آخرین اخبار :
  • منتشر شده در دوشنبه, 15 مرداد 1397 07:38
خبرشمال از شرح حال این روزهای سرزمین مادری گزارش می دهد

کشاورزی مازندران از واقعیت تا رویایی دور!

 
 
 
 
 
 

خبرشمال / مائده مطهری‌زاده

نمی‌دانم. شاید این روزها که باید خود را برای جشن برداشت برنج، در سراسر مازندران آماده کنیم، چندان مبارک و خوش‌یُمن نباشد که از در راه بودن سوگی بزرگ‌ سخن بگوییم.

اندوهی عظیم که نه فقط کشاورزان را در قطب کشاورزی ایران به سوگ می‌نشاند بلکه همه ایران را در حسرتی عمیق فرو می‌برد و آن ‌هم، به شماره افتادن نفس کشاورزی در این خطه حاصلخیز و سرسبز کشور است.
بنا به نظر کارشناسان مربوطه در حوزه‌های کشاورزی و آب و خاک، ما در طول سال‌های اخیر، آنقدری که از نعمت‌ها و برکات این اراضی حاصلخیز دشت کردیم، چیزی به آن اضافه نکردیم و حتی بدتر از آن، در خوردن نیز حریصانه و طماعانه، چنان گوی سبقت را از یکدیگر ربودیم که به اصطلاح آش را با جاش خوردیم و هیچ چیز برای صاحبخانه(زمین‌های حاصلخیز و آب‌های سطحی و زیرسطحی) برجای نگذاشتیم. شاید اگر یک نگاه به وضعیت اسفبار سدهای مازندران و آب‌های زیرزمینی مازندران بیندازیم، متوجه عمق فاجعه بشویم.

*سدهای مازندران در جدال با بی‌آبی
مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای مازندران، در حالی از نفس‌های آخر سدهای استان خبر می‌دهد که برخی کشاورزان مازنی همچنان در فکر کشت رتون هستند.
محمدابراهیم یخکشی، در این باره ‌با اعلام اینکه ذخایر سدهای مازندران به پایین‌ترین حد خود رسیده است، می‌گوید: برداشت بیشتر از آن برای پایداری سدهای استان خسارت به بار می‌آورد.
یخکشی برای اثبات حرف‌های خود، به وضعیت وخیم سد شهیدرجایی ساری اشاره کرد و افزود: این سد عظیم، گنجایش ذخیره آبی به میزان 167 میلیون مترمکعب را دارد و در برخی از سال‌ها نیز شاهد سرریزشدن آن بوده‌ایم، اکنون به پایین‌ترین حد ممکن و در حد پایداری رسیده است.
مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای مازندران همچنین با بیان اینکه رهاسازی آب از سدهای مازندران تنها برای کشت اول برنج بوده که روزهای پایانی آن را می‌گذرانیم، تصریح کرد: در سدهای استان آبی نداریم که برای کشت دوم در اختیار کشاورزان قرار گیرد.
یخکشی با اشاره به اینکه منابع آب‌های زیرزمینی تحمل برداشت‌های بی‌رویه و بیش از حد را ندارند، بر این امر مهم برای چندمین بار در طول روزهای اخیر تاکید کرد که پروانه صادر شده برای بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی تنها برای انجام کشت اول بوده است و نه بیشتر از آن.

*واردات به زودی پایَش به مازندران نیز باز می‌شود
این اتفاق در حالی می‌افتد که به نظر برخی از کارشناسان امر، همچون علیرضا عبداله‌پور که با خبرگزاری ایسنا گفت‌و‌گو می‌کرد، وضعیت زمین‌های کشاورزی مازندران، نیز دست‌کمی از آب‌های آن ندارد. این کارشناس خاک و کشاورزی با اعلام هشدار درباره وضعیت کشاورزی، مازندران را در آینده نزدیک استانی واردکننده در حوزه محصولات کشاورزی دانست.  علیرضا عبداله‌پور، به مشکلات عمده صنعت کشاورزی استان اشاره و اظهار کرد: عدم وجود زیرساخت‌های مناسب در بسترهای کشاورزی نظیر سیستم‌های آبیاری مدرن، استفاده نابه‌جا و بی‌رویه از کودهای شیمیایی، عدم حمایت از بازار محصولات کشاورزی و تغییر کاربری اراضی کشاورزی، آسیب‌های جبران‌ناپذیری را عاید این صنعت ریشه‌دار استان کرده است.

*اهمیت آب و خاک در کشاورزی 
وی با بیان اینکه برای یک سانتیمتر     مربع از خاک حاصلخیز به‌طور میانگین به 30 تا 100سال زمان نیاز است، گفت: عدم حضور یا ورود مؤسسه، اداره یا سازمانی که به‌طور جدی عهده‌دار حفاظت از منابع آب و خاک باشد کاملا مشهود بوده و نیاز به پاسداشت از فاکتورهای اصلی کشاورزی در این برهه از زمان امری ضروری است. عبداله‌پور با توجه به اندیشه و نگرش مردم و مسئولان درباره محیط‌زیست و منابع طبیعی یادآور شد: متاسفانه بسیاری از افراد جامعه به محیط‌زیست و منابع طبیعی به عنوان انفال عمومی نگاه نکرده و آن را میراثی برای آیندگان در نظر نمی‌گیرند و این دقیقا مشکل اساسی ما در طول سالیان اخیر بوده است که چنان شیره جان منابع زیرزمینی و روزمینی را کشیده‌ایم که نه تنها برای آیندگان بلکه حتی در آینده‌ای نه چندان دور، برای ادامه حیات خودمان نیز چیزی از آن باقی نمانده است!
وی در ادامه سخنانش اضافه کرد: تبعات این نگرش اکنون سبب محدودیت کشت برنج در کشور به دلیل کمبود آب و خاک شده به‌ طوری که از 31 استان، تنها گیلان و مازندران مجوز ارائه این محصول را دارند؛ کما اینکه این روزها شاهد آن هستیم که حتی در مازندران و گیلان نیز کشاورزی با چنگ و دندان انجام می‌گیرد.

*کاهش سطح زیرکشت اولین تهدید برای کشاورزی 
این محقق و پژوهشگر حوزه خاک‌شناسی با اشاره به اینکه کاهش سطح زیرکشت محصولات کشاورزی و فشار جمعیت دو عامل تهدیدکننده صنعت کشاورزی در مازندران هستند، خاطرنشان کرد: تغییر کاربری اراضی کشاورزی که تا حدود زیادی در سنوات قبل انجام گرفت، باعث تخریب بسیاری از اراضی شد و صدمات زیادی را به بدنه این صنعت وارد آورد. 
وی از ساخت‌وسازهای غیرمجاز در اراضی به‌عنوان آفت بزرگ صنعت کشاورزی نام برد و افزود: دادن مجوزهای غیرقانونی و استفاده نابه‌جا از زمین‌های کشاورزی برای گسترش زندگی شهری و روستایی با اعمال ساخت‌و‌ساز در آن‌ها بزرگ‌ترین خسارت را به کشاورزی استان وارد آورد.  عبداله‌پور، مقصر اصلی در کاهش سطح زیرکشت محصولات را مسئولان و متولیان حوزه کشاورزی دانست و تصریح کرد: چنانچه حمایت از بخش کشاورزی توسط دستگاه‌های ذیربط به هر طریقی انجام می‌گرفت، هرگز کشاورز مازندرانی برای تبدیل اراضی خود وسوسه نشده و سود مکفی عاید شده از فروش محصولات می‌توانست وی را به پاسداشت و حفظ کشاورزی امیدوار کند.

*فشار جمعیت، تهدید دیگر کشاورزی استان 
وی با نگاه ویژه به پدیده افزایش جمعیت و فشار بی‌رویه جمعیت مهاجر به استان به عنوان یک تهدید گفت: ظرفیت منابع طبیعی استان مازندران پذیرای این جمعیت شناور و مهاجر نبوده و مصداق آن را در ایام و فصول تعطیلات به عینه شاهد هستیم. 
این کارشناس کشاورزی با یادآوری این مطلب که منابع آبی استان درست مدیریت نمی‌شوند، خاطرنشان کرد: گرم شدن کره زمین، کمبود نزولات جوی، عدم هدایت اصولی آب‌های سطحی در مازندران باعث کمبود آب شرب برای ساکنان در برخی مناطق شده است. 
عبداله‌پور اضافه کرد: حال با وجود چنین مشکلاتی شاهد افزایش جمعیت مهاجر به استان هستیم و این موضوع عرصه را برای ساکنین شهرهای استان تنگ‌تر خواهد کرد.

*80 تا 90 درصد منابع آبی مربوط به کشاورزی است 
وی هدررفت آب در بخش کشاورزی را بین 80 تا 90 درصد عنوان و تاکید کرد: عدم نگرش مدرن در صنعت کشاورزی و استفاده از تکنولوژی‌های روز دنیا در این صنعت باعث هدررفت فراوان آب در این حوزه شده است. 
عبداله‌پور با اشاره به فرمایش مقام معظم رهبری در مورد محیط‌زیست که فرمودند محیط‌زیست میراث آیندگان است و باید مورد توجه قرار گیرد، گفت: مسئولین و متولیان حوزه کشاورزی باید با به‌کارگیری از تجربیات کشورهای توسعه یافته در این صنعت، به مدد این بخش آمده و توان حمایتی خود را افزایش دهند. 
وی با اعلام هشدار درباره آینده کشاورزی در استان‌های شمالی خاطرنشان کرد: چنانچه این روند نزولی برای کشاورزی ادامه داشته باشد این صنعت در مازندران به خطر افتاده و در آینده نزدیک مازندران به یک واردکننده محصولات کشاورزی بدل خواهد شد.
کشاورزی، در حالی در مازندران، به‌سرعت از واقعیت به یک رویای دست‌نایافتنی تبدیل می‌شود که حرص ما برای دست‌یابی به عصاره جان منابعش تمامی ندارد! آنچنانکه هیچ گوشی شنوا و هیچ چشمی بینای آنچه که از زبان کارشناسان می‌شنود و حقیقتی که بر روی زمین می‌بیند نیست.
شاید این داستان، حکایتی تلخ از وضعیت این روزهای مازندران باشد.

*داستان درخت
روزی حکیمی از آبادی می‌گذشت؛ در میانه‌های راه، به درختی تنومند رسید که کبوترانی چند بر روی آن لانه داشتند. سیمای پر از درد و آلام درخت، حکایت از زندگی پرفراز و نشیب آن در گذر ایام داشت.
حکیم که مشاهده وضعیت رقت‌بار درخت برایش دشوار آمده بود، سراغ خانه کدخدا را گرفت. رهگذری می‌گذشت، حکیم به نزد او رفت و از او خواست تا نشانی خانه ریش‌سفید آبادی را از او بگیرد. 
حکیم بعد از خداحافظی با رهگذر، راهی خانه کدخدا شد. خانه کدخدا، خیلی دور نبود. حکیم بعد از دوبار در زدن، وارد خانه شد. سلام داد و به اتاقی که برای میهمان‌ها ترتیب داده شده بود، رفت. کدخدا آماده شنیدن بود.
حکیم از وی خواست تا از روزگار درخت برایش بگوید و کدخدا که عطش دانستن را در چشمان حکیم می‌دید، به‌سرعت شروع کرد به سخن گفتن.
کدخدا گفت:« این درختی که تو در راه آمدن با آن برخورد کردی، روزی، درخت پرنشاط و سرسبزی بود. همه اهالی، روزگاری آن را گرامی‌ می‌داشتند و علاوه بر آنکه از ثمره‌هایش (میوه‌ها و نعمت‌هایش) بهره می‌بردند، خدا را بابت داشتن چنان درخت سبز و پرباری شکر می‌گفتند. بزرگترها او را مایه خیر و برکت زندگی‌شان می‌پنداشتند و کودکان‌شان نیز روزها گرداگرد آن مشغول بازی شده و از میوه‌های ترد و آبدارش می‌خوردند و لذت می‌بردند تا اینکه یک روز، طوفان حوادث، درخت را از جای کند و ریشه‌های محکمش را از دل خاک بیرون آورد. از آن روز به بعد، دیگر کسی سراغی از درخت نگرفت و اوضاع درخت، اکنون همینی است که مشاهده کردی. بی‌بار و بر و زرد و بیمار. درختی که روزگاری پر از زندگی بود، اکنون روح مرگ در آن حلول کرده و بعید نیست که همین روزها با وزش نسیمی کوچک، برای همیشه زندگی را بدرود گوید. آری.این است سرنوشت محتوم بهشت پرنعمتی به نام مازندران که روزی درختی سرسبز بود که نیاکان ما آن را هدیه‌ای از جانب خدا می‌دانستند و گرامی‌اش می‌‎داشتند، اما ما با ندانم‌‎کاری‌ها و غفلت‌هایی که از سوءتدبیرهایی بزرگ ناشی می‌شد، کودکانه از میوه‌های آبدارش (منابعش) خوردیم و بلایی به روزگار درخت، (سرزمین مادری‌مان، مازندران) آوردیم که حتی برای سرپانگهداشتن خود نیز دیگر جانی در بدن ندارد، چه رسد به اینکه بخواهند زندگی ببخشد.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی