• منتشر شده در جمعه, 16 خرداد 1393 05:52

ارثیه مازندران به گلستان ؟!

گفتگو با اولین استاندارگلستان / بخش دوم

در بخش نخست گفتگوی ما با سید ابراهیم درازگیسو، نخستین استاندار گلستان، مسائل گوناگونی از جمله چگونگی تأسیس و تشکیل استان گلستان و چالش های پیش روی اولین استاندار در آغاز راه و برخی معضلات استان تازه تأسیس گلستان در سال 76 مورد بحث و بررسی قرار گرفت و اکنون قسمت دوم این گفتگو که حاوی مباحث و موضوعات مختلف مربوط به دوران پس از آغاز به کار استانداری گلستان می باشد را با هم می خوانیم :.
پس از انتصاب و معارفه شما ، نخستین اقداماتی که به عنوان اولین استاندار انجام دادید چه بود؟

اجازه بدهید در ابتدا اشاره کنم که اولین کاری که باید انجام می شد در اختیار گرفتن یک ساختمان مناسب برای استانداری بود. در خصوص محل استانداری هرکس هر ساختمان اداری را که بزرگتر و شکیل تر می دانست پیشنهاد می داد. از جمله ساختمان اداره کل کشاورزی را که هم وسعت بسیار زیادی داشت و هم باغ زیبا و هم ساختمانهای متعدد اداری و مسکونی و سخت بر سر زبانها افتاده بود که می خواهیم آن مکان را تبدیل به ساختمان استانداری نمائیم، موج این شایعات در وزارتخانه ها در تهران هم سخت پیچیده بود.

من در مقابل همه اظهار نظرها سکوت می کردم. روزی اطلاع دادند که آقای دکتر کلانتری وزیر کشاورزی قصد سفر به گرگان دارد من قصد سفر و نیتش را می دانستم، همآهنگی های لازم به عمل آمد و آقای وزیر به استان آمد. اولین وزیری بود که به گلستان سفر کرد. روز نخست سفر را بازدید گذاشتیم از صبح تا پاسی از شب در بازدید از مراکز، مزارع، محلهای ترویج، دیدار بعضی از مجتمع های بزرگ کشاورزی استان و افتتاح چند پروژه گذشت. صبح روز دوم جلسه شورای کشاورزی استان داشتیم.

اولین ساختمان استانداری

آغاز جلسه ضمن خیر مقدم و تشکر از وزیر به خاطر سفرش به استان، مهر سکوت شایعات در خصوص محل استقرار استانداری را شکستم و گفتم، شایعات فراوانی در مورد محل استقرار استانداری از جمله اداره کل کشاورزی استان شده است به صراحت اعلام می کنم که توسعه و ترویج کشاورزی از اولویتهای نخست کاری من است. اقتصاد استان وابستگی تنگاتنگ به کشاورزی و دامنه توسعه و صنایع وابسته به آن دارد لهذا نه تنها چنین فکری در تخیلم نگنجیده است بلکه اگر مسئولین کشاورزی استان بگویند به مکان و فضای بیشتری نیاز داریم برایشان فراهم خواهم کرد.

سخنان من، چنان در آقای وزیر مؤثر افتاد که خطاب به مدیران حاضر در جلسه با بیان نظر لطف اعضاء هیأت دولت در هنگام رأی به اینجانب، گفت: سخنان آقای استاندار، سخنان من است دستورات ایشان دستورات من است و انصافاً در دوران وزارتش توجه مخصوصی به کشاورزی استان داشت و در همه زمینه ها نهایت همکاری را نمود در مواردی اعتبارات استان صدر جدول استانهای کشور قرارداشت.

البته در سخنان مقدماتی این را هم گفتم که چشم به هیچ ساختمانی نداریم. برای استانداری ساختمان در شأن خودش را بنا خواهیم کرد. برای فرمانداری ساختمانی اجاره کردیم و برای مدتی فرمانداری را به ساختمان استیجاری نقل مکان دادیم و موقتاً در فرمانداری مستقر شدیم.

بعد از استقرار مدیریتها و دفاتر در همان اوان کار متوجه محدودیت فضای اداری شدیم ساختمانی را در خیابان ملاقاتی مجاور تالار فخرالدین اسعد گرگانی اجاره کردیم و واحدهای عمرانی استانداری را بجز معاونت و دفترش که به لحاظ سیاسی خواستم در ساختمان اصلی نزد خودم بماند، به آن ساختمان منتقل کردیم البته باز هم مجبور شدیم برای دفتر اتباع بیگانه ساختمانی اجاره کنیم.

در تهران نیز نیاز به یک دفتر همانند همه استانداریهای کشور جهت پیگیری امور استانداری در مرکز داشتیم. در ساختمان دفاتر استانداریهای کشور جنب ساختمان وزارت کشور، استانداری مازندران سه آپارتمان داشت که متأسفانه هیچکدام را حتی به طور موقت در اختیار ما نگذاشت. آپارتمانی را در طبقه سوم ساختمانی در ابتدای خیابان زرتشت از دفتر شهرداریهای کشور موقتا امانت گرفتیم و در آن مستقر شدیم.

ایجاد موانع و کارشکنی های فراوان توسط برخی مخالفان جدایی گلستان از مازندران

در خصوص تجهیز استانداری چطور مشکل خاصی وجود نداشت؟

بر اساس قانون می بایست به تناسب بخش جدا شده از استان مازندران امکانات آن هم به ما واگذار می شد اما استاندار محترم مازندران فقط یک ماشین بازسازی شده ارثیه استان نمود!!!

در وزارت کشور هم معاونت مالی به صراحت آب پاکی روی دست ما ریخت و گفت من مخالف شکل گیری استان گلستان بودم و به نمایندگان استان و به آقای قندهاری گفته بودم که هیج کمکی نخواهم کرد؛ به هیچ یک از دستورات وزیر محترم در خصوص واگذاری امکانات و اعتبارات هیچ توجهی نکرد! سپس وزیر کشور که به وضعیت ما آگاه بود به من گفت بیا من دستور کتبی و مؤکد بدهم که امکانات و... به شما بدهند با آنکه از نتیجه کار آگاه بودم معذالک سکوت کردم و ایشان دستور کتبی به معاونت ذیربط نوشت که دستور مکتوب ایشان هم به سرنوشت دستورات وزیر پیشین پیوستند.

برای شروع کار، بواسطه آقای دوست محمدیان که قبلاً ریاست دبیرخانه مبارزه با مواد مخدر را به عهده داشت مبلغی از اعتبارات ستاد مبارزه با مواد مخدر، از آقای فلاح ریاست ستاد گرفتیم تا در بایکوت مالی معاونت وزارت کشور و تا زمان تخصیص اعتبارات و دریافت آن از سازمان برنامه و بودجه، توانستیم بخشی از نیازهای اولیه را همجون نوشت افزار و تعدادی میز و صندلی و.... خریداری نمائیم.

در زمانی نزدیکتر از آنچه معمول بود و تصور می کردیم با پیگیریها توانستیم اعتبارات اختصاصی استان را دریافت نمائیم و نیازهای تجهیزاتی استانداری و سایر ادارات کل استان را مرتفع نمائیم.

نگرانی از اعمال نفوذ مازندرانی ها در اولین بودجه استان/ اعتراض مازندران به بودجه گلستان!

با وجود مشکلاتی که فرمودید در تنظیم اولین بودجه استان به مشکلی برنخوردید؟

خوب البته در این زمینه هم مشکل داشتیم. اولین بودجه سال استان می بایست تهیه می شد در حالی که هنوز سازمان برنامه و بودجه استان شکل نگرفته بود و مقدمات این بودجه می بایست در ساری توسط سازمان برنامه و بودجه مازندران از تفکیک بودجه آن استان تهیه می شد و این امر مرا سخت نگران می کرد. تنظیم این بودجه پایه اعتبارات سالهای بعد قرار می گرفت.

نگرانیم را به ریاست سازمان برنامه و بودجه منتقل کردم و از ایشان خواستم جلسه توجیهی با حضور مدیر استان مازندران و معاونین و مدیران ذیربط سازمان مرکزی ترتیب دهد و ضمن راهنمائیهای لازم شخصاً دستورات مقتضی در خصوص رعایت ضوابط بدهد این جلسه در دفتر آقای دکتر نجفی برگذار شد ضمن بحث مفصل در خصوص تنظیم بودجه استان گلستان از رئیس سازمان برنامه و بوجه خواستیم مدیر کل استان مازندران را به عنوان مدیر استان گلستان منصوب نماید و متعاقباً با مدیر محترم استان مازندران در خصوص انتقالش به استان جدید گلستان صحبت کردم و رضایتش را جلب کردم، اعلان موافقت و آمادگی نمود.

بنابراین او می بایست بودجه ای را که سال بعد خودش مسئولیتش را بر عهده خواهد داشت تنظیم نماید. بودجه تقریباً واقعی دیده شد و نقصانش را از طریق سازمان مدیریت و برنامه ریزی جبران نمودیم.

یعنی مدیرکل برنامه و بودجه مازندران ، بعدا به گلستان آمد ؟

خیر ، مأموریت آقای روحانی مدیر کل استان مازندران به گلستان محقق نشد و آقای ابراهیمی مدیر کل برنامه و بودجه استان گیلان به مدیریت استان گلستان منصوب گردید. چندی بعد استان مازندران به بودجه ای که خودش تنظیم کرده بود اعتراض کرد البته آب ریخته را نمی شد جمع کرد.

استقرار ادارات کل در استان

در خصوص استقرار تشکیلات ادارات کل چه تمهیداتی اندیشیده شد؟

از اولین کارهای ما در استان جدید تهیه چارت سازمانی تشکیلات استانداری و ادارات کل استان با هماهنگی وزارتخانه ها و تصویب آن در معاونت امور اداری و استخدامی ریاست جمهوری بود.

بیشترین دغدغه من جایگاه مناسب تشکیلات استان در مجموعه استانهای کشور بود که به خواست خدا و یاری متولیان وزارتخانه ها و همراهی و دستورات مؤکد ریاست سازمان امور اداری و استخدامی کشور و پیگیری سریع و مداوم مدیران استان این مهم زودتر از آنچه مورد انتظار بود انجام شد.

توسعه راههای هوایی، زمینی و دریایی ؛ پیش شرط توسعه استان جدید

اولویت ها و نخستین اقدامات شما در حوزه ی امور عمرانی و زیربنایی شامل چه مواردی می شد؟

از جمله اولین کارهایم پیگیری احداث فرودگاه بود که از قبل مصوب شده بود لیکن بدلیل نکته ای ظریف هیچ کاری انجام نشده بود وآن نکته این بود که دو یا یک میلیارد اعتبار با همیاری مردم تصویب شده بود و شرط شروع کار پرداخت سهم کمک مردم به مبلغ نیم مجموع اعتبار بود که شاید حدود یک دهم آن توسط مردم پرداخت شده بود که آن هم صرف حقوق کادری شده بود که جهت ساماندهی و پیگیری افرادی را بکار گرفته بودند و همین طور بزرگراه های استان که تصویب شده بود ولی اجراه نشده بود از جمله اولین جرقه های حرکت کار ما بودند. زیرا راههای هوائی، زمینی و دریایی استان را پیش شرط توسعه استان می دانستم.

با پیگیری و ارتباط، کار گسترش بزرگراه استان و ساخت فرودگاه را با دریافت اولین اعتبار آغاز کردیم و راه دریائی را با چنگ و دندان و با تمام توانی که در استان داشتیم باز کردیم و یک کشتی از ترکمنستان به بندر ترکمن آوردیم و گمرک را در ترمینال بندر ترکمن مستقر کردیم.

زمینهای فرودگاه و سایت اداری استان

به موضوع فرودگاه اشاره کردید؛ شرایط و امکانات مورد نیاز در این رابطه چگونه فراهم شد؟

در ابتدا زمین باند فرودگاه پاسخگوی نشست و برخاست هواپیماهای بزرگ نبود. طراحی فرودگاه برای پرواز هواپیماهای کوچک و داخلی بود ابتدا با وزیر و معاونین وزارت راه و ترابری این بحث را جا انداختیم که طراحی فرودگاه به باند با گنجایش هواپیماهای بزرگ، از آغاز به صورت بین المللی تغییر یابد. آقای وزیر محترم در یک سفر استانی که به گرگان آمده بود در بازدید مشترک از زمین فرودگاه با شرط در اختیار گذاردن زمین و در نظر گرفتن اعتبارات استانی موافقت کرد.

معاون ذیربط وزارت راه و ترابری متعاقب نظر وزیر توصیه کرد، اگر هرچه سریعتر بتوانیم زمین در اختیار فرودگاه بگذاریم اعتبار لازم را استان تأمین نمایند از ابتدا تطویل باند برای فرود و برخاست هواپیماهای بزرگ ساخته شود و از هم اکنون فرودگاه را بین المللی پیش بینی و مصوب کنیم بسیار جلو خواهیم بود تا آنکه فرودگاه کوچک و داخلی ساخته شود و بعد ها تصمیم به توسعه گرفته شود که معلوم نیست چه وقت اعتبار آن تأمین و تصویب شود.

قول واگذاری زمین را دادم اما گفتم در اعتبارات، تخصیص وزارت باید توأم باشد. زمینهای اطراف فرودگاه کشاورزی و متعلق به کشاورزان بودند و ما هم قدرت خرید نداشتیم و کسی هم زمین واگذار نمی کرد. در همان زمان برای ساخت ساختمانهای استانداری و ادارات کل استان برای سهولت ارباب رجوع به ادارات کل در فکر طراحی سایت اداری استان بودیم.

یعنی مجموعه نسبتاً وسیعی که اکنون در گرگان تحت عنوان مجتمع یا سایت اداری داریم در زمان استانداری شما پایه گذاری شد؟

بله. همینطور است . به این معنی که مجموعه ادارات کل را در یک مجموعه پیش بینی کنیم تا وقتی ارباب رجوع به استانداری و یا یک اداره کل مراجعه می کند و از آنجا به اداره و یا سازمان دیگری ارجاع داده می شود به سهولت و صرفه جوئی در وقت و هزینه بتواند سریعاً به آن دستگاه دیگر مراجه کند و پیگیر کارش شود. برای این کار نیاز به زمین داشتیم که بودجه خرید زمین در آن میزان برای ما مقدور نبود و تهیه زمین از منابع دولتی مثل منابع طبیعی و یا زمین شهری هم در آن سطح به هیچ وجه مقدور نبود. در واقع زمینی که به کارمان بیاید نداشتند.

حاضر نبودم بخاطر ادارات مکان گردشگری شهر را فدا کنم

در جستجوی زمین و راه حلی برای زمین سایت استانداری و بزرگ شدن باند فرودگاه بودیم. دوستان بلندی های هزارپیچ را پیشنهاد می دادند. روزی هم برای بازدید به آن محل رفتیم آن محل تعریف توریستی داشت حاضر نبودم بخاطر ادارات، مکان گردشگری شهر را فدا کنم.

در جستجوی زمین، دوستان در ورودی شهر نقطه ای را یافتند که متعلق به بنیاد مستضعفان بود.

همچنین در تکاپوی زمین برای باند فرودگاه کمی با فاصله زمین مزروعی مناسبی بود که آن هم متعلق به بنیاد مستضعفان بود. بنابراین قراری برای یک روز نهار در دفتر آقای رفیق دوست ریاست وقت بنیاد گذاشتم.

قرار ملاقاتهایم با مسئولان کشوری را همیشه به هنگام صرف غذا تنظیم می کردم!

قرار ملاقاتهایم را معمولاً با مسئولان با توجه به شناخت قبلی از متولیان امر با یک وعده غذا، مثلا صبحانه برای آن دسته از مسئولان که صبحهای خیلی زود به دفتر کار می آمدند و صبحانه را در محل کار صرف می کردند. همانند دکتر کلانتری وزیر کشاورزی. یا شام با مسئولانی که علاقه بکار در شب داشتند مثل آقای کمالی وزیر کار که معمولا شبها طولانی در دفتر کارش می ماند و در بقیه موارد برای نهار می گذاشتم. چون در این زمانها اولاً فرصت بیشتر بود ثانیاً جلسه از صورت خشک کاری خارج می شد و دسترسی به خواستها در فضائی تلطیف شده با فرصت مناسب و جوی دوستانه و با صمیمیت بیشتر نتیجه بخش بود.

به اتفاق آقای مهندس میری به ملاقات آقای رفیقدوست رفتیم در یک گفتگوی نسبتاً طولانی 35 هکتار در ورودی شهر جهت سایت اداری و 75 هکتار زمین زراعی مرغوبی که حوالی محمدآباد داشتند را از او گرفتیم و چون نمی خواستیم وجهی بابت آنها بپردازیم قرار گذاشتیم در ازاء آن معاونت عمرانی کمکهای فنی به آنها بدهد.

از طرف رفیقدوست آقای عبدالباغی متولی املاک بنیاد و من آقای مهندس میری را بعنوان متولی امر معرفی کردیم و در همانجا قرار جلسات پیگیری و کیفیت تحویل زمین را برای هفته بعد در گرگان گذاشتیم که به خواست خدا در کوتاهترین زمان ممکن زمین ها را تحویل گرفتیم زمینهای زارعین جنب باند فرودگاه را با زمینهای بنیاد جابجا کردیم و هفتاد و پنج هکتار زمین جهت وسیع تر تر شدن باند فرودگاه تحویل وزارت راه دادیم که بحمدالله باند فرودگاه جهت ساخت بر مبنای پرواز هواپیماهای بزرگ و فرودگاه بین المللی میسر گشت و مورد اقدام قرار گرفت و در ملاقات دیگری با آقای مهندس عبدالعلی زاده وزیر محترم مسکن و شهر سازی از او خواستیم که طرحی جامع برای سایت اداری و ساختمان استانداری با توجه به فرهنگ تاریخی ساخت بناهای منطقه توسط مهندسین و کارشناسان مجرب کشور بدهد.

نظارت شما بر دیگر مناطق استان چطور صورت می پذیرفت؟

سئوال خوبی است . به این نصورت بود که در هفته دو روز به اتفاق معاونین و مدیران ذیربط به بازدید از پروژه های عمرانی، طرح های کشاورزی، کارخانه ها، طرحهای صنعتی در دست اجرا و... می رفتیم. سعی می کردیم در محل با شناسائی مشکلات نسبت به حل آنها اقدام کنیم.

معتقد بودم مدیر نباید فقط پشت میز بنشیند

در این بازدیدها به جز معاونین عمرانی و برنامه ریزی، مدیران و رؤسای سازمان برنامه و بودجه استان، اداره کل اقتصاد و دارائی، سازمان جهاد استان، اداره کل صنایع و فرماندار منطقه که از اعضاء تقریباً ثابت در بازدیدها بودند بقیه مدیران برمبنای مراکز و محلهای مربوط، مدیر اداره کل و یا سازمان ذیربط دعوت به همراهی می شدند.

رسانه ها نیز طبق درخواست هایشان می توانستند همراه باشند. افراد اولی که نام بردم از اعضاء اصلی شورای برنامه ریزی استان بودند که به هنگام نیاز همانجا می شد موردی را مصوب شورا تلقی نمود. معتقد بودم مدیر نباید فقط در اطاق پشت میز بنشیند و وقت خودش را فقط صرف خواندن نامه های کارتابل و شرکت و اداره جلسات نماید بلکه در تمام نقاط استان که مسئولیت اداره اش را دارد پیوسته حضور فعال و نظارت کامل داشته باشد.

بازدیدهای سرزده و ناگهانی از شهرهای استان

روزهای جمعه بعد از اذان و ادای نماز صبح کوه می رفتیم. هر هفته مسیری جدید انتخاب می کردیم. بعد ازصرف صبحانه و کمی استراحت بر می گشتیم و به یکی از شهرها که هیچ کس حتی راننده نمی دانست کجاست می رفتیم در هنگام حرکت مسیر را برایش مشخص می کردم.

در هنگام نماز جمعه وقتی وارد مصلی می شدیم بدون آنکه کسی متوجه شود صف های آخر می نشستیم و از افرادی که متوجه می شدند می خواستیم حرفی نزنند می گفتم به فرماندار اگر در شهر حضور دارد تلفنی اطلاع دهند. از قبل به همه فرمانداران گفته بودم روز جمعه آزادند در کنار خانواده خود می خواهند در منزل باشند یا به خارج از شهر جهت تفریح و استراحت بروند.

مناقشات گلستان و مازندران بر سر آشوراده و میانکاله

همان طور که می دانید یکی از موضوعات مورد مناقشه فی مابین گلستان و مازندران جزیره آشوراده است؛ در دوره ی شما چه اقدامات و تصمیماتی در این خصوص اتخاذ گردید؟

بعد از تشکیل استان، دوستان مسئول ما در مازندران برای صیادان گلستان در منطقه میانکاله که از قدیم صیادی می کردند و کپر داشتند و سابقه اجدادی در (مالکیت) سواحل و دریا داشتند ایجاد مشکل نمودند و با تحریک صیادان مازندران تعرض به صیادان شهروند استان ما را آغاز کردند.

از جانب مازندران، روزی تصمیم به ممانعت از تردد صیادان شهروند استان ما گرفتند که با مقاومت و مقابله موفق نشدند. در یک مکالمه تلفنی با آقای استاندار محترم مازندران، که بهشهری بود و تعصب منطقه ای داشت جدال لفضی تندی نمودیم. گفت: فردا هر کس بیاید ممکن است کشته شود گفتم اتفاقاً میگوئیم برای حق خواهی بیایند و کشته شوند.

من ضمن پیگیری در استان در خفا در مرکز دنبال گرفتن اصولی، حق بودم با بکار گیری تعدادی کارشناس و تاریخ شناس سوابق میانکاله را از دوران پیش از اسلام تا اواخر مکتوب و مستند در چند جلد گردآورده بودیم.

با ملاقات با مسئولان و دعوت به محل و بازدید میدانی توانستم نظر مسئولان را جلب کنم.

خانم ابتکار معاون رئیس جمهور و ریاست سازمان محیط زیست بعد از بازدید از محل دستور به اداره میانکاله از سوی اداره کل محیط زیست استان گلستان داد.

از سوی وزیر جهاد و رئیس سازمان منابع طبیعی و سایر مسئولان ذیربط دستور اداره امور از طریق استان گلستان صادر شد.

آقای کشاورزیان(استاندار وقت مازندران) دعوی را به وزارت کشور کشاند چند جلسه در دفتر معاونت سیاسی وزارت کشور برگزار شد نتیجه مورد دلخواه نگرفت دعوی را به ریاست جمهوری کشاند.

مستندات درباره ی آشوراده برای کسی جای تردید نمی گذاشت

چند جلسه در دفتر جناب آقای دکتر حبیبی معاونت محترم ریاست جمهوری برگذار شد جلسات خوبی بود مستندات ما برای کسی جای تردید نمی گذاشت. برگ برنده دست ما بود. بعد از گذشت مدتی نسبتاً طولانی در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی از دفتر آقای محمد هاشمی معاون اجرائی رئیس جمهور دعوتنامه ای در خصوص برگزاری جلسه ای در موضوع میانکاله واصل شد روز موعود با کلیه سوابق به تهران دفتر معاونت اجرائی ریاست جمهوری رفتم.

آقای محمد هاشمی از تعدادی وزرا و مسئولان ذیربط در مرکز هم دعوت کرده بود؛ از مازندران علاوه بر آقای کشاورزیان استاندار محترم، آیت الله طبرسی نماینده ولی فقیه و امام جمعه مرکز مازندران با جمعی از مسئولان استانی حضور داشتند.

آقای محمد هاشمی در آغاز جلسه گفت چندی پیش آقای کشاورزیان استاندار مازندران به اتفاق آیت الله طبرسی نماینده ولی فقیه در مازندران به حضور ریاست محترم جمهور رسیده اند و دادخواستی در خصوص میانکاله به ایشان داده اند و رئیس جمهور نامه را به من جهت بررسی ارجاع کرده اند. از من خواست آغاز صحبت کنم. گفتم من هیچ موردی و مشکلی ندارم آقایان که شکایت دارند خوبست ادعایشان را مطرح کنند.

این نقشه ایران است فقط نام گرگان در آنست معلوم می شود بابل و آمل و ساری وجود نداشته اند گرگان و ما همیشه تاریخ بوده ایم شما کجا بوده اید؟!

آقای محمد هاشمی از آقای کشاورزیان و آقای طبرسی خواستند مطالبشان را بگویند. آقای کشاورزیان مطالبش را که برای من تازگی نداشت و بارها در جلسات قبلی بیان شده بود عنوان کرد. متعاقب سخنان ایشان آیت الله طبرسی شروع به صحبت کرد. سخناشان را با این جمله به پایان برد که تا بوده است، ساری و بابل و آمل و ...بوده اند گرگان کجا بوده است؟

آقای محمد هاشمی به من گفت شما بفرمائید. در ابتدا نقشه ای رسمی از ایران را روی میز گذاشتم که در این منطقه فقط نام گرگان در آن نوشته شده بود گفتم(این نقشه مستنداست و در کتابهای دوره راهنمائی جمهوری اسلامی تدریس می شود) آقایان ! این نقشه ایران است فقط نام گرگان در آنست معلوم می شود بابل و آمل و ساری وجود نداشته اند . گرگان و ما همیشه تاریخ بوده ایم شهرهای شما کجا بوده اند؟!

پرونده قطوری از سوابق را که قبلاً تهیه کرده بودیم به آقای هاشمی دادم. یک نفر از هیئت مازندران به طنزگفت: این همه را به آقای هاشمی می دهید گم نشود! گفتم نگران ما نباشید، اینها کپی هستند اصلش محفوظ است.

شرحی از تاریخ منطقه و ما وقع و موضوعات مطرح شده در جلسات گذشته دادم و گفتم کار خوبی کرده اید که از حضرت آیت الله طبرسی هم دعوت کرده اید چون این مسائل فقط به نام استانداران در تاریخ منطقه نوشته نشود. در جلسه بعد حتماً از حضرت آیته الله نورمفیدی نماینده ولی فقیه استان ما هم دعوت کنید. اما زمان را دریابید در کشاکش انتخابات باعث تشویش منطقه نشود.

ماجرائی را از یکی از کاندیداهای منطقه خودمان مثال زدم که با طرح یک موضوع قومی تمام محاسباتش بهم ریخت. تا زمانی که من در استان بودم جلسه دیگری برگزار نگردید کار بر پایه ای که ما می خواستیم می چرخید.

درباره ی انتقال آب از مازندران به گلستان چطور؟ اقدام خاصی انجام شد؟

همان طور که می دانید در ابتدای دهه هفتاد بحثی پیرامون انتقال آبهای مازاد غرب مازندران به مناطق مرکزی و شرقی استان مطرح می شود.

مطالعات لازم برای شناخت طرح توسط مهندسان مشاور از سال 1374 آغازودر سال 1376 به پایان می رسد. و با انتزاع استان گلستان از مازندران در بهمن سال 1376 به بوته فراموشی سپرده می شود.

تلاش فراوان برای انتقال آب مازاد مازندران به گلستان

پس از مطالعه مقدماتی و پیش شناخت با یک کار کارشناسی سریع و فشرده از میزان حجم آب وتحولاتی که در اعداد و ارقام محصولات کشاورزی و.... در مسیر انتقال آب در دو استان مازندران و گلستان پیش می آورد بلافاصله جلساتی را با مسئولین ذیربط در استانداری برگزار نمودم. نامه ای جامع به ریاست جمهور تهیه نمودیم و با تعیین وقت قبلی به ملاقات ایشان رفتم و نامه را با توضیحات به ایشان دادم.

رئیس جمهور نامه را با دستورات لازم به ریاست سازمان برنامه و بودجه ارجاع نمود. با پیگیری های ممتد متوجه دست اندازیهای کارشناسی مثلاً مطالعه مجدد طرح، مشکل اختصاص بودجه واعتبار و... شدم در همان زمان دولت رفع معضل بیکاری را در دستور کار قرار داده بود و جهت رفع این مشکل و ایجاد اشتغال اعتبار مناسبی را از طریق وزارت کار تصویب نموده بود این امر جرقه ای در ذهنم ایجاد کرد بلافاصله جلسه ای را در استان با حضور معاونین و مدیران ذیربط استانداری و مدیران کل سازمان برنامه و بودجه، سازمان کشاورزی، آب استان، ادارکل کار وامور اجتمائی .... برگزار نمودم و نگاه جدیدی را از زاویه ایجاد اشتغال زائی طرح مطرح نمودم.

با تشکیل جلسات کارشناسی فشرده، اما دقیق و علمی توانستیم با ایجاد کانال 40000 فرصت شغلی و افزایش یک میلیون تن بر حجم محصولات کشاورزی و توسعه صنایع وابسته به کشاورزی و شیلات و توسعه صنعت توریسم را بدست آوریم.

با آقای کمالی وزیر کار برای شام در دفترش قرار گذاشتم موضوع طرحی را که می تواند چهل هزار فرصت شغلی ایجاد کند برایش عنوان کردم قبول چنین طرحی برایش سخت بود. به استان دعوتش کردم تا به صورت عینی برایش مجسم نمایم دو روز بعد به گرگان آمد.

از صبح تا ساعت ده شب اورا به بازدید از پروژه هائی که با موضوعات ایجاد اشتغال در این طرح از جمله در صحرای خشک کویری استان به مزرعه ای در حواشی مرز بردم که مردی خلاق توانسته بود با استفاده از آب رودخانه فصلی اترک بهترین کشتزار و بزرگترین باغ زیتون، پسته، انگور و... در استان تولید کند که در صورت اجرای طرح همه آن زمینهای بی حاصل اینگونه حاصلخیر و در نتیجه موجب اشتغالزائی خواهند شد.

چند طرح آبزی پروری و دامداری و... نشانش دادم که در طول مسیر چهارصد کیلومتری میتوانست در دل خود که در طرح پیش بینی شده بود ایجاد کند وقتی از بازدید برگشتیم آقای کمالی سخت مشتاق اجرای طرح شده بود گفت نامه اش را بیاورید امضاءکنم.

نامه ای را از قبل برای آقای رئیس جمهور تهیه کرده بودم برایش آوردیم در نامه اصلاحاتی از جمله برجسته نمودن کدهای مالی منابع اشتغالزا و اضافاتی به عمل آورد سپس به تهران و به دفتر وزیر کشاورزی رفتم نامه ای را که برای رئیس جمهور تهیه کرده بودم که حاصل آن توسعه صنعت کشاورزی و افزایش قابل ملاحظه حجم محصولات کشاورزی کشور از اعتبارات اشتغال با تائید و امضاء وزیر کار به ایشان دادم، خوشحال شد بلافاصله نامه را امضاء نمود.

از آنجا به وزارت نیرو رفتم و به آقای بیطرف وزیر نیرو هم نامه را با محتوای طرحی که از وظایف وزارت نیرو است لیکن وزیر کار بودجه اش را تقبل کرده است دادم او هم با اشتیاق امضاء نمود خودم هم نامه را به عنوان استاندار، همآهنگ کننده و مسئول پیگیری امضاء کردم به ملاقات رئیس جمهور رفتم وقتی نامه را دید از استدلالهای محتوای نامه و از امضاء وزرا ذیربط بسیار خوشحال شد برای رئیس جمهور اثرات اجرا طرح را اینگونه توضیح دادم:

1 – تأمین آب شرب شهرها و روستاهای استان مازندران و گلستان

2 – آبی شدن دویست هزار هکتار اراضی دیم و بایر استان مازندران و گلستان

3 – افزایش تولیدات زراعی و باغی کشور حدود یک میلیون تن

4 – ایجاد اشتغال و بهبود وضعیت معیشتی و اقتصادی دو استان (با ایجاد چهل هزار فرصت شغلی جدید)

5 – تأمین آب صنایع بزرگ برنامه ریزی شده (از جمله پترو شیمی، پالایشگاه)

6 – توسعه صنعت؛ صنایع وابسته به کشاورزی ( روغن، آرد، ریسندگی، ادوات کشاورزی ...)

7 – ایجاد حمل ونقل آبی (در مسیر کانال) و توسعه حمل و نقل در زمینه های گوناگون

8 – توسعه بخش گردشگری با توجه به موقعیتهای طبیعی طول مسیر کانال و زیبایی مناظر آن

9 – افزایش تولیدات آبزی و صنایع وابسته

10 – حفظ آبخوانهای ساحلی از نفوذ آب شور ( عقب راندن خط اینترفاکس و تغذیه آبهای زیر زمینی)

11 – افزایش سرمایه گذاری و ایجاد چرخه تولید و ثروت و ارتقاع شاخصهای اقتصادی با تصویب این طرح

آقای رئیس جمهور دستور قاطعی جهت بررسی سریع و اختصاص منبع مالی و اجرای طرح به سازمان برنامه و بودجه و وزرای ذیربط صادر و سپس طرح را در دولت مطرح و مصوب نمود.

البته این طرح هنوز عملیاتی نشده است. از استانداران پس از خودم هم خواستم که این طرح را با جدیت پیگیری کنند و در همین جا فرصت را مغتنم شمرده و باز هم جدیت در پیگیری این موضوع حیاتی را از مسئولان امر در خواست می نمایم.

به همه توصیه می کردم برخوردشان با مطبوعات پدرانه باشد نه آمرانه

رابطه ی شما با مطبوعات و رسانه ها در گلستان چگونه بود؟

ماهی یکبار نهار میزبان مدیران رسانه های استان بودم با مدیران مسئول و یا سردبیران، علاوه بر گفتگوهای مطبوعاتی و یا مصاحبه ها و یا همراهی اصحاب مطبوعات در بازدیدهای استانی با اطلاع قبلی همراهمان بودند، می نشستیم و از استان و کم و کیف رسانه ها و راجع به مسائل استان صحبت می کردیم و با مشکلاتشان آشنا می شدم سعی می کردم مشکل قانونی و یا اگر شکایت اداری برایشان شده است قبل از ارجاع به محاکم قضائی مانع شوم و در جلسات هیات منصفه می کوشیدم دوستان را به حمایت و ابهام زدائی از مطبوعات استان توصیه کنم.

بخاطر ندارم محکومیتی برای نشریه ای در آن دوران علیرغم شکایات فروانی که می شد، پیش آمده باشد.

به دوستان مسئول ذیربط پیوسته توصیه می کردم مطبوعات در استان همچون نوزادی هستند که باید دستشان را گرفت تا راه رفتن بیاموزند باید نوازش شوند نه آنکه سیلی بخورند و اگر پرخاشی می شود پدرانه باشد نه آمرانه.

به نظر شما آیا توسعه گرگان و استان در 14 سال گذشته آنگونه که انتظار می رفت پیش رفته است؟

خیر.

چرا و به چه دلیل؟

قطعاً دلایل مختلفی می تواند داشته باشد ولی من فکر می کنم عدم ثبات مدیریتی در استان و یا به عبارتی دیگر کوتاه بودن دوران مدیریت مدیران ارشد استان اصلی ترین دلیل عدم توسعه ی مورد انتظار استان و گرگان است. چرا که بسیاری از طرح ها و برنامه های اساسی و زیربنایی(مثل همان طرح انتقال آب) نیازمند عزم جدی و پیگیری مداوم است که قطعاً این امر با تغییر مدیران در دوره های زمانی کوتاه با خلل مواجه می شود.

عدم ثبات مدیریتی، چالش اصلی توسعه استان

جناب آقای درازگیسو عملکرد استانداران پس از خودتان و مسئولان کنونی استان را چطور ارزیابی می کنید؟

پس از خودم همواره برخی نکات مهم و اولویت های توسعه استان را به استانداران بعدی گوشزد می کردم. اکنون نیز چند سالی است که به دلیل بازنشستگی و سکونت در تهران چندان جویای اخبار استان نیستم؛ بنابراین نمی توانم عملکرد مدیران فعلی را ارزیابی کنم اما در هر حال برای همه مدیران و خدمتگزاران به استان آرزوی موفقیت دارم.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی