• منتشر شده در چهارشنبه, 12 شهریور 1393 04:42

گپی با مدیرکل جدید ورزش و جوانان مازندران؛حسین‌زادگان کفش آهنی بپوشد

در میانه‌های چهارمین روز از ماه پایانی تابستان 93، پیش از آنکه ظهر شود حبیب حسین‌زادگان رسماً مدیرکل ورزش و جوانان مازندران شد تا دورانی تازه را آغازیدن بگیرد آن هم با تردیدهای بسیار و اضطراب فراوان. برای آنهایی که دل در گرو ورزش استان دارند، این تغییر به معنای پایان ناتمام یک مسیر درخشان بود و البته امیدواری‌شان برای رسیدن به بخش نوینی از پیروزی‌ها از سویی دیگر و از کانال مدیریتی با کیفیت نامعلوم. در هر صورت احمد سعادتمند با بر جای گذاشتن راندمانی قابل توجه رفت و جایش را به مردی داد که بیش از یک دهه تنیس را در اختیار داشت و این تمام نقاط روشن حبیب حسین‌زادگان در پهنه ورزش است. با این وجود کارکردی که در سمت پیشین داشت، مانع از حبس شدن نفس‌ها در سینه می‌شود. او قبلا در پیکره استانداری مدیریتی را اعمال کرد که با ستایش مواجه است و این برگ برنده چهره‌ای است که چون مازندرانی است قطعا به ورزش عشق می‌ورزد و زوایای نهان و پنهانش را به خوبی می‌شناسد. حسین‌زادگان در برهه‌ای بر مسند ورزش استان رسید که بلوغ از سر و رویش می‌بارد ولی محدودیت‌ها و محرومیت‌های بسیاری دارد که نمی‌گذارد مدیرکل جدید وقتی برای سر خاراندن داشته باشد. حدت انتظارات از مازندران چنان بالاست که هرچه مدیرکل ورزش و جوانان مازندران پیروزی بدست آورد با اولین غفلت خواه متاثر از تصمیمی اشتباه و خواه نقصی غیرقابل انتظار، مجبور به پاسخگویی، آن هم به چهره‌هایی با ابروهای درهم خواهد شد.

برای حبیب حسین‌زادگان که اطرافیانش می‌گویند اهل اجراست و لحظه‌ای را به بطالت نمی‌گذراند مهم است که از چند و چون ورزش استان در لایه‌های زیرین آن باخبر و به اتخاذ تصمیماتی دست بزند که احساسات و علایق در آن نقشی نداشته باشد. در ورزش این خطه نقاط جانکاه زیادی را می‌یابیم که حل و فصل آن به روز و ماه قد نمی‌دهد و سال‌ها زمان می‌خواهد. حسین‌زادگان باید به اقداماتی دست بزند که بر روند پیشتازی مازندران سرعت بخشد نه اینکه باعث توقف نابجا و خارج شدن همین قطار کند شود.
مدیرکل ورزش و جوانان مازندران از فردای آن روز کارهایش شروع شد اما هرچه دوندگی کند برای سامان دادن به فعالیت‌ها در حوزه ورزش دیر است. همیشه زمان و انتظار جلوتر از او حرکت می‌کنند و در چنین شرایطی نمی‌توان پیش‌بینی دقیقی از موفقیت‌ها داشت. تکیه‌مان به توانایی‌هایی است که پیشتر عرضه داشته و در این بین نگاه ما مثل دلسوختگان ورزش به قدم‌های اوست که اگر استوارانه و با صلابت باشد، دستاوردهای شایسته‌ای در افق دور پدیدار است.ئاز حبیب حسین‌زادگان می‌خواهیم توصیه‌های زیر را جدی بگیرد که تنها بخشی از شعاع دیدش را روشن می‌کند. ورزش استان آنقدر وسعت دارد که هیچوقت نمی‌توان این پهناوری شوق‌انگیز را به راحتی رصد کند.
از ساری بیشتر از توانش نخواه
زیاد به گوش‌مان رسیده که حبیب حسین‌زادگان آمده تا ساری و ساروی‌ها را به خواسته‌هایشان برساند. هروقت ساری در اوج بود، باقی شهرستان‌های استان به حرکت در آمدند و با قیاس خود با مرکز مازندران به سمت و سوی پیشرفت رفته‌اند. ساری سنگ محک است و معیار اصلی کامیابی در ورزش و به همین واسطه مهم است که در بهترین حالات خود باشد اما اینکه چون حیسن‌زادگان ساروی است پس باید فقط به ساری نگاه کند، اشتباه مهلک است، ضمن آنکه بر این باوریم که ساری به نسبت سال‌های گذشته جهش خوبی داشته و وضعیت مساعدی دارد. اعتقادمان بر این است تمرکز بر ورزش مرکز استان ضربه‌زنی آشکار به 4 شهرستان قائمشهر، بابل، بابلسر و آمل است که بار اصلی ورزش استان را بر دوش می‌کشند و حتی شهرستانی مانند جویبار با قهرمانان کشتی‌اش چنین موقعیتی دارد. ورزش ساری در کنار این شهرهاست که وزن می‌یابد وگرنه در حال حاضر اندازه برتر و اختلاف فاحشی را ندارد. از سوی دیگر شنیده می‌شود که برخی از نیروهای قدیمی ورزش ساری که به هزاران دردسر آنها را از ریاست هیئت‌های ورزشی کنار گذاشته‌اند با شادمانی در حال بازگشتن و دنبال جای سابق خود که ادعای مالکیت ان را دارند، هستند. برخورد صریح حسین‌زادگان لازم است تا اینگونه تصور نشود که او آمده تا ساروی‌ها را در مسند رشته‌هایی برساند که پس از سال‌های سال ضعیفی دوباره به اوج بازگشته‌اند.
تسویه حساب با هیئت‌های ناکارآمد
در حال حاضر بر اساس آماری که وجود دارد در قریب به 30 رشته ورزشی پیروزی‌های قابل توجهی کسب شد اما این تمام واقعیت‌های ورزش در بدنه هیئت‌های ورزشی نیست. اگرچه الان نمی‌توان بی‌پروا و بدون محاسبه و بررسی حسین‌زادگان نوشت اما پیداست که اشکالات در بعضی از هیئت‌های ورزشی بیداد می‌کند. در عین حال زمانی بخاطر امتیازاتی که داشته‌اند به‌رغم ضعف شدید بر مسئولیت‌های خود مانده‌اند. این رشته‌ها با ضعف و ناتوانی محسوس و آشکار باعث شده اند تا ورزش استان در پاره‌ای از امور دچار لغزش بوده و با کیفیتی به دور از واقعیت اصلی روزگار بگذراند. حسین‌زادگان اگر یک ترکیب منظم و منسجم را از هیئت‌های ورزشی می‌خواهد چاره‌ای ندارد به جز اینکه با هیئت‌های ناکارامد تسویه حساب کند و آنان را کنار بزند چون اگر قرار به رفتن این دوستان بدون دردسر بود که تا به حال قدم رنجه فرموده و تشریف می‌بردند. حداقل در 15 رشته ورزشی روسای بسیار کم‌کار داریم که هم منت بر سر ورزش می‌گذارند و هم ضعیف اما با ادعا به کار می‌پردازند. در حالی که پیداست در صورتیکه جایشان را به نیروهای پر نفس بدهند که انگیزه و برنامه را با هم دارند، جریان موفقیت در این رشته‌ها و بالطبع کل ورزش مازندران سیر صعودی پیدا می‌کند.
تغییر ساختار سالن‌ها به وضعیت تخصصی
با وجود آنکه تا دلتان بخواهد در گوشه و کنار ورزش مازندران سالن‌های چندمنظوره ساخته شده و حتی در روستاها به وفور پیدا می‌شود اما هنوز پروژه‌های نیمه‌کاره بسیاری وجود دارد که نیاز است فکری عاجلانه برایش شود. از زمان مدیرکل قبلی هم شنیدیم که به دنبال تغییر ماهیت‌های سالن‌های نیمه‌کاره به سالن‌های تخصصی هستیم اما عملی شدن آن به تلاشی حداکثری نیاز دارد. بهترین کار همین است که با تغییر سالن‌ها به وضعیت تخصصی، رشته‌های موفق و پر مدال اما خانه به‌دوش مازندرانی را صاحب‌خانه کنیم.
سوال‌برانگیز است که تا به حال سالن‌های تخصصی در مازندران کلنگ زده نشد و به غیر از کشتی و تا حدودی ژیمناستیک فضای تخصصی دیگری برای رشته‌های ورزشی مهیا نیست. در حال حاضر در وزنه‌برداری، تکواندو، ووشو، اتومبیلرانی، کاراته و ... هیچ فضایی حتی به اندازه یک متر هم نداریم و در فقری عجیب به سر می‌بریم. اگر مدیرکل بتواند این نقص عمده را از بین ببرد هم به دوراندیشی خویش اشاره کرده و هم جان تازه‌ای را به رشته‌های همیشه مستاجر مازندران بخشیده است.
آموزش به مدیران جوان
زمانی را به یاد داریم که پهندشت مازندران روسایی در ادارات شهرستانی ورزش مسئولیت داشتند که جملگی تا منصب‌های والای ورزش در این استان و کشور پیش رفتند و حتی در استان‌های برتر ایران به مدیریت پرداختند اما حالا با یادآوری دوران ریاست حجت‌الله خطیب، مجید پاشنا، بهمن نیکخو، علی قاسمی، ابوالقاسم عباسی، محمود صیدانلو، قربانعلی پاشا و ... فقط می‌توانیم بگوییم یادش بخیر.
متاسفانه در کمال احترامی که برای فعالان در راس ادارات ورزش و جوانان قائل هستیم، با این مجموعه نمی‌توان تدابیر کلان داشت چون تجربه و توانایی را ندارند و فقط تعداد معدودی از آنها قابلیت مدیریت شهرستانی را از خود بروز داده‌اند. شاید بهترین اقدام در مقوله آموزش نهفته باشد. بدین ترتیب که به این مدیران جوان که خلاقیتی نداشته‌اند، فنون ریاست یاد داده شود. دست حسین‌زادگان از این منظر خالی است که بازوان قدرتمندی ندارد و کارش در ادارات شهرستانی با مشکل روبرو است. از سویی در بخش‌‌های ستادی هم امکان تحولات به مقصد شهرستان‌ها نیست چون از اقتدار هسته مرکزی کم می‌شود. پیشنهاد ما در همان بخش‌ است که تاکید داریم و آن آموزش مداوم تا تربیت مدیرانی لایق است.
نزدیک‌تر شدن با قهرمانان
مازندران با پتانسیلی عجیب فضایی هولناک در عرصه قهرمانی دارد. این یک مشکل پرحلاوت است که نمی‌دانیم برای پاداش‌ها و جوایز قهرمانان خود چه کنیم. در عین حال که آنها راه به راه می‌آیند و مدال می‌گیرند. نزدیک‌تر شدن با قهرمانان یکی از اولویت‌های حسین‌زادگان است. آنها در چند سال گذشته عادت کرده‌اند که مورد توجه باشند و اگرچه انتظار مالی هم دارند اما بر درخواست‌های معنوی نمی‌چربد. نباید افتخارآفرینان استان احساس کنند از توجه به آنها کاسته شده بلکه حسین‌زادگان باید تاکید افزون‌تری بر این بخش داشته باشد تا چشم‌های قهرمانان همیشه خندان باشد و با روحیه‌ای مثال‌زدنی در میادین حاضر شوند. حمایت ویژه از آنان به برطرف کردن مشکلات و برداشتن موانع تحصیلی و حتی خصوصی‌شان بازمی‌گردد که اگر اعمال شود مدیرکل را به یک محور عاطفی و مایه قدرت تبدیل می‌کند و علاوه بر این پیروزی‌ها و افتخارات بیشتری را باعث می‌شود.
پشتیبان باشگاه‌های خصوصی
در مازندران نگاه‌ها به بخش خصوصی است تا در ورزش سرمایه‌گذاری کند و باعث شود تا جوانان مستعد استان وضعیت درخشیدن را پیدا کنند. تا زمانی که باشگاه‌های خصوصی آستین همت را بالا نزنند ورزش بی‌پول مازندران توان عرض‌اندام را نخواهد داشت. پس حسین‌زادگان نمی‌تواند نسبت به سرنوشت این تیم‌ها بی‌تفاوت باشد. حضورهای پرفراز و نشیب تیم‌ها و باشگا‌ه های خصوصی و تولد یک شبه و انحلال سریع آنها یک نقیصه کهنه برای مازندران است که مدیرکل می‌تواند یک بار برای همیشه با وضع قوانین و امتیازاتی پایانی را بر وضعیت نابهنجار بدهد. ورود و خروج باشگاه های خصوصی نه تنبیهی را برای انبوه قرض‌ها و دیون بر جای مانده دارد و نه تشویق برای خوش‌حساب‌ها. خرج این باشگاه‌ها باید از یکدیگر جدا شده و آنها که عاشقانه به کمک ورزش می‌آیند به‌گونه‌ای مورد تفقد قرار ‌گیرند تا سرمایه گذاری ها مضاعف شود. تا به حال باشگاه‌ها چندان ویژه دیده نمی‌‌شدند و حتی هیئت‌های مربوطه توان برداشتن سنگ جلو پایشان را نداشتند و گهگاه چوب هم لای آن می‌گذاشتند اما حسین‌زادگان می‌تواند یک بدعت تازه را بگذارد.
کی لژ می‌نشینیم؟
مدیرکل ورزش و جوانان مازندران باید کفش آهنی به پا کند و سرعت باد را فرا بگیرد تا به انتظارات پاسخ بدهد. یکی از دغدغه‌های حسین‌زادگان باید تغییر دادن زاویه نگاه پایتخت‌نشینان باشد که البته راحت نیست. دوستان نمی‌خواهند بپذیرند که به مازندران بطور خاص و ویژه نگاه شود به معنای بیمه شدن ورزش ایران در میادین مهم بین‌المللی است. این سوال همیشگی ورزش استان است که جوابی برایش ندارند که پس از این همه افتخارآفرینی پس کی می‌توانیم لژ بنشینیم و از برتری خود خوشحال باشیم؟ آیا حسین‌زادگان می‌تواند به این پرسش قدیمی جواب دهد و همه را از احساس بی‌اعتنایی مسئولان ورزش کشور به درآورد؟

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی