• منتشر شده در سه شنبه, 11 شهریور 1393 09:50

گفتگوی اختصاصی خبرشمال با دکتر عظیم فضلی پور: نماد پول کشورهای بیگانه شخصیت‌های برجسته ایران است

در فضای تجارت جهانی و در حالی که رقابت سختی در عرصه تجارت بین‌الملل وجود دارد، برند حرف اول و آخر را می‌زند. در دوره چهارم تجارت جهانی، مصرف‌کنندگان برند می‌خرند نه کالا. در این میان و پس از برگزاری کنفرانس جهانی‌سازی برند در ساری که برای نخستین بار برگزار شد، پای صحبت‌‌های دکتر عظیم فضلی‌پور نشستیم. ایشان دارای دکترای مدیریت استراتژیک برند از دانشگاه USC و نیز دکترای حقوق از دانشگاه سوربن فرانسه است. نمایندگی برنامه شایستگی مدیریت اتحادیه اروپا EBC*L در کشورهای فارسی زبان و نیز کلینیک برند سوئیس از جمله مسئولیت‌‌های ایشان است. دکتر فضلی‌پور را مرد نخستین‌‌ها می‌دانند. برای نخستین بار مسئله معاهده لیسبون و ضرورت حمایت جهانی از کالاهای ایرانی در جهان را مطرح ساخت و با روسای جمهور مکاتبه و در نامه‌ای سرگشاده خطرات اهمال در این کار را برای دکتر روحانی مطرح کرد. برای نخستین بار موضوع ثبت جهانی برند بر اساس قوانین سازمان تجارت جهانی را در ایران مطرح ساخت و نیز اقدام به انتشار دانشنامه 40 جلدی برند کرد. در مورد معاهده ICH و سرقت آثار فرهنگی و شخصیت‌‌های ایرانی توسط سایر کشورها را برای نخستین بار گوشزد کرد. وی دکتر روحانی را دیپلماتی زیرک می‌داند و امیدوار است تکلیف ایران در قبال سازمان تجارت جهانی در این دوره مشخص شود. فضلی‌پور حرف‌‌های زیادی برای گفتن دارد که شنیدنی است.

در ابتدای امر مایلم با این سوال شروع کنم که فرمودید علاقه شدیدی به مازندران دارید دلیلش چیست؟
سال 59 را همه به خاطر داریم.کشور با دیوانگی فردی مستبد وارد جنگ شد و صدام جنگ همه جانبه‌ای را علیه ایران آغاز کرد. خرمشهر محاصره شد. آبادان محاصره شد. شهرها خالی بودند و همه به ناچار خانه و کاشانه خود را رها کردند. آن موقع یک لفظ وارد ادبیات اجتماعی جامعه شد: جنگ‌زده. جنگ‌زده به کسانی اطلاق می‌شد که خانه و کاشانه خود را رها کرده بودند و به شهرهای دیگر پناه آوردند. ما نیز به ناچار ترک وطن کردیم و به مازندران و مشخصا به گهرباران آمدیم. در یک شب سرد بارانی زمستانی به گهرباران رسیدیم و خانواده‌ای ارتشی ما را به گرمی پذیرفتند. چند روزی مهمان بودیم تا بزرگواران ارتش به ما جا و مکان دادند. من ساری و گهرباران را منزل خودم می‌دانم و به این خاک مدیونم.
چه شد که وارد دنیای تجارت و برند شدید؟
بخشی از حوزه درسی و مطالعاتی من مدیریت برند بوده است. امروز در عصر چهارم تجارت به سر می‌بریم. عصر نخست را عصر تولید، عصر دوم عصر فروش، عصر سوم عصر بازاریابی و عصر چهارم را عصر برند می‌گویند. امروزه در عصر چهارم به سر می‌بریم و هرآنچه درباره تجارت سخن می‌گویم، مشخصا درباره برند است.
عصر برند چه ویژگی دارد که آن را از سایر دوره‌‌ها متمایز می‌کند؟
در عصر برند شما با انبوهی از کارها مواجه هستید. بر اساس تحقیقات بازاریابی و برند ایالات متحده هر ساله بیش از 25 هزار کالای جدید وارد بازار مصرفی آمریکا می‌شود. مصرف‌کننده چگونه می‌تواند کالای مورد نیاز خود را از میان این همه کالا انتخاب کند. به ناچار با برندهای خاص ارتباط برقرار کرده است و کمتر دیده می‌شود ذائقه خود را عوض کند. بر اساس تحقیقات به عمل آمده ما انسان‌‌ها روزانه 40 برند را در حافظه خود داریم. و به هنگام خرید به آن توجه می‌کنیم. از چه مایع ظرفشویی استفاده می‌کنیم. چه نوع لبنیاتی مصرف می‌کنیم و لذا با برندها کارداریم نه کالاها.
وضعیت ایران به نظر شما از این منظر چگونه است.آیا ما برندهای جهانی داریم؟
به نظر من در ایران ما در عصر سوم تجارت هستیم. هنوز وارد عصر برند نشده‌ایم. البته این سخن مطلق نیست و در میان کالاهای ایرانی برندهای خوب هم داریم اما سخن من در مقیاس جهانی است. اگر از نظر داخلی نگاه کنیم می‌توانیم برخی برند‌‌ها را نام ببریم. اما در بعد جهانی ما برند نداریم. یعنی الان می‌توانیم برند ایرانی را نام ببرید که در دنیا
شناخته شده باشد.
چرا برندهای ایرانی در عرصه بین‌المللی موفق نبوده‌اند؟
ریشه این مسئله را باید در ماهیت صادرات ما جستجو کرد. ما شیوه تعامل و ارتباط با دنیا را به خوبی بلد نیستیم. صادرات ما قطعی و موجی است. یعنی به درازمدت فکر نمی‌کنیم. در یک دوره‌ای بازاری را به دست می‌آوریم، سود خود را می‌بریم و از آن بازار بیرون می‌رویم. مثال واضح این امر بازار تازه و تشنه کشورهایی آسیای میانه در سال 1991 بعد فروپاشی شوروی سابق بود. برای مدت کوتاهی در این بازارها خود را پیدا کردیم و سپس به دلایل زیادی از جمله تقلب در کالا عدم کیفیت کالا عدم تداوم حضور و... بازار را از دست دادیم و این بازار بسیار بزرگ امروزه تحت سیطره برندهای ترکیه است.
مسئله ایرانی در قبال سازمان تجارت جهانی WTO چگونه است؟
ایران در سال 1384 با زیرکی دیپلماتیک رئیس تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای وقت یعنی دکتر روحانی به عضویت سازمان تجارت جهانی درآمد. عضویت ناظر. یک دوره 10 ساله به ایران مهلت دادند تا ایران بتواند شرایط داخلی خود را با قوانین WTO وtrips منطبق سازد که متاسفانه به هیچ وجه در این مسیر حرکت نکردیم.
آیا شاخص وجود دارد که می فرمایید در این مسیر حرکت نکرده ایم؟
دقیقآ. براساس گزارش بانک جهانی راه اندازی و کسب و کار در ایران در سال 2005 یعنی 1384 رتبه 108 جهانی را داشت. در سال 2013 یعنی 1392 و با گذشت 8 سال از عضویت ایران این رتبه با 44 رتبه سقوط به 152 تنزیل کرد. این در حالی است که در همان سال رتبه کسب و کار در عراق 151 بود یعنی یک درجه جلوتر از ما.
دلیل این امر چیست؟
دلایل متعددی دارد که مهم ترین آن نوع نگاه دولتمردان ما به مساله الحاق است. ببینید سازمان تجارت جهانی مدرسه ای است که همه باید در آن ثبت نام کنند. در فاصله سال 90 تا 91 یعنی 2 سال قبل بیش از 30 کشور عضو شده اند. اگر شما با مدیر مدرسه مشکل دارید راه حل آن این است که به مدرسه نروید. اگر با معلم مشکل دارید راه حل آن ترک کلاس نیست. بلکه باید تلاش کرد رتبه خوبی بدست آورد و شاگرد ممتاز شد تا حرف برای گفتن و شنیدن بوجود آید.
شما نخستین کسی بودید که پس از روی کار آمدن دکتر روحانی به ایشان نامه نوشتید و از مشکلات ایران درWTO و خطراتی که پیش‌روست صحبت کردید. الان اوضاع چطور است؟
ما پس از سال‌ها مخالفت غربی‌ها و بخصوص آمریکایی‌ها توانستیم عضو ناظر سازمان تجارت جهانی شویم. این عضویت مرهون تدبیر زیرکانه ایشان بود که شاید در فرصتی دیگر و به مقتضای بحث شرایط آن روز را بازگو کند. من معتقدم اگر با همان تدبیری که عضو شدیم 8 سال پس ازآن برای آمادگی الحاق سپری می‌شد ما امروز خیلی جلو بودیم. به نظرم ما فرصت‌سوزی کرده‌ایم و به مزیت نسبی خود بالیده‌ایم. مزیت نسبی ما نفت بوده اما دوران مزیت نسبی در حیات تجارت به سر رسیده است. امروز از مزیت رقابتی صحبت می‌کنیم. اگر به خود می‌بالیم که در تجارت فولاد رتبه اول صادرات جهانی را کسب کرده‌ایم به نظرم این اصلآ افتخار نیست بلکه فاجعه است. ما باید از خام‌فروشی دوری کنیم. مقام رهبری بارها تاکید کرده‌اند که باید اقتصاد بدون نفت را پایه‌گذاری کرد. اما آنچه که مرا ناچار ساخت به رئیس محترم جمهور نامه بنویسم احساس خطری بود که حس کرده و هنوز حس می‌کنم. ما طی سال‌‌های گذشته معاهده لیسبون را فراموش کرده بودیم. معاهده لیسبون تصریح می‌کند برخی کالاها یا ریشه سرزمینی دارند مثل محصولات کشاورزی. مثل زعفران، انار، انجیر و یا اینکه ساخته دست بشر هستند مثل صنایع دستی.
برای گروه اول می‌توان کدهای جغرافیایی GI و برای گروه صنایع دستی می‌توان کد AO گرفت. گرفتن این کدها چه فایده‌ی دارد؟
برخی محصولات، خاص یک سرزمین هستند مثل چای دارجیلینگ که از آن غرب بنگلادش است. مثل زعفران ایران و کشورها می‌توانند برای این کالاها کد جغرافیایی بگیرند و اگر کشور دیگری دست به تولید زد، برای صادرات باید به کشور دارای کد، حق امتیاز پرداخت کند. متأسفانه امروز، شش کشور اسپانیا، چین، ترکیه، مراکش، کشمیر و افغانستان مدعی زعفران هستند و در ایران هیچ اقدا می در این زمینه صورت نگرفته است. جالب است بدانید زعفران افغانستان امسال در جایزه کیفیت و حکم بهترین زعفران جهان شناخته شد. در ایران با قاطعیت به شما می‌گویم علیرغم پیگیری‌‌های فراوانم، این امر راه به جایی نبرده است و کماکان سکوت حکمفرماست. گویی اراده‌ای وجود دارد که سرمایه‌‌های کشور از دست بروند.
شما حتی در مورد سرقت میراث ایرانیان توسط کشورهای دیگر گفتید.چرا نماد پول کشورهای دیگر شخصیت‌‌های برجسته ایرانی است؟
یک معاهده جهانی در یونسکو وجود دارد به نام میراث ناملموس بشریت ICH. ایران هم عضو این معاهده است. کشورها باید از داشته‌‌های فرهنگی و ملی خود در جهان توسط این معاهده حفاظت کنند و برای نگهداری، تبلیغ و توسعه آن کمک‌‌های بلاعوض دریافت کنند. سه سال قبل در کنفرانس برند گردشگری که معاون وقت رئیس جمهور هم حضور داشت، درباره پرونده <تار ایرانی> هشدار دادم که این موضوع توسط دولت آذربایجان در حال پیگیری است. پاسخ ایشان جز لبخند چیزی نبود. دقیقاً 5 ماه بعد از کنفرانس، تار به نام آذربایجان ثبت شد. چوگان به نام آذربایجان ثبت شد و شخصیت‌‌های متعدد ایرانی را می‌بینید که تصاویر آنها روی اسکناس‌‌های کشورهای اطراف است: ابن‌سینا بر روی اسکناس‌‌های تاجیکستان، ابونصر فارابی در کشور قزاقستان، نظامی گنجه‌ای در آذربایجان و ... البته این قصه دردناک سر دراز دارد و من نمی‌دانم در چند سال آینده تاریخ گذشته ما چگونه روایت خواهد شد.
داستان ایران در سازمان تجارت جهانی چیست؟ آیا ایران به عضویت فعال این سازمان در می‌آید؟
قاطعانه به شما می‌گویم سال آینده که عضویت نظارتی ما تمام می‌شود، به هیچ وجه عضو فعال نخواهیم شد و احتمالاً برای یک دوره دیگر، عضو ناظر باقی می‌مانیم. در تطبیق قوانین داخلی با Trips مشکل داریم. هنوز قانون کپی رایت را امضا نکرده‌ایم. در زمینه حمایت از علائم تجاری، نظام تعرفه‌‌ها و ... مشکلات فراوانی وجود دارد. عدم عضویت فعال ما در WTO فرصت‌سوزی است و ما بسیاری فرصت‌‌ها را در سال‌‌های آینده از دست خواهیم داد.
درباره تقلب برندهای ایرانی هم قدری توضیح دهید.
عدم آشنایی شرکت‌‌های صادراتی ما با قوانین جهانی باعث شده است تا علاوه بر اینکه سهم بازار این شرکت‌‌ها در فضای بین‌المللی از دست برود بلکه برند آنها هم تقلب شود. توصیه من به این شرکت‌‌هایی که دست‌اندرکار صادرات هستند، این است که علاوه بر اینکه برند خود را ثبت داخل کنند، از ثبت جهانی برند در سوئیس نیز غافل نباشند. ثبت جهانی برند و استفاده از® برای کالاهای ایرانی یک مزیت رقابتی است و از تقلب برند آنها جلوگیری می‌کند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی