آخرین اخبار :
  • منتشر شده در چهارشنبه, 10 آبان 1396 06:15
عضو هیأت مدیره تعاونی پرورش دهندگان ماهی در گفت‌و‌گو با «خبرشمال» از توجیه‌ناپذیری اقتصادی در بخش صنایع وابسته به این محصول دریایی خبر داد

کشت برنج در مزارع پرورش ماهی!

 

 

 

خبرشمال / گروه اقتصادی
اکنون سال‌هاست که کشورهای مختلف دنیا علاوه بر زنده‌ و یا تازه‌خوری ماهی، به صنایع وابسته آن، از جمله کنسروسازی و فرآوری و بسته‌بندی و ... نیز روی آورده‌اند تا علاوه بر استفاده از فواید تازه‌خوری آن، بتوانند از گوشتِ پرفایده آن، برای مصارف دیگر نیز بهره ببرند.
اما استان مازندران که در یک نگاه کلی، یک استان عقب مانده به لحاظ صنعتی است، در این حوزه نیز از کمبودهای بی‌شماری رنج می‌برد.
کمبودهایی که باعث شده تا نام مازندران در صنایع وابسته ماهی، به اندازه استان‌های جنوبی کشور، بر سر زبان‌ها نباشد!
به همین خاطر، بر آن شدیم تا برای شنیدن دغدغه‌ها، مصائب و مشکلات و مضیقه‌ها و البته پیشنهاداتِ فعالان شاغل در صنایع وابسته ماهی، با یکی از باتجربه‌ترین‌ها و باسابقه‌ترین‌های این قشر، باب گفت‌و‌گو را باز کنیم.
این سطور، ماحصلِ گفت‌و‌گوی ما با محمد گشتاسب‌زاده، کارشناس ارشد جانورشناسی آبزیان با گرایش تکثیر و تولید مثل، دبیر انجمن صنایع همگنِ شیلاتی استان مازندران، عضو هیات مدیره تعاونی پرورش دهندگان ماهی استان و همچنین عضو شورای مرکزی خانه کشاورز است.

*جناب گشتاسب‌زاده با توجه به تحصیلات تخصصی دقیقا چندسال است که در حوزه صنایع وابسته ماهی و آبزیان، مشغول به فعالیت هستید؟
من الان دقیقا 46 سال است که در صنعت بسته بندی ماهی فعال هستم و بر روی جنبه‌های مختلف ماهی، از تولید و پرورش گرفته تا تکثیر و بیماری‌‎های شایع آن تحصیل و تحقیق کردم.

*صنایع وابسته ماهی، ابتدا با کدام اتفاق و یا اتفاقات در مازندران پاگرفت؟
با صید نخستین ماهیان کیلکا، در اوایل دهه 60 از دریای خزر، ضرورت بهره‌گیری از لنج‌های بزرگ برای صید این ماهیان نیز بیش از پیش احساس شد. به این ترتیب، سفر اولین گروه از لنج‌سازانِ جنوبی به این شمال کشور، آغاز شد. به دنبال این اتفاق، برنامه تولید روغن و پودر ماهی از کیلکا که سابق بر این از منطقه جنوب و یا کشور پرو وارد می‌شد، در راستای پشتیبانی از غذای طیور در دستور کار قرار گرفت.
متاسفانه در آغاز راه و با وجود حجم بالای صید کیلکا ماهیان خزر، هیچ توجهی به بهره‌گیری از این ماهی برای مصارف انسانی صورت نمی‌گرفت؛ تا اینکه بالاخره آرام آرام، نخستین کارخانه فرآوری و بسته‌بندی ماهی کیلکا، در کنار یک کارخانه کنسروسازی کیلکا، آغاز به کار کرد.

*اوضاع صید ماهی کیلکا در زمان فعلی چگونه است؟ (آیا به همان اندازه از رونق و فراوانی در گذشته برخوردار است؟)
خیر- متاسفانه امروزه مشکلات عدیده‌ای وجود دارد که صید کیلکاماهیان و بدنبال آن، بهره‌گیری از آن، در کارخانجات و صنایع وابسته را با دشواری روبرو ساخته است.
در سال‌های اخیر، وجود و زیست خصمانه یک جانور آبزی به نام «شانه‌دار» که از دسته نرم‌تنان بوده و نخستین بار از طریق کشتی‌هایی که از کانال دن در دریای سیاه به اینجا ‌آمده‌است، زندگی و تولیدمثلِ آبزیان، به ویژه کیلکاماهیان را بشدت تهدید کرده تا جایی که هر ساله رفته رفته از تعداد این ماهیان، در دریای خزر کاسته شد.
این اتفاق تلخ زیست‌محیطی سبب شد تا خیل کثیری از لنج‌داران شمال در گیلان و گلستان که در زمان رونق صید، تعدادشان از 200 فروند نیز تجاوز کرده بود، به صرافت افتاده و در پی آن، کار تمامی کارخانجات وابسته به صید کیلکا نیز به شدت مختل شده بود؛ 
این در حالی بود که صید ماهی کلیکا تا قبل از آن نیز تنها در کمتر از نیمی از روزهای سال حدود (110) روز خلاصه می‌شد، زیرا در روزهای مهتابی و در زمان تلاطم دریا و همچنین در دو ماهه ابتدایی فصل بهار به دلیل تخم‌گذاری، امکان صید کیلکا وجود نداشت!
بنابراین علاوه بر محدودیت‌های زمانی که کار صیادان را دچار اختلال می‌کرد، کاهش صید در روزهای صید هم مزید بر علت شده بود.
در این میانه، دولت، سعی کرد تا با بخشودگیِ کارمزدها و بدهی‌های لنج‌داران و حتی فراتر از آن، خریداری تعداد زیادی از لنج‌ها، بخش اعظم مشکلات صیادان را رفع کرده و خیال آنان را از این بابت راحت کند، اما متاسفانه، دولت، کارخانه‌های صنایع بسته‌بندی و فرآوری ماهی کیلکا را که بشدت در مضیقه‌های مالی ناشی از افت شدید صید کیلکاماهیان در دریای خزر گرفتار آمده بودند، به کلی از یاد برد و آنان را با مصائب‌شان، تنها گذاشت! و این در حالی بود که لنج‌داران تنها هزینه بهره‌برداری و برداشت را می‌پرداختند، اما کارخانه‌ها از صفر تا صد هزینه‌ها، (کاشت، داشت و برداشت) را پرداخت می‌کردند.

*الان در حال حاضر، وضعیت کارخانه‌های وابسته به چه صورت است؟ آیا هنوز هم اندر خم یک کوچه از حمایت‌ها هستند؟
شوربختانه، طی این مدت، نرخ کارمزد بانک‌ها و هزینه‌های تولید، روز به روز افزایش پیدا کرده و از سوی دیگر، تعداد روزهای کارکرد نیز به شدت با کاهش مواجه شد و شاید امروز با قاطعیت بتوان گفت که این صنعت تقریبا فلج شده است!
امروز، بعضی از این شرکت‌ها و کارخانجات، برای آنکه سرپا بمانند، ناچار به خریداری مواد اولیه از جنوب شدند و به این ترتیب که اکنون ماهی را از جنوب، با قیمت به قرار کیلویی 2 تا 3 هزار تومان خریداری کرده و با سرمایه در گردش یک میلیاردی کار می‌کنند و این در حالی بود که در زمان رونق صید و تولید، ماهی کیلکا به ازای هر کیلو 40 تومان خریداری شده و چرخ کارخانه با سرمایه در گردش 50 میلیون تومانی به خوبی می‌چرخید!
طی این دوره، تعدادی از کارخانه‌ها نیز با یک وقفه دو تا سه ساله، مجددا آغاز به کار کرده بودند و حال آنکه، این بار با مشکلات عدیده‌ای از جمله سر به فلک کشیدنِ جرایم دیرکرد و کارمزدهای نجومی بانک‌ها، از دسترس خارج شدنِ کارگران ماهر و روی آوردن به کارگران تازه کار، ناکارآمد شدن قوه تبلیغ و بازاریابی و از همه مهم‌تر، از دست دادن بازار کار، مواجه بودند.!

*اکنون با همه این تفاسیر، هزینه تهیه و تولید یک قوطی کنسرو ماهی چقدر است؟
برای تهیه و تولید یک قوطی کنسرو 180 گرمی، در گذشته، حدودا بین 800 تا 1000 تومان هزینه می‌شد، اما آرام آرام، با تغییر قیمت ارز، افزایش هزینه‌ها، بالا رفتن دستمزد کارگران و افزایش قیمت سوخت، حمل و نقل، وسایل یدکی، تعمیرات و ... هزینه تولید یک قوطی کنسرو، به مبلغی در حدود3 تا 3 هزار و 500 تومان افزایش یافت و این در حالی‌ست که، طی سال‌های اخیر، قدرت خرید مصرف‌کننده بشدت رو به کاهش گذاشته و اوضاع به گونه‌ای شده است که اگر در اوایل دهه 80، سه دهک بالای خانوارهای ایرانی قادر به خرید ماهی(چه از نوع تازه و چه کنسرو) آن بودند، در دهه نود، همراه با کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان، به یک دهک کاهش یابد؛ حال آنکه فرهنگ استفاده از ماهی، به عنوان یکی از سالم‌ترین و پرخاصیت‌ترین غذاها تازه چند سالی‌ است که جای خود را در اذهان عمومی باز کرده است و در سال‌های دهه 80، هنوز مردم به این میزان از آگاهی در خصوص مصرف ماهی نرسیده بودند!

*چه تعداد از ماهی صید شده در دریای خزر، به مصرف مردم استان می‌رسد و آیا برای مازاد آن، چاره‌ای اندیشیده شده است؟!
استان مازندران، به دلیل برخورداری از شرایط اقلیمی استثنایی، ساحل وسیع، روان آبها، بالاترین نرخ تولید و صید و پرورش ماهی را طی بیست سال گذشته به خود اختصاص داده است. 
لازم به ذکر است که از سواحل این استان، در سال 95، بیش از هشتاد هزار تُن، انواع ماهی گرمابی، پرورشی، سردابی، استخوانی، کیلکا، خاویاری و... صید شده است.
از این میزان، تنها کمتر از 25 هزار تُن، سهم مردم استان است و بدیهی‌ست که مازاد بر آن باید به استان‌ها و یا حتی کشورهای دیگر، صادر شود، اما با کمال تأسف، به دلیل کاهش نرخ فروش و عدم توان مصرف‌کننده، طی سه سال گذشته، این فعالیت، از توجیه اقتصادی خود، خارج شده است و پرورش دهندگان، دیگر، انگیزه‌ای برای توسعه فعالیت خودشان ندارند؛ تا جایی که تعداد زیادی از مزارع پرورش ماهی در سال 95-96 به شالیزار تبدیل شدند!

*پیشنهاد شما به عنوانِ یکی از فعالان باسابقه در عرصه صنایع وابسته به ماهی چیست؟ 
اکنون با توجه به اینکه تولید، توجیه اقتصادی خود را از دست داده است و هم پرورش‌دهندگان ماهی و هم تشکل‌های مرتبط، رو به ورشکستگی رفته‌‌اند و همچنین از آنجا که در مقابل امکانات بالقوه و ظرفیت‌ها و مزیت‌های شیلاتی استان، این حجم از عقب‌ماندگی، قابل قبول نیست، اولین راهکارهای موجود برای برون‌رفت از این وضعیت، توجه به حمایتِ مالی، بانکی و پشتیبانی فنی-مشاوره‌ای از تولیدکنندگان، برای منطبق کردن با شرایط موجود، از طریق بخشودگی وام‌هایشان و همچنین ارائه اعتبارات با کارمزدهای کم به تولیدکنندگان واقعی و حمایت هر چه بیشتر از صنایع فرآوری و بسته‌بندی، به منظورِ افزایشِ ارزش افزوده در تولید و توقف خام فروشی، تا رسیدن به ایجاد اشتغال مؤثر در این زمینه است. راه‌حل دیگری که در این زمینه باید تعقیب شود، تامین نیازهای خانواده‌هایی است که به هر دلیلی، قادر به مصرف ماهی زنده و تازه نیستند! (زیرا امروزه شاهد آن هستیم که بسیاری از خانوارها در جوامع شهری، به ویژه زوج‌های جوان، از خریداری و پاک کردن و پخت ماهی تازه تمایلی ندارند.) در اینجا خوب است به این موضوع نیز اشاره کنم که صادرات ماهی تازه به کشورهای همسایه از جمله به عراق، به دلیل فسادپذیری آن و دشواری حمل و نقل در سال‌های گذشته، به شدت کاهش پیدا کرده و این تنها به دلیل ضعف موجود در سیستم حمل و نقل و تخلیه حفره شکمی ماهی بوده است.
و نکته اصلی اینجاست که اگر ما از ابتدا در کنار ماهی تازه، ماهی فرآوری شده را نیز به این کشور همسایه صادر می‌کردیم، امروز، نه تنها از حجم صادراتِ ما کم نمی‌شد، بلکه افزایش هم می‌یافت؛ چرا که سرانه مصرفِ شهرها و استان‌های غیرساحلی ما نزدیک به یک کیلوگرم در سال است و این بازارِ نهفته، خود می‌تواند جاذب تمامی محصولات امروز و چندبرابر شدن آن در سال‌های آینده باشد.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی