گرفت اما متأسفانه برخورد خوبی با ایشان صورت نگرفت. وقتی هم که خودم به فدراسیون مراجعه کردم مشاهده کردم که رئیس فدراسیون آن برخورد سابق را با بنده ندارد و متوجه شدم که دیگر برای آنها ارزش خاصی نداریم.
o من هم با بچه‌ها صحبت کردم که بروند بازی پایانی را برگزار کنند. ما معمولاً تیم گاز را با نتیجه 3 بر 2 می‌بردیم اما این بار آنها را حساب 4 بر یک قاطعانه شکست دادیم و این قهرمانی دلچسب‌تر از مرحله قبل به دست آمد اما به نظرم تداوم این کار بسیار دشوار است. اگر از طرف هیئت‌مان قدرتی نداشته باشیم، بعید می‌دانم که این مسئله بتواند تداوم داشته باشد. این تاریخچه‌ای بود از شروع کار باشگاه کلوا تاکنون.
o الحمدلله تیم آقابان بدمینتون در آمل هم خیلی خوب کار کرده و با کسب رده دوم در لیگ یک حالا به لیگ برتر صعود کرده است. در واقع مازندران از معدود استان‌‌هایی در کشور است که هم در بخش آقایان و هم در بخش بانوان در لیگ برتر بدمینتون کشور نماینده دارد و در عین حال تنها استانی هم در کشور هستیم که فاقد سالن اختصاصی بدمینتون هستیم!! سالن اختصاصی بدمینتون امکانات هزینه برداری هم ندارد.
o رئیس اداره ورزش و جوانان ساری واقعاً لطف کردند که سالن قرق را برای ساعاتی در هفته در اختیار ما قرار داده‌اند تا بتوانیم از این فضا برای تمرینات بدمینتون بازان تیم‌مان استفاده کنیم. با توجه به شرایط خوبی که این روزها بدمینتون در مازندران پیدا کرده، شاید تقاضای احداث خانه تخصصی بدمینتون در استان خواسته زیادی نباشد.
o اتفاقی رخ داده که آقای ولی دروی سرمربی تیم ملی بدمینتون کشورمان باید 3 ، 4 سالی در قائمشهر زندگی کند. خوشبختانه ایشان به بدمینتون بازان مازندرانی اعتقاد خاصی دارد. اگر از این پتانسیل به خوبی استفاده شود، من فکر می‌کنم شرایط بدمینتون استان در وضعیتی استثنایی قرار گیرد.
o در لیگ برتر بدمینتون بانوان تیم‌هایی از استان‌های گیلان، قزوین، سمنان، تهران، مازندران، فارس و اصفهان حضور دارند. این هفت تیم در 2 گروه با هم مسابقه دادند که از گروه الف تیم ما (کلوا) و فارس و از گروه ب هم تیم‌های گاز تهران و سمنان توانستند به مرحله نهایی صعود کنند. مسابقات مرحله نهایی هم در سمنان و شیراز برگزار شد.
o من از خیلی از افراد خواستم که اگر ضوابطی تعیین کنند تا ملی‌پوشان در تیم‌های مختلف در لیگ برتر تقسیم شوند. مثلاً اینکه هر باشگاهی می‌تواند فقط از 2 ملی پوش در ترکیب خود استفاده کند. با این قانون 10 ملی پوش ما در تیم‌های مختلف تقسیم می‌شوند. در این صورت تیم‌ها ناچار می‌شوند برای تکمیل نفرات خود از ملی پوشان نوجوانان و جوانان هم استفاده کنند. با این کار جذابیت مسابقات بالا می‌رود و در نهایت هزینه‌ها هم کاهش پیدا می‌کند.
o متأسفانه سرمربی تیم ملی بدمینتون، سرمربی تیم گاز تهران هم هست. در این شرایط بانوان ملی پوش جرأت نمی‌کنند به جایی جز گاز تهران فکر کنند. تنها بازیکنی که این جسارات را داشت تا در تیمی غیر از گاز تهران بازی کند، بازیکن پیشکسوت‌شان خانم نگین حمیدی‌پور بود که 15 ، 16 نفر اول کشور است.
o بازیکن خارجی هم مشکلات خاص خودش را دارد. ما به بازیکن اندونزیایی‌مان حقوق پایینی دادیم. اما امکاناتی که به ایشان دادیم مانند خانه شخصی مستقل و راننده باعث شد تا هزینه‌ها بالا برود. مراقبت‌های ویژه‌ای هم از ایشان در 18 ، 19 ماهی که در اینجا بسر می برد انجام شد و کسی از ایشان حتی شناختی پیدا نکرد چه رسد به اینکه برایش مشکلی به وجود بیاید.خانم دیان (بازیکن اندونزیایی) عضو خانواده‌ای هستند که خودشان مدرسه بدمینتون دارند. خانواده ایشان شامل 11 خواهر و برادر است. 3 نفر از این 11 تا از کشورهای مختلف سابقه حضور در المپیک را دارند. در واقع با تابعیت‌های مختلف در مسابقات شرکت کرده‌اند. پتانسیل بالایی در بدمینتون دارند و در دنیا شناخته شده هستند. شانسی که ما آورده بودیم این بود که خانم دیان به دلیل مصدومیتی که نصیبش شده بود، تیم‌های بزرگ نتوانستند وی را جذب کنند و به همین دلیل ما موفق به جذبش شدیم. با توجه به اینکه خانه تخصصی بدمینتون نداریم، دخترانم از زمینی که در خانه وجود دارد، برای تمرینات استفاده می‌کنند. بنده برای احداث خانه تخصصی بدمینتون در استان درخواست داده‌ام. حیف است با این پتانسیلی که در بین جوانان مازندرانی وجود دارد، خانه تخصصی بدمینتون نداشته باشم.
o اگر در هیئت استان روابط عمومی باشد تا رسانه‌ها را در جریان اخبار تیم‌های بدمینتون استان قرار دهد حداقل خواسته بنده به عنوان بخش خصوصی است. می‌دانم تیم آمل به لیگ برتر بیاید شرایطش از ما هم بدتر است .
o هدف بخش خصوصی از هزینه کردن در ورزش بیشتر بابت جنبه تبلیغاتی آن است ولی این هدف برای بنده در الویت دوم قرار دارد. همین که فرزندانم و سایر ورزشکارانی که در تیم من حضور دارند یک زندگی و بدن سالم دارند و به مسائلی مانند چربی خون و.... مبتلا نیستند برای من ارزشمند است .
o اهل گلایه نیستم. بنده از آن آدم هایی نیستم که وقتی وارد این عرصه شدم از کسی توقعی داشته باشم. ولی بعضی توقعات اجتناب ناپذیر است. واقعاً بابت کسب میزبانی مسابقات اذیت شدم. بنده حدود 100 کارگر دارم و هنگام بازی‌های تیم با احتساب خانواده‌های این عزیزان حدود 400 تماشاگر داریم. برای من ارزشمند است وقتی می‌بینم آنها به بستگان خود می‌گویند این تیم ما است و با قهرمانی تیم خوشحال می‌شوند.
o اگر میزبانی را طبق برنامه به ما می‌دادند چیزی کم نمی‌گذاشتیم ولی وقتی می‌بینم که دوستان میزبانی را از ما می‌‌گیرند بابت اینکه مقام قهرمانی دست به دست شود و از ما سلب شود صورت خوشی ندارد. اگر ما یک هیئت قوی داشتیم می‌توانست حق ما را بگیرد. احساس می‌کنم اشتباه کردم خانم کیومرثی را وارد این قضیه کردم. ایشان چندین بار به آنها گفت برای شما مازندران مهم نیست؟ و آنها خیلی راحت گفتند مهم است ولی اگر نمی‌خواهد بیاید، خب نیاید. ما 300 باشگاه داریم یکی هم کلوا. نباشد هم تأثیری ندارد!!
o برای تداوم موفقیت رشته بدمینتون باید یک ساختار قوی و یک رئیس هیئت قوی باشد. شعبان‌زاده رئیس اداره اقتصاد و دارایی مازندران، شخص اول مالی شخص دوم استان است. ما چطور می‌توانیم از ایشان توقع داشته باشیم که برای بدمینتون وقت بگذارد؟ جالب اینجاست که رئیس قبلی نیز رئیس اداره اقتصاد و دارایی بود. ظاهرا هر کس رئیس اداره اقتصاد و دارایی شود ریاست هیئت بدمینتون را به ایشان تعارف می‌زنند. البته آقای شعبان‌زاده به رشته کشتی کمک‌های خوبی کردند. ایشان نیات خوبی برای ورزش دارند ولی با توجه به مشغله‌هایی که دارند چه توقعی می‌توانیم داشته باشیم؟ بعید می‌دانیم ایشان هنوز دفتر هیئت را دیده باشد و حق هم دارد.
o معتقدم ابتدا انسان یک کاری را انجام دهد و سپس بیاید بگوید من کاری انجام دادم. سعی کردم آدم عمل گرایی باشم. البته کاری که کردم ناقابل بود و در مقایسه با فوتبال عددی به حساب نمی آید. زحمتی که در فوتبال می‌کشیدم بسیار بیشتر از بدمینتون بود ولی با این حال سعی کردم ابتدا در این رشته کاری انجام دهیم .
o امروز فقط آمدم بگویم که واقعاً حیف است اگر مازندران را قطب رشته بدمینتون نکنیم. استانی که دو نماینده در لیگ برتر دارد و از پتانسیل بالایی برخودار است. بدمینتون رشته مفرحی است که هم آقایان و هم بانوان می‌توانند از آن استفاده کنند و باید این رشته را گسترش داد.
o در سال آینده خانم دیان را که دیگر نداریم و خانم حمیدی فر نیز قصد بازنشستگی دارند. به همین دلیل تلاش داریم دو بازیکن ملی پوش در اختیار بگیریم (البته اگر در اختیار ما قرار دهند) و مابقی بازیکنان را از بچه‌های بومی در رده‌های نوجوانان و جوانان جذب کنیم و تیم را در جمع چهار تیم اول جدول حفظ کنیم. دخترانم به این رشته علاقه خاصی دارند. دخترم کیمیا هم به عنوان پدیده این مسابقات انتخاب شد و از او تجلیل به عمل آمد. این مسائل است که سبب می‌شود همچنین در این رشته تیمداری کنم و سهمی در موفقیت بانوان شهرم
داشته باشم.
o به ما قول دادند طبق مفاد آیین‌نامه فدراسیون، تیمی که به عنوان قهرمانی لیگ برتر نائل گردد به مسابقات آسیایی اعزام شود. پارسال و امسال این کار را نکردند. اگر فدراسیون این شرایط را در اختیار ما قرار دهد این کار را خواهیم کرد.
o ورزش در ملکت ما سودده نیست و فقط یک علاقه نیاز است تا وارد آن شوید. شما 5 سال هم از یک قناری نگهداری کنید و دوستش داشته باشید اگر برای شما چهچهه نزند به مرور زمان دل شما را می‌زند. متأسفانه ورزش در ایران برای شما چهچهه نمی‌زند ولی بدبختی اینجاست که بعضی مواقع می‌خواهند شما را بیرون کنند. به فدراسیون که می‌روم به آقای پوریا می‌گویم شما صاحب اختیار بدمینتون هستید، ملک شخصی شما اینجاست. اصلا شما می‌خواهید ما بمانیم یا خیر. اگر نه بگویید ما برویم. ماشین بنده یک ماشین مدل پایین است. اگر یک فصل تیمداری نکنم می‌توانم یک ماشین مدل بالا بخرم.
اینکه این همه هزینه کنید و دشمن داشته باشید بد است. اگر بنده بابت یک سری مسائل در فدراسیون پافشاری کنم فرزند من برای اینکه به تیم ملی و کلا به حقش برسد باید بازی‌هایش را 21 بر 15 ببرد . ولی اگر روال عادی را پیش ببرم شاید با برتری 21 – 20 نیز به تیم ملی برود.
o پیشنهاد در اختیار گرفتن صنعت ساری را به بنده دادند و من گفتم به شرطی قبول می‌کنم که بدهی‌هایش به من ربطی نداشته باشد. اگر قرار است امتیازش در اختیار من قرار گیرد با اگر و اما نباشد. بعید می‌دانم حاشیه و مشکلات این تیم برطرف شود. زیاد روی این مسئله حساب باز نکردم.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی