آخرین اخبار :
  • منتشر شده در دوشنبه, 14 آبان 1397 12:35
طنز «خبرشمال» درباره روز ملي مازندران كه خيلي هم جدي است

آرش، جواد و انتگرال14/3

 
 
 
 

/هومن حكيمي


همين‌جا، جا داره كه روز ملي مازندران رو به «آرش كمانگير» عزيز تبريك بگم و براش هر جاي اين كره خاكي كه هست، آرزوي موفقيت و سلامتي كنم؛ آي لاو يو آرش جان! زنده باشي!
از روز ملي مازندران كه بگذريم، به همين مناسبت نگاهي مي‌كنيم به چند رويداد جالب و مهم فرهنگي. اوليش فوتباله و فوتبال، اصولا ورزشي‌ست كه دو حالت بيشتر نداره. 
حالت اولش كه البته در حال از بين رفتن و انقراضه، وقتيه كه دو تا تيم با هم بازي دارن و گزارشگرش، «سرهنگ عليفره». در اين حالت يا مربيان دو تيم شعور و دانش و تخصص دارن و تيم‌هاشون رو با آرايش دفاع سه نفره مي‌فرستن توي زمين يا كلا نفهم و داغون و فلافلن و با آرايش دفاع خطي بازي مي‌كنن! حالت دوم هم كه تابلوئه، وقتيه كه گزارشگر بازي، «جواد خيابانيه». در اين حالت كلا يك وضعيت وجود داره و اونم جواد خيابانيه. يعني جواد خياباني، جواد خيابانيه و اگه اينو درك نمي‌كنين، بگم خودش بياد اين حقيقت رو توي چشماتون فرو كنه! معمولا هم گزارش بازي‌هاش تلفيقيه از مثنوي مولوي و حماسه‌سرايي فردوسي و شاهنامه (ئه، باز يادم اومد كه روز ملي مازندران رو به آرش عزيز تبريك بگم و ازش تشكر كنم!)، با مخلفاتي مثل غزال تيزپا و مقاديري از اشك و گاهي هم لبخندهاي ژوكوندطور! مورد داشتيم كه در كتاب «اسفل البيمان اليوسفي، شيفت توو مزدك علي‌الخصوص عادلشون كنترل زِد» كه درباره پيدايش علم و فن گزارشگري فوتبال نوشته شده، اشارات ويژه‌اي به اشاره‌هاي ويژه جناب خياباني شده؛ مخصوصا اونجايي كه ميگه: «اونچه كه ما و پرسپوليس مي‌خوايم، قهرمانيه و اين رو بايد در يك پروسه بلندمدت يكي دو ساعته به دست بياريم»! و البته در تاريخ ثبت شده كه بعد از بيان اين فرمايش گهربار توسط استاد خياباني در نيمه اول بازي پرسپوليس كاشيما آنتلرز ژاپن، پرسپوليس توي نيمه دوم، دو گل مي‌خوره و بازي رو مي‌باخه و كل اون پروسه بلندمدت جواد و دوستان به فنا ميره! 
مسأله و رويداد مهم ديگه‌اي كه بايد بهش بپردازيم و البته ربطي به روز ملي مازندران نداره و به همين خاطر هم، من از آرش عزيز عذرخواهي مي‌كنم و بهش قول ميدم، حتما در يه فرصت مناسب ديگه مزاحمش بشم، (آرش جان، تو در هر حالتي توي قلب مايي و داداش مايي!)، صحبت‌هاي عميق و كارشناسانه‌ايه كه مديركل جديد میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری گیلان، فرمايش كرده و كلا ما و اهالي گيلان رو داراي افق بازتري نموده!
ايشون هنوز تشريف نياورده، فرموده كه؛ « صنایع‌دستی گیلان به دلیل عرضه کالای خارجی به‌ویژه چینی در حال از بین رفتن است»، كه واقعا از يك مدير انتظار نميره اين جمله رو بگه! چون برادران چيني ما، كلا برادران چيني ما هستند و كسي نبايد با اين‌جور انتقادها، دلشون رو بشكنه و خداي نكرده باعث دلسردي اين دوستان در راه توليد بشه!
آقاي مديركل البته اين رو هم فرمودن كه؛ «دست‌هایی پشت پرده است و نمی‌گذارند صنایع‌دستی ما رشد کند» و ايضا اشاره كردن كه؛ «برنامه‌هایی برای توسعه صنایع‌دستی در استان داریم» و دقيقا وقتي به اين قسمت فرمايش‌شون رسيدن، جوري به افق و دوردست‌ها نگاه كردن كه آدم، مور‌مورش ميشه! منتهي نمي‌دونم چرا نگفتن كه چه برنامه‌اي براي توسعه صنايع‌دستي گيلان دارن اما خب همينكه تاكيد كردن برنامه دارن، خودش مايه مباهات و افتخار ماست!
البته من در همین حين كه داشتم صحبت‌هاي مهم مديركل جديد میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری گیلان رو مي‌خوندم، به ذهنم رسيد كه كاشكي آرش، وقتي داشت اون تير رو از كمانش رها مي‌كرد، جوري پرتاب مي‌كرد كه گيلان هم جزو مازندران بشه چون اون‌وقت ديگه وضعيت صنايع‌دستي گيلان هم مثل مازندران اوكي و مطلوب مي‌شد! 
خب آرش عزيز، بازم بهت روز ملي مازندران رو تبريك ميگم و آرزو مي‌كنم هر جا كه هستي خوش و سالم و سرحال باشي! فقط كاشكي موقع پرتاب اون تير كوفتي، انتگرال «عدد پي» رو هم در نظر مي‌گرفتي كه اينجوري دهن ما سرويس نشه! البته خب از اين جيب به اون جيبه و تير، كلا پرتابم بشه، جاي
 دوري نميره!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی